بررسی کسب درآمد از طریق همکاری در فروش یا ساخت فروشگاه اینترنتی
شیوه های کسب درآمد در اینترنت و آنلاین متنوع است و این تنوع موجب شده تا افراد با نگاه خاصی وارد این بازار اینترنتی شوند. یکی از شیوه های قدیمی و معمول کسب درآمد ، همکاری در فروش و یا گرفتن سود از طریق فروش کالا و محصول دیگران است. یکی دیگر هم فروش مستقیم به مشتری از طریق اینترنت است یعنی فروشنده با ایجاد فروشگاه اینترنتی یا سایت محصول و کالای خود را شخصا به فروش می رساند و کسب درآمد می کند. در اینجا قصد داریم تا این دو شیوه کسب درآمد اینترنتی یعنی همکاری در فروش و ایجاد فروشگاه و سایت فروش اینترنتی را بررسی کنیم :
راه اندازی کسب و کار اینترنتی یکی از کارهایی است که این روزها بسیاری از مردم ایران با آن آشنا شده و دوست دارند شروع کنند. کسب و کار اینترنتی مزیت های فراوانی دارد ازجمله داشتن آزادیِ زمان و مکان، به این معنی که مجبور نیستید سر ساعات مشخصی سر کار حاضر شوید یا در محل خاصی کسب و کار خود را کنترل و مدیریت کنید.
به عنوان مثال میتوانید حتی در سفر هم به کسب درآمد پرداخته و فروش داشته باشید. همچنین زمان دیگر در دست شماست و میتوانید هر طور که مایلید از زمان خود استفاده کنید.
راه اندازی کسب و کار اینترنتی برخلاف کسب و کارهای سنتی ریسکی نداشته و برای راه اندازی آن نیاز به هزینه یا سرمایه بسیار کمی دارید.
با افزایش روز افزون خرید و فروش های اینترنتی و کسب و کارهای آنلاین در ایران، راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی چیزی است که ذهن بسیاری از افراد را برای ایجاد یک درآمد غیر فعال و رسیدن به آزادی مالی مشغول کرده است.
اما سوالی که ممکن است پرسیده شود این است که چگونه یک کسب و کار اینترنتی را شروع کرده و چه مدل از کسب و کار اینترنتی را انتخاب کنیم؟
کسب و کار اینترنتی مدل های مختلفی دارد که میتوانید برای شروع با توجه به توانایی ها و میزان بودجه و امکاناتی که در اختیار دارید، یکی از مدل ها را انتخاب کنید.
برای کسب و کار اینترنتی باید چیزی برای فروش داشته باشید، این میتواند کالای فیزیکی باشد یا یک محصول دیجیتالیِ قابل دانلود.
برای فروش محصولات فیزیکی از طریق اینترنت دو حالت وجود دارد، یکی راه اندازی فروشگاه اینترنتی برای فروش محصولات فیزیکی که برای خودتان است یا خود اقدام به تولید آن میکنید و دیگری فروش محصولات دیگران و دریافت پورسانت، که به آن همکاری در فروش گفته میشود.
در این مقاله قصد داریم تا مقایسه ای بین این دو مدل کسب و کار اینترنتی که متمرکز بر فروش محصولات فیزیکی است، انجام دهیم تا در نهایت بتوانید یک یا ترکیبی از این دو مدل را برای شروع کسب و کار خود انتخاب کنید.
سایت فروشگاه اینترنتی با کسب درآمد از همکاری در فروش چه تفاوتی دارد؟
همکاری در فروش یعنی زمانی که شما محصولِ فرد دیگری را به فروش رسانده و از بابت هر فروشی که انجام دهید درصدی پورسانت به شما تعلق خواهد گرفت. به عنوان مثال اگر محصولی قیمت ۲۰۰۰۰ تومان داشته باشد و از بابت فروش هر محصول، ۲۰ درصد به شما پورسانت تعلق بگرید، شما میتوانید ۴۰۰۰ تومان سود کنید.
از طرفی راه اندازی فروشگاه اینترنتی به این صورت است که شما محصولات خودتان را به فروش میرسانید و قیمت آن را نیز خود تعیین میکنید، در نتیجه اگر محصولی ۲۰۰۰۰ تومان قیمت داشته باشد، بعد از فروش آن ۱۰۰ درصد سود متعلق به شما خواهد بود.

البته شاید در نگاه اول راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی و فروش محصولات خودتان بسیار بهتر باشد، اما هر کدام از مدل های معرفی شده مزیت ها و معایبی دارند که در ادامه به آن اشاره میکنیم.
مزایای سایت فروشگاه اینترنتی چیست؟
راه اندازی فروشگاه اینترنتی کار آسانی نیست اما آنقدرها هم که فکر میکنید سخت نیست. برای ساخت یک فروشگاه اینترنتی نیازی نیست یک تولید کننده یا مخترع باشید، خیلی از افراد فروشگاه اینترنتی راه اندازی میکنند تا کارهای دستی خودشون رو به فروش برسونند یا محصولات آموزشی مثل سی دی یا دی وی دی های آموزشی، بازی های کامپیوتری، پک های نرم افزاری یا کتاب های صوتی و الکترونیکی و یا حتی کاغذی را به فروش برسونند.
بسیاری نیز محصولاتی را به صورت عمده و با قیمت پایین تر خریداری کرده و سپس آن را برای فروش آنلاین در سایت فروشگاه اینترنتی خود قرار میدهند.
مهمترین مزیت راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی در مقایسه با کسب درآمد از همکاری در فروش را میتوان در داشتن آزادی برای قیمت گذاری، دریافت ۱۰۰ درصد سود و ارتباط مستقیم با مشتریان و دسترسی به اطلاعات تماس آن ها چون ایمیل شان نام برد.
زمانی که شما با مشتریان خود ارتباط مستقیم داشته باشید و محصول را بدون واسطه به مشتری برسانید، میتوانید با دریافت ایمیل آن ها و اطلاعات تماس شان، برای محصولات دیگر خود نیز با آن ها ارتباط برقرار کرده، تخفیفاتی را ارائه دهید، قیمت محصولات را خود تعیین کنید و در نهایت برای تبلیغ و ترویج محصولات و خدمات تان نیز هیچ محدودیتی نخواهید داشت و میتوانید هر طور که دوست دارید محصولات خود را تبلیغ کنید.
برخی از سیستم های همکاری در فروش ممکن است به شما امکان تبلیغ محصولات شان را به هر روشی ندهند، لذا در این مورد محدودیت خواهید داشت، اما اگر سایت فروشکاه اینترنتی خود را داشته باشید میتوانید هر طور که مایلید تبلیغات انجام دهید، محصولات خود را قیمت گذاری کنید و صد در صد سود را به دست آورید.
یکی دیگر از مزیت های مهم راه اندازی فروشگاه اینترنتی این است که میتواند به سرعت پیشرفت کند. در صورتی که با برنامه ریزی درست و اصولی فروشگاه آنلاین خود را راه اندازی کنید، میتوانید به سرعت آن را به درآمد رسانده و با هزینه کردن برای بهترین نوع بازاریابی اینترنتی و تبلیغات آنلاین فروش خود را افزایش دهید.
معایب سایت فروشگاه اینترنتی چیست؟
راه اندازی سایت فروشگاه اینترنتی در کنار مزایای خوبی که دارد، یک مشکل بزرگ هم دارد و آن این است که نیاز به سرمایه اولیه تقریبا بالایی برای شروع دارد، به عنوان مثال اگر بخواهید محصولاتی را به صورت عمده خریداری کنید نیاز به هزینه کردن برای خرید محصولات به تعداد زیاد دارید، که این هزنیه در ابتدا بالا است، سپس نیاز به جایی برای انبار کردن و نگهداری از محصولات خریداری شده خواهید شد.

فروشگاه اینترنتی نیاز به بسته بندی و تحویل محصولات به مشتریان، پشتیبانی آن ها، مدیریت کالاهای مرجوع شده و یا دارای اشکال، مدیریت مشتریانِ ناراضی که خواهان بازگشت وجه شان هستند و بسیاری کارهای دیگر دارد که همه این ها زمان بر و مشکل هستند، البته در صورتی که توانایی کار با چند نفر دیگر را دارید، این کارها میتواند ساده تر شده و بین افراد تقسیم بندی شود.
مزایای کسب درآمد از همکاری در فروش چیست؟
در مقابل، کسب درآمد از همکاری در فروش از آنجایی که محصولات دیگران را به عنوان یک واسطه به فروش میرسانید، این مزیت را دارد که دیگر نگرانی بابت خرید عمده محصولات و هزینه کردن بالا و انبار داری نخواهید داشت.
همچنین مسائل مرتبط با تحویل کالا، مشکلات مرجوعی و پشتیبانی مشتریان نیز بر عهده فروشنده اصلی است و شما به عنوان بازاریاب یا واسطه تنها کافی است لینکی به صفحه فروش محصول داده و در نهایت بعد از هر فروشی پورسانت خود را دریافت کنید.
برای شروع کسب درآمد از این روش تنها کافی است در سیستم های همکاری در فروش که در ایران هم رو به افزایش هست عضو شوید و سپس لینک هر محصول یا لینک همکاری در فروش خود را برای جدب مشتری در سایت خود قرار داده یا به روش های دیگر ترویج کنید.
معمولا بنا به سیستم همکاری در فروش برای هر محصول بین ۵ درصد تا حتی ۷۵ درصد ممکن است پورسانت دریافت کنید.
خوشبختانه این روزها برای هر محصول و خدماتی که فکرش را بکنید یک سیستم همکاری در فروش وجود دارد، که میتوانید با توجه به موضوع سایت خود محصولات و خدمات مشابه را پیدا کرده و به فروش برسانید.
برای شروع همکاری در فروش نیاز به هیچ هزینه ای ندارید و هیچ محدودیتی سر راه شما وجود ندارد. بر عکسِ سایت فروشگاه اینترنتی، راه اندازی سایت همکاری در فروش و کسب درآمد به این روش بسیار آسان تر و کم ریسک تر است.
تنها چیزی که لازم دارید توانایی ساخت وبلاگ یا سایت است و سپس تولید محتوا برای ترویج محصولاتِ همکاری در فروش بدون نگرانی از بابت خرید عمده محصولات و هزینه و ریسک بالا.
معایب کسب درآمد از همکاری در فروش چیست؟
از مهمترین معایب کسب درآمد از همکاری در فروش این است که تمام سود برای شما نخواهد بود و باید تابع قوانین سایت اصلی فروشنده باشید.
ممکن است هر لحظه سیستم همکاری در فروشی که انتخاب کرده اید از فعالیت باز بماند یا به هر دلیلی شما را از ادامه کار با سیستمِ خود کنار بگذارد.

از دیگر معایب، نداشتن ارتباط مستقیم با مشتریان و عدم دسترسی به اطلاعات مشتریان چون نام ایمیل آن ها برای انجام فروش های بعدی است.
امکان قیمت گذاری برای محصولات در دست شما نیست و این سایت یا فروشنده اصلی است که مشخص میکند قیمت هر محصول چقدر باشد و شما از بابت فروش هر کالا چقدر پورسانت دریافت کنید.
بالاخره کدام یکی از این دو مدل را برای شروع انتخاب کنیم؟
اینکه با کدام یک شروع کنید در نهایت بستگی به شما و میزان بودجه تان دارد، اما پیشنهاد ما این است که اگر تازه کار هستید با سیستم های همکاری در فروش شروع کنید.
زیرا اولا نیاز به سرمایه و ریسکی برای شروع ندارد، ثانیا با فروش محصولات دیگران در ابتدا میتوانید تجربه کافی برای راه اندازی یک سایت فروش اینترنتی برای خودتان را به دست آورید.
البته هدف اصلی شما باید این باشد که کسب درآمد از هر دو مدل را مد نظر قرار دهید، یعنی باید کسب و کارتان هم از همکاری در فروش کسب درآمد کند و هم از سایت فروشگاه آنلاینی که خودتان راه اندازی و اداره میکنید.
میتوانید ابتدا با سیستم های همکاری در فروش شروع کرده و سپس بعد از مدتی که درآمد و بودجه کافی و مهارت لازم را به دست آوردید در کنار آن سایت فروشگاه اینترنتی خود را راه اندازی کرده و فعالیت های تان را گسترش دهید.
چطور شروع کنم؟
چه بخواهید سایت فروشگاه اینترنتی خودتان را راه اندازی کنید و یا از سیستم های همکاری در فروش برای کسب درآمد استفاده کنید، فرقی در نحوه شروع ندارد، در هر حال باید اقدامات اولیه زیر را انجام دهید:
انتخاب بازار هدف: برای شروع ابتدا باید یک بازار هدف برای خود انتخاب کرده و مشخص کنید که میخواهید در چه بازاری و در مورد چه موضوعی فعالیت کنید و سپس مخاطبان و مشتریان هدف تان را شناسایی کرده و نیازها و مشکلات شان را پیدا کنید.
راه اندازی سایت و تولید محتوا: سپس باید سایت خود را راه اندازی کرده و آن را با محتوای مرتبط با بازار و مخاطبان هدف خود و مشکلات موجود در آن حوزه پر کنید.
جذب بازدید کننده به سایت: سایت شما حتی اگر بهترین محتوا را هم داشته باشد، اما هیچ بازدید کننده ای به آن سر نزند، بی فایده خواهد بود، در نتیجه بعد از تولید محتوا باید اولا سایت تان را با توجه به اصول سئو بهینه سازی کنید و سپس با استفاده از روش های مختلف برای جذب بازدید کننده سعی به افزایش ترافیک سایت خود داشته باشید تا بتوانید در مرحله بعدی اقدام به ترویج محصولات و خدمات برای فروش کنید.
کسب درآمد از یکی از دو مدل معرفی شده: بعد از مدتی که از شروع فعالیت سایت تان گذشت و مشکلات موجود در بازار هدف خود را به خوبی شناسایی کردید، میتوانید با استفاده از سیستم های همکاری در فروش، محصولات و خدمات مرتبط با موضوع سایت تان را که ارائه دهنده راه حل مناسبی برای مشکلات موجود در بازار باشند، انتخاب کرده و آن ها را در سایت خود معرفی و تبلیغ کنید تا بتوانید از محل فروش آن پورسانت خوبی دریافت کنید.
یا اینکه در صورتی که امکاناتش را دارید میتوانید محصولات مرتبط با موضوع سایت خود را پیدا کرده، آن ها را به صورت عمده خریداری کرده و با راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی، به صورت مستقیم اقدام به فروش آن کالاها در سایت تان کنید.

البته راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی تنها به معنی فروش محصولات فیزیکی نیست، بلکه میتوانید محصولات آموزشیِ قابل دانلود مثل فیلم های آموزشی، پادکست های صوتی، خدمات طراحی و برنامه نویسی، ایبوک ها یا کتاب های الکترونیکی را نیز برای فروش قرار دهید که البته ریسک این روش هم بسیار کمتر از فروش محصولات فیزیکی است.
در پایان…
راه اندازی کسب و کار اینترنتی این روزها در ایران بسیار رو به افزایش هست، حتی اگر یک کارمند شاغل هستید و درآمد دارید باید برای دراز مدت و آینده خود به فکر ایجاد یک منبع درآمد غیر فعال باشید، برای این منظور راه اندازی کسب و کار آنلاین میتواند بهترین گزینه باشد که نیاز به سرمایه بسیار کم و ریسک پایینی برای شروع دارد.
مدل های مختلفی برای راه اندازی کسب و کار آنلاین وجود دارد که در این مقاله دو نمونه از آن را مقایسه کردیم.
امروز بهترین موقع برای شروع و راه اندازی کسب و کارتان است پس دست دست نکرده و مدلی را که برای تان آسان تر است انتخاب کرده و همین امروز کسب و کار اینترنتی تان را شروع کنید.
میتوانید همین امروز با انتخاب بازار هدف و ایجاد سایت و تولید محتوا برای آن، اولین و مهمترین گام را برای شروع کسب و کار خود بردارید.
آموزش راه اندازی کسب و کار خانگی سودآور
یکی از بهترین شیوه کسب درآمد که سوداور بوده و بسیار مقرون به صرفه است کسب و کارهای خانگی و یا کسب درآمدهای خانوادگی هست. این نوع کسب و کار در دنیا همیشه مورد توجه بود و در ایران بیشتر مربوط به برخی صنایع و حرفه های خاص مثل قالیبافی ، حصیر بافی، گلیم بافی و ... محدود می شود ولی با توسعه اینترنت و رشد کسب و کارهای آنلاین و زمالنی که خرید آنلاین با اقبال همگانی مواجه شد کسب و کار خانگی هم دچار تحول و تغییر شد و عده زیادی به فکر راه اندازی کسب درآمد آنلاین یا اینترنتی در خانه خود شدند. کسب و کار خانگی به دلیل سوددهی بالا و مزایای حرفه ای که دارد (در ادامه برخی مزایایش خواهد آمد) هر خانواده ای می تواند اقدام به راه اندازی و کسب درآمد کند.
چنانکه پیش تر گفتم، داشتن کسب و کار اینترنتی و کار کردن از خانه مزیت های فراوانی دارد از جمله داشتن آزادی و این که رئیس خودتون هستید و دیگر نیاز نیست تا به کسی جواب پس بدهید، این آزادی عمل به شما امکان میده تا در هر موقعی از شبانه روز که خواستید به کار کردن بپردازید یا برخی روزها به کل کار را رها کرده و به انجام فعالیت های دلخواه تان برسید.
اما داشتن آزادی عمل فراوان باعث میشه تا دچار مشکل شده و گاهی انجام کارهای واجب برای کسب و کار خانگی خود را عقب انداخته و امروز و فردا کنیم و همین باعث عدم پیشرفت کار خواهد شد.
اما چه کار کنیم تا بتونیم بهره وری کسب و کار خانگی خود را افزایش داده و به طور موثرتری به انجام فعالیت های لازم و مهم برای کسب و کارمان بپردازیم.
مزایای کسب و کار خانگی چیست؟
همانطور که گفته شد یکی از مهمترین مزیت های کسب و کار خانگی داشتن آزادی عمل است.
دومین مزیت راه اندازی کسب و کار خانگی داشتن زمان بیشتر است، در کسب و کار خانگی شما میتونید به راحتی از زمان خود استفاده کرده و هر زمانی که دوست داشتید کارهای خود را انجام دهید، مجبور نیستید سر زمان مشخصی سر کار حاضر شوید، همچنین میتونید از زمان خود آنطور که دوست دارید استفاده کنید.
مجبور نیستید به کسی جواب پس دهید و رئیس خودتان هستید.

تمام این موارد از جمله مزیت های کسب و کار خانگی است، اما این مزیت ها باعث ایجاد یک سری مشکلات هم می شوند.
زمانی که به سر کار رفته و کارمند هستید مجبورید در زمان های مشخصی سر کار حاضر شوید و در صورتی که فعالیتی را پشت گوش انداخته یا آن را به درستی انجام ندهید، باید به رئیس خود توضیح دهید.
همین مسئله باعث میشود تا مجبور به رعایت برخی شرایط باشید و از پشت گوش انداختن کار یا بی نظمی در انجام آن خودداری کنید.
اما از آن جایی که در کسب و کار خانگی زمان در اختیار شماست تا آنطور که دوست دارید از آن بهره ببرید و همچنین مجبور نیستید تا به کسی جواب پس دهید، بهره وری شما کاهش می یابد.
افزایش بهره وری کسب و کار خانگی با برنامه ریزی
یکی از مهمترین نکاتی که در رابطه با کسب و کارهای خانگی باید رعایت کنید این است که مرزی بین زندگی شخصی خود و کاری که انجام می دهید، قائل شوید.
یکی ازمشکلاتی که کسب و کارهای خانگی دارند این است که بعد از مدتی احساس می کنید دیگر هیچ مرزی بین این دو نیست، در حالی که زمانی که سر کار می روید میدانید تا ساعت مشخص سر کار هستید و بعد از آن دیگر آزاد بوده و میتوانید روی مسائل و موضوعات مرتبط با زندگی شخصی تان متمرکز شوید.
برای همین منظور در این قسمت با راه کارهایی که به شما ارئه می دهیم، هم می توانید مرز بین زندگی شخصی و کاری خود را مشخص کنید و هم اینکه بهره وری کار خود را افزایش داده و از پشت گوش انداختن و امروز فردا کردن تان بکاهید.
سر ساعت مشخصی از خواب بلند شوید.
ببینید این خیلی مهمه که برای روز خود برنامه داشته باشید و هر روزتان را از لحظه ای که از خواب بلند میشوید با یک برنامه ریزی شروع کنید، بهترین کار این است که سر ساعت مشخصی از خواب بلند شوید.
اگر نمی توانید دقیقا سر ساعت ۸ از خواب بلند شوید حداقل سعی کنید بین ساعت ۸ نهایت ۹! دیگه از تخت تان بیرون آمده و روزتان را آغاز کنید.

به این ترتیب بعد از مدتی بدن تان به ساعت بیدار شدن عادت کرده و میتونید هم خیلی راحت تر از خواب بلند شوید و هم از لحاظ ذهنی میدانید که باید هر چه سریعتر شروع به انجام فعالیت های مرتبط با کسب و کار خانگی تان کنید.
درست است که کسب و کار خانگی یعنی تا هر موقعی که دلتان میخواهد بخوابید و هر موقعی هم که دوست داشتید کارتان را شروع کنید، اما مطمئن باشید با این کار زمان بسیاری را از دست خواهید داد.
بهترین کار این است که خودتان را مانند یک کارمند، ملزم به رعایت قوانین کنید.
ممکن است شما صبح ها برای انجام کارهای خود بیشترین انرژی را داشته باشید و یا ممکن است این انرژی را عصر ها داشته باشید، اما با همه اینها بهتر است سعی کنید صبح ها سر ساعت مشخصی از خواب بلند شده و حداقل از زمان تان بیشترین استفاده را کنید.
لباس مناسب بپوشید.
حتما می گویید اگر قرار است این کارها را انجام دهم خب چه کاریه میرم سر کار دیگه! برای چی اصلا باید از خانه کسب و کاری رو راه اندازی کنم؟
درست است، اما اگر بخواهید با لباس خواب بنشینید سر کار و کاسبی تان، ذهن شما نمی تواند تمرکز کافی روی کارتان داشته باشد و هر لحظه منتظرید تا به بهانه ای از سر کار برخاسته و آن را رها کرده به دنبال کار دیگری بروید.
سعی کنید قبل از شروع یک لباس خوب بپوشید و حداقل لباس خواب تان را عوض کنید.
لازم نیست با کت و شلوار یا لباس فرم سر کار خود حاضر شوید، اما بهتر است لباس مناسبی بپوشید تا ذهن تان بداند که دارید کار مهمی انجام میدهید، به این روش میتونید تمرکز و بهره وری خود را تا حدود بسیار زیادی افزایش دهید.
امتحانش ضرری نداره یکبار هم که شده این کار را انجام دهید.
یک فضای کاری در خانه تان برای خود ترتیب دهید.
همانطور که لباس مناسب پوشیدن هنگام کار ذهن تان را متمرکز میکند، خوب است که یک فضای کوچک هم به عنوان محیط کاری برای خود در نظر بگیرید.
به هیچ عنوان روی مبل یا تخت خواب لم ندهید و کار کنید.
حتی شده یک فضای کوچک در گوشه خانه تان برای انجام کارهای مرتبط با کسب و کار خانگی خود ترتیب داده و هر روز با رفتن به آن جا به مغزتان نشان دهید که میخواهید کارهای مرتبط با کسب و کار خانگی خود را شروع کنید.
این محیطی است که در آن کارهای کسب و کار خانگی یا اینترنتی خود را انجام می دهید و به هیچ کار دیگری فکر نکرده و تمرکزتان را بر هم نخواهید زد.
اگر میتوانید یک میز کوچک داشته باشید و لپ تاپ یا کامپیوتر خود را روی آن قرار دهید، کاغذ، خودکار، دفتر، هِد سِت و هر آنچه به آن نیاز دارید را نیز در دسترس خود داشته باشید و از هر چیزی که حواستان را پرت کند دوری کنید.

هر گاه وارد این مکان می شوید یعنی باید کار خود را شروع کنید و هر گاه از آن خارج می شوید یعنی کارتان تمام شده و میتوانید به چیزهای دیگر فکر کنید و از زمان تان لذت ببرید.
بازگشت به این مکان یعنی آغاز کار و ترک آن یعنی شروع استراحت یا پرداختن به فعالیت های دیگر.
یک لیست تهیه کنید.
زمانی که کارهای زیادی برای انجام دارید میتوانید از نوشتن لیست و اولویت بندی آن استفاده کنید.
یکی از بهترین کارها که ذهن شما را مرتب کرده و به آن سر و سامان میدهد این است که لیستی از کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید.
به عنوان مثال میتونید یک لیست برای کارهای مرتبط با کسب و کارتان تهیه کنید و یک لیست هم برای فعالیت های دیگر.
اگر کتاب قورباغه را قورت بده را خوانده باشید، در این کتاب اشاره شده که همیشه سعی کنید کارهای سخت و مشکل یا فعالیت هایی که همیشه انجام آن را پشت گوش می اندازید اول انجام دهید.
پس بهترین کار این است که اولین کاری که در شروع روز می خواهید انجام دهید، سخت ترین فعالیت و البته مهمترین آن باشد، البته این کار باید مرتبط با کسب و کار خانگی تان باشد.
میتوانید کارهای خود را اولویت بندی کرده و مهمترین و سخت ترین آن ها را در ابتدای روز انجام دهید و کارهای کم اهمیت تر و ساده تر را در مراحل بعدی انجام دهید.
لیست ها به شما کمک میکنند تا بتونید تمرکز بهتری روی کارهای خود داشته و در عین حال بدونید که در شروع هر روز باید ابتدا روی چه فعالیت هایی تمرکز داشته باشید.
به خودتان استراحت بدهید
لازم نیست از صبح تا شب خودتان را در خانه حبس کرده و فقط برای کسب و کار خانگی تان کار کنید، بد نیست گاهی به خود استراحت داده، بیرون بروید و خوش بگذرانید.
کار در خانه به معنی از صبح تا شب در خانه ماندن نیست.
باید روابط اجتماعی تان را تقویت کنید، دوستان جدیدی پیدا کنید و به فعالیت های دیگر بپردازید، بیرون رفته و زندگی را از هر جنبه آن تجربه کنید و لذت ببرید.

مزیتی که کارمندان دارند این است که در محیط کار با افراد مختلف در ارتباط هستند و روابط اجتماعی دارند، ولی اگر در خانه کار می کنید نیز باید به این روابط اهمیت دهید و بعد از مدتی تبدیل به یک آدم منزوی که علاقه ای به ترک لپ تاپ و کامپیوتر خود ندارد، نشوید.
پس تا میتوانید به خودتان استراحت داده و با افراد و گروه های مختلف ارتباط برقرار کرده و چیزهای جدیدی را تجربه کنید.
مزیت کسب و کار خانگی این است که زمان در اختیار شماست و میتوانید از آن هر جور که مایلید استفاده کنید، پس هر گاه لازم بود از زمان تان برای تفریح، استراحت، خوش گذرانی، سفر و تجربه چیزها و مکان های جدید بهره ببرید.
بازه زمانی مشخص تعیین کنید.
یک روش عالی برای افزایش بهره وری و راندمان کسب و کار خانگی و البته هر کاری این است که بازه های زمانی مشخصی تعین کرده و در این زمانها تمام تمرکز و حواستان را معطوف به کارتان کنید. مثلا میتوانید در مدت زمان ۲۰ الی ۳۰ دقیقه یا بیشتر فقط کار کنید و بعد از پایان این مدت به فعالیت های دلخواه خود برسید.
برای این منظور میتوانید از روش پومودورو استفاده کنید. در این روش میتوانید مثلا به مدت ۳۰ دقیقه کار کرده و سپس به مدت ۱۰ یا ۱۵ دقیقه استراحت کنید.
تعیین بازه های زمانی برای افزایش بهره وری کسب و کارهای خانگی بسیار موثر بوده و میتونید در زمان کمتر کار بسیار بیشتری را انجام دهید.
همچنین همانطور که هر روز در زمان مشخص از خواب بلند شده و کارتان را شروع می کنید، بهتر است یک زمان پایان هم برای خود در نظر بگیرید و در آن زمان دیگر تمام کارهای مرتبط با کسب و کار خانگی خود را تمام کرده و روز کاری تان را به پایان برسانید درست مثل یک کارمند که در ساعت مشخص مثلا ۵ کارش تمام شده و به خانه باز میگردد.
هر کاری که مانده را میتوانید به روز بعد موکول کنید.
مثلا شما باید خود را ملزم کنید تا از ساعت ۹ صبح کار خود را شروع کرده و در ساعت ۵ بعد از ظهر دیگر تمام فعالیت های مرتبط به کسب و کار خانگی تان را به پایان برسانید.
بعد از ساعت ۵ بعد از ظهر لازم نیست به کار فکر کرده و میتوانید از روزتان آن طور که دوست دارید لذت ببرید.
همچنین میتوانید روزهای ۵شنبه یا جمعه را نیز برای خود تعطیل محسوب کرده و به فعالیت های لخواه تان برسید.
البته همه این ها دست شماست و میتوانید آن طور که دوست دارید روزهای هفته و ساعات خود را برنامه ریزی کنید.
سلامتی تان را فراموش نکنید.
کار در خانه باعث میشود که کمی تنبل شوید و هر روز فقط پشت کامپیوتر کار کنید، اما این نباید باعث کاهش سلامتی شما شود.
بد نیست تا در زمان های استراحت خود به فعالیت بپردازید، غذاهای سالم بخورید و ورزش را نیز به هیچ عنوان فراموش نکنید.
با وجود انعطاف زیادی که در استفاده از زمان خود دارید، میتوانید طوری برنامه ریزی کنید که اولین فعالیت شما در شروع روز ورزش باشد و سپس انجام کارهای مرتبط با کسب و کار خانگی.

پس تا میتوانید فعالیت و ورزش کنید و غذاهای سالم بخورید و سلامتی تان را به هیچ عنوان فراموش نکنید.
دقت داشته باشید که رسیدن به آزادی مالی با کسب و کارهای اینترنتی و اداره آن از خانه امکان پذیر است، اما این نباید سلامتی و انرژی شما را تحت الشعاع قرار دهد.
شما که نمی خواهید به آزادی مالی برسید ولی سلامت و تندرست نباشید؟
پس اولویت های خود را طوری ترتیب دهید که سلامتی، تناسب اندام و آزادی مالی را با هم شامل شود.
در پایان…
کسب و کار خانگی مزیت های فراوانی دارد، از جمله داشتن آزادی برای انجام فعالیت های دلخواه و استفاده از زمان در طول هفته و شبانه روز. اما همین آزادی ممکن است بهره وری شما را کاهش داده و دائما کارهای مهمی که باید انجام دهید را پشت گوش بی اندازید.
برای غلبه بر این مسائل و مشکلات لازم هست تا از همان صبح که روز خود را آغاز می کنید برنامه ریزی داشته و از روش هایی که در فوق آورده شد استفاده کرده تا بتوانید راندمان یا بازدهی روز خود را برای کسب و کار خانگی تان افزایش دهید.
همچنین هرگز سلامتی و تناسب اندام خود را فراموش نکنید. اولویت شما در کنار رسیدن به آزادی مالی و کسب درآمد از کسب و کار خانگی باید حفظ و ارتقای سلامتی و تناسب اندام تان نیز باشد.
هیجان کسب درآمد و حفظ انگیزه کسب و کار
راه اندازی و شروع یک کار و کسب درآمد اگر با ایده جذاب همراه باشد یقینا شور و شوق زیادی در انسان و گروه همراهش ایجاد می کند. این انگیزه و اشتیاق اولیه مثل موتور محرک فرد را در کسب و کار به جلو می برد و موجب ایجاد انرژی مضاعف برای اجرای کامل ایده های کسب و کار است اما گاهی اتفاق می افتد که پس از مدتی کوتاه، کارآفرین و صاحب کسب و کار آن روحیه شاد و انگیزه بالا برای ادامه راه را از دست بدهد و این تاثیر بد در رشد کسب و کارشان بگذارد . ممکن است که ایده ها و اهداف فرد که می تواند بسیار راهگشا و موجب ترقی کسب درآمد و افزایش درآمد باشد با رکود مواجه شود . این اتفاق ممکن است برای هر کدام از شما اتفاق بیفتد در این موقع شما، احساس میکنید دیگر آن انگیزه ابتدای کار را ندارید، احساس درجا زدن داشته و هیچ پیشرفتی نمی کنید، نا امیدی بر شما غلبه میکند و انگیزه خود را از دست میدهید، دیگر امیدی به آینده کسب و کاری که راه انداخته اید نداشته و تمام آرزوها و اهداف خود را بسیار دور و دست نیافتنی میابید.
حس میکنید کاری که انجام می دهید ارزش صرف این همه وقت و انرژی را نداشته و فقط وقت تلف کردن است.
اگر چنین احساساتی دارید، بهتر است ایمان و امید خود را از دست نداده و به راه خود ادامه دهید، به هیچ عنوان تسلیم نشوید، زیرا اگر می خواهید در کسب و کار خود موفق باشید باید بمانید و بجنگید و ادامه دهید، اگر می خواهید نا امید شده و با هر سختی و مشکلی دست از کار بکشید باید همین جا بگوییم راه اندازی کسب و کار و رسیدن به آزادی مالی کار شما نیست، بهتر است جایی شاغل شوید و بی خیال رسیدن به آرزوهای بزرگ خود شوید.
اما اگر آمده اید که یک کسب و کار موفق را راه بی اندازید و آرزوهای بزرگی دارید و نمی خواهید به راحتی تسلیم شوید پیشنهاد می کنیم این مطلب را تا انتها بخوانید.
نگران نباشید بی انگیزه شدن و از دست دادن امید و ایمان برای ادامه کسب و کار کاملا طبیعی است و به سراغ همه می آید. اما برای اینکه بتوانید در سخت ترین شرایط هم انگیزه خود را حفظ کرده و به کارتان ادامه دهید لازم است تا اقدامات زیر را انجام دهید:
همواره به خود دلیل راه اندازی کسب و کارتان را یادآوری کنید.
مدتی که از شروع راه اندازی کسب و کارتان گذشت ممکن است فراموش کنید که اصلا برای چه این کسب و کار را راه انداخته اید؟ ممکن است در ابتدا برای داشتن درآمد بیشتر اقدام به راه اندازی یک کسب و کار آنلاین کرده باشید یا اینکه آرزوها و اهداف بزرگتری داشته اید، ممکن است با هدف رسیدن به آزادی مالی دست به این کار زده اید یا از اینکه برای این و آن کار کنید خسته شده و میخواهید رئیس خودتان باشید، یا شاید هم به عنوان یک سرگرمی به آن نگاه کرده اید.
هر چه بوده مهم این است که آن چیز به شما انگیزه کافی برای شروع داده است، پس هر زمان که دچار یاس و نا امیدی شدید، لازم است تا آن چراها و دلایل را به خود یادآوری کنید.
بد نیست هر روز و قبل از شروع کارتان این دلایل را به خود یادآوری کنید تا با انگیزه بیشتری فعالیت های مرتبط با کسب و کار خود را انجام دهید.
کارتان را جذاب و خوشایند کنید.
گاهی انگیزه خود را از دست میدهید زیرا کاری که میکنید به اندازه کافی برای تان جذاب و خوشایند نیست، این کاملا طبیعی است. در خلال راه اندازی کسب و کار اینترنتی و البته هر کسب و کاری، برخی از کارها باید به صورت تکراری انجام شود و ممکن است شما به انجام آن کارها علاقه ای نداشته باشید.
اما به هر حال چه خوشتان بیاید چه نه، برای موفقیت کسب و کارتان لازم است تا این کارها را انجام دهید.
به همین منظور باید به دنبال راهی باشید تا انجام فعالیت های مرتبط با کسب و کار خود را خوشایند کنید:
یکی از روش های عالی برای این منظور این است که برای خود یک پاداش در نظر بگیرید، به این صورت که در یک مدت زمانی که تعیین می کنید مثلا در عرض ۳۰ دقیقه باید کاری که برای تان چندان خوشایند نیست را انجام دهید، اما بعد از پایان این سی دقیقه میتوانید به انجام فعالیتی که به آن علاقه زیادی دارید بپردازید.

برای این منظور میتوانید از روش پومودورو استفاده کرده و با تعیین بازه های زمانی ۲۰ الی ۳۰ دقیقه ای کارهای سخت و ناخوشایند خود را انجام دهید و پس از پایان زمان مشخص شده، کاری که به آن علاقه زیادی دارید را شروع کنید.
مثلا بعد از پایان آن سی دقیقه میتوانید نوشیدنی یا غذایی که دوست دارید را میل کرده یا بازی مورد علاقه تان را انجام دهید یا اینکه یک فیلم یا سریال را تماشا کنید.
اما باید خود را ملزم کنید تا پایان این ۳۰ دقیقه تمام تمرکز خود را روی فعالیتی که انجام میدهید معطوف کنید.
با انجام این کار بعد از مدتی میتوانید فعالیت های ناخوشایند برای کسب و کارتان را با انجام کارهایی که دوست دارید مرتبط کنید.
همچنین در صورتی که امکانش هست میتوانید برخی از کارهای تکراری و ناخوشایند را به دیگران واگذار کنید.
بررسی کرده و ببینید کدام یک از قسمت های کسب و کارتان را میتوانید برای انجام به دیگران واگذار کنید؟
به ذهن تان اجازه ندهید شما را گول بزند.
گاهی وقت ها ممکن است احساس درجا زدن کنید، مخصوصا زمانی که می بینید همه دوستان و آشنایان شما با سر کار رفتن حقوقی در آخر ماه دریافت میکنند در حالی که شما هیچ نتیجه ای از کار خود ندیده و انگار دارید درجا میزنید.
اما این بازی ای است که ذهن تان با شما میکند، بارها شده فکر می کنیم در زندگی به هیچ جایی نرسیده ایم و دیگران همه پیشرفت کرده اند و فقط ما مانده ایم، در حالیکه اگر به ۲ یا ۳ یا ۵ سال گذشته خود نگاه کنید متوجه خواهید شد که از آن روز ها نه تنها بسیار پیشرفت کرده اید بلکه چیزها و تجربیات بسیار زیادی به دست آورده اید.
بدترین کاری که ذهن تان با شما میکند این است که دائما شما را در مقام مقایسه با دیگران قرار داده و به این ترتیب حس درجا زدن به شما دست میدهد.
اما فراموش نکنید که راه اندازی کسب و کار نیاز به زمان دارد و باید با دید بلند مدت به آن نگاه کنید.
مطمئن باشید که شما در ۲ یا ۳ سال آینده بسیار جلوتر از دوستان خود خواهید بود و با ادامه و امید به انجام کاری که می کنید در بلند مدت نه تنها از دوستان خود جلوتر خواهید بود بلکه میتوانید به آزادی مالی ای برسید که همیشه در آرزوی آن بودید.

دقت داشته باشید که اگر امروز به خاطر حس درجا زدن نا امید شده و کارتان را رها کنید، در چند سال آینده حسرت امروز را خواهید خورد و آرزو میکردید ای کاش کارتان را ادامه داده بودید.
پس به هیچ عنوان خود را با دیگران مقایسه نکرده و هرگاه حس درجا زدن به شما دست داد بدانید که فرایند موفقیت در راه اندازی کسب و کارتان یک پروسه بلند مدت است و تنها لازم است تا امید داشته و به کارتان ادامه دهید.
اهداف واقعی و مشخص برای خود تعیین کنید.
یکی از مهمترین دلایل ایجاد بی انگیزگی بعد از شروع کسب و کار آنلاین، در نظر گرفتن اهداف غیر واقعی است. بسیاری از افراد با رویای یک شبه پولدار شدن و کسب درآمد بسیار و بالا شروع به راه اندازی یک سایت یا ساخت کسب و کار آنلاین می کنند، در حالی که کسب درآمد و موفقیت در کسب و کار آنلاین یک پروسه بلند مدت است که حداقل نیاز به یک سال زمان دارد.
اگر اهداف غیر واقعی برای خود انتخاب کنید مطمئن باشید که دیر یا زود دچار یاس و نا امیدی خواهید شد.
در عین حال در نظر گرفتن اهداف بسیار کوچک نیز بعد از مدتی شما را از ادامه کار دل زده خواهد کرد. بسیاری از افراد با هدف کسب درآمد جزئی برای پوشش دادن هزینه های اضافی زندگی خود و به عنوان سرگرمی شروع به راه اندازی کسب و کار آنلاین می کنند.
مثلا خیلی از نوجوانان در تابستان و در اوقات فراغت خود با هدف کسب درآمد جزئی و صرفا برای سرگرمی شروع به ساخت سایت های مختلف با موضوعات متفاوت کرده و در آن روزانه تعداد زیادی مطلبِ کپی از این سایت و آن سایت قرار میدهند با هدف کسب درآمد سریع، در حالیکه بعد از مدتی که سایت نیاز به اداره و صرف زمان و انرژی خواهد داشت تا بتواند به مسیر خود ادامه دهد، از آنجایی که درآمد چندانی ندارند آن را نیمه کاره رها کرده و می گویند این چند تومان پول ارزش ادامه این کار را ندارد.

کاری که باید انجام دهید این است که اهداف واقع بینانه برای خود در نظر بگیرید، نه اهداف خیلی کوچک و نه اهداف خیلی بزرگ و دست نیافتنی.
ممکن است هدف شما کسب درآمد ۱۰۰ میلیون تومان از اینترنت باشد، دقت داشته باشید که این هدف به هیچ عنوان دست نیافتنی نیست و کاملا ممکن است، اما برای شمایی که تازه میخواهید شروع به کار کنید و تجربه و مهارت لازم را ندارید، بسیار دور می نماید، پس بهتر است این هدف بزرگ خود را به قطعات کوچکتری تقسیم کرده و هدفی را در نظر بگیرید که برای تان قابل باور و البته مشخص باشد.
مثلا کسب درآمد ماهیانه ۲۰۰۰۰۰ تومان در مدت ۶ ماه بسیار دست یافتنی تر، واقع بینانه و کاملا مشخص برای ذهنتان است.
زمانی که به این هدف رسیدید میتوانید هدف بعدی خود را کسب درآمد ماهی ۵۰۰ هزار تومان در نظر گرفته و به این ترتیب هم انگیزه کافی برای ادامه خواهید داشت، هم میتوانید کسب و کار خود را گسترش داده و به اهداف بزرگتر برسید.
هر زمان نیاز داشتید به خود استراحت بدهید.
هر کاری کنید باز هم زمان هایی میرسد که واقعا انگیزه و انرژی کافی برای ادامه ندارید، بهتر است گاهی به خود استراحت داده به سفر بروید و یا به انجام فعالیت های دلخواه تان بپردازید، بد نیست هر از چند گاه یک بار به مدت یک هفته از کار خود کناره گیری کرده و به استراحت بپردازید تا ذهن شما آمادگی و انگیزه لازم برای فعالیت مجدد را پیدا کند.

البته دقت داشته باشید که به هیچ عنوان اجازه ندهید این زمان به بیش از یک هفته بی انجامد، تا به اصطلاح پشت تان باد بخورد، باید سعی کنید هر طور شده بعد از مدت یک هفته استراحت به کار خود بازگشته و فعالیت های لازم برای اداره کسب و کارتان را از سر بگیرید.
میتوانید برای ایجاد انگیزه در خود از روش های گفته شده در فوق استفاده کنید.
در پایان…
فراموش نکنید یکی از بهترین روش ها برای ایجاد انگیزه و شروع به انجام فعالیت های لازم برای موفقیت کسب و کارتان این است که یک دلیل واقعی یا به معنی بهتر یک چرای بزرگ برای راه اندازی کسب و کارتان و اهدافی که انتخاب کرده اید داشته باشید.
اگر هدف شما کسب درآمد ۱۰ میلیون تومان در یک سال آینده است، باید دقیقا بدانید چرا میخواهید این ده میلیون تومان را به دست آورید؟
ممکن است بخواهید از این ۱۰ میلیون تومان برای پرداخت اقساط وام خود استفاده کنید یا ممکن است بخواهید آن را در کار بزرگ تری سرمایه گذاری کنید و یا بخواهید از این پول برای خرید چیزی که لازم دارید استفاده کنید.
مهم نیست این رقم چقدر بزرگ یا کوچک باشد، مهم این است که دقیقا بدانید برای چه نیاز به این مقدار پول دارید.
اگر میخواهید هر چه سریعتر به هدف خود برسید باید اولا اهداف قابل باور برای خود تعیین کنید، دوم اینکه باید دقیقا بدانید چرا میخواهید به این هدف برسید، و سوم اینکه باید این هدف کاملا مشخص باشد، اگر میخواهید کسب درآمد کنید باید دقیقا بدانید به چه مقدار پول نیاز دارید، در نهایت برای رسیدن به این هدف یک بازه زمانی مشخص تعیین کرده و دست به کار شوید.
آموزش فروش محصولات در اینترنت یا سایت
برای کسب درآمد از اینترنت می توان از شیوه های مختلف استفاده کرد و ثروتمند شد ولی برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی حتما باید یک محصول جهت فروش داشته باشید وگرنه امکان کسب درآمد وجود ندارد. حال سوال این است که محصول مناسب را چگونه تهیه کنیم و معمولا انتخاب محصول جهت کسب درآمد یکی از دشوارترین مسائل کسب و کار برای افراد تازه کار است . این افراد ممکن است به دلیل عدم دسترسی به محصول مناسب و یا ندانستن محصول ، کسب درآمد از اینترنت را رها کرده و دنبال شغل دیگر بروند. دلیل این رها کردن کسب درآمد از اینترنت تنها یک عامل است : عدم توانایی در تهیه محصول برای فروش در اینترنت . این عدم آگاهی موجب می شود که بسیار افراد کسب و کار فوق العاده اینترنتی را رها کنند. در اینجا قصد دارم تا آموزش کامل چگونگی تهیه محصول جهت فروش در اینترنت و نیز شیوه فروش محصول در سایت را آموزش دهم با ما همرا باشید:
شما میتونید هر چیزی که فکرش رو بکنید از طریق اینترنت و وب سایت خود به فروش برسونید، اما معمولا مشکلی که پیش میاد اینه که بیشتر افراد محصولی برای فروش نداشته و یا تولید یک محصول رو کاری بسیار سخت و غیر ممکن میدونند.
در این مطلب قصد داریم تا با انواع محصولاتی که میتونید به صورت آنلاین به فروش برسونید آشنا شده و سپس با نوعی از محصولات قابل فروش در اینترنت آشنا خواهید شد که میتوانید به راحتی و از همین امروز آن را ساخته و در سایت خود به فروش برسونید.
همچنین با یکی از آسان ترین و کم هزینه ترین محصولاتی که میتوانید در کمتر از یک هفته بسازید و در سایت خود عرضه کنید آشنا خواهید شد.
ممکن است شما جزو دسته افرادی باشید که هیچ علاقه ای به ساخت و تولید محصول اختصاصی برای سایت یا کسب و کارتان نداشته باشید، به همین منظور در انتهای مقاله هم راه کاری برای افرادی که هیچ محصولی برای شروع نداشته و دوست ندارند زمانی رو صرف ساخت و تولید محصولات خود کنند، ارائه شده است.
انواع محصولات قابل فروش در اینترنت
برای کسب درآمد در هر صنفی چه کسب و کار آنلاین باشد و چه کسب و کارهای سنتی، باید چیزی برای فروش داشته باشید، این میتواند یک کالا باشد یا یک سرویس.
پس برای کسب درآمد شما نیاز به یکی از دو مورد زیر یا هر دو دارید:
• فروش خدمات
فروش کالا میتواند شامل فروش هر جنسی که برای شما قابل استفاده هست باشد مثل: موبایل، قاب موبایل، محصولات خوراکی، کالاهای ساختمانی، قطعات اتومبیل، خود اتومبیل، لوازم خانه، لوازم موسیقی و به طور کل هر وسیله، ابزار یا جنسی که به نوعی برای شما قابل لمس و استفاده هست.
اما خدمات شامل سرویس هایی است که به شما ارائه میشود به عنوان مثال: خدمات آرایشگری، خدمات مشاوره، خدمات وکالت، تعمیرات اتومبیل شما توسط تعمیر کار، کلاس های آموزشی مثل موسیقی یا زبان های خارجی و موارد مشابه…
با به روی کار آمدن اینترنت و رونق گرفتن کسب و کارهای آنلاین کالاها و خدمات دیگری هم اضافه شدند.
کالاهای فیزیکی مثل سی دی ها و یا دی وی دی های آموزشی، فلش ها یا هارد های اکسترنال حاوی اطلاعات و برای خدمات هم میتوان به خدمات برنامه نویسی، طراحی سایت یا بنر های گرافیکی و لوگو و موارد مشابه اشاره کرد.

اما در این میان نوع جدیدی از محصولات و کالا ها هم به دو دسته کالا و خدمات اضافه شدند که تنها از طریق اینترنت قابل عرضه و فروش هستند، به این نوع جدید، کالا و محصولات دیجیتال گفته میشود.
اول بگذارید توضیح دهیم محصول دیجیتال دقیقا چی هست؟
محصول دیجیتال در واقع محصولی هست که قابل عرضه و فروش فقط از طریق اینترنت است به این صورت که افراد میتونن بلافاصله بعد از پرداختِ هزینه ی محصول آن را دانلود کرده و استفاده کنند. مثل نرم افزارها یا قالب های وردپرس یا اپلیکیشن های موبایل.
در ارتباط با کالاهای دیجیتال نیز به همین شکل است، به عنوان مثال، خدمات خرید و ثبت دامنه و همچنین خدمات هاستینگ را میتوان در دسته خدمات یا سرویس های دیجیتال قرار داد.
دقت داشته باشید که خدمات برنامه نویسی، طراحی سایت و طراحی بنرهای تبلیغاتی و لوگو را نیز میتوان در دسته کالاها و خدمات دیجیتال قرار داد.
با کدام یک شروع کنیم؟
حال که با انواع محصولات و خدمات قابل عرضه در اینترنت آشنا شدید، ممکنه سوال تان این باشد که بهتر است با کدام یک شروع کنیم؟
در آغاز راه اندازی کسب و کار اینترنتی پیشنهاد ما به شما این است که با محصولات دیجیتال شروع کنید.
اگر هیچ کالای فیزیکی ای برای فروش نداشته و هیچ مهارتی برای ارائه به عنوان یک سرویس در سایت خود ندارید میتوانید با محصولات دیجیتالی و قابل دانلود آغاز کنید.
یکی از مهمترین مزیت های محصولات دیجیتال این هست که قابلیت تبدیل شدن به یک کالای فیزیکی را هم خواهند داشت، به صورتی که شما میتونید در آینده این محصولات دیجیتال را در قالب سی دی یا دی وی دی یا حتی کتاب یا جزوات چاپی هم به فروش برسانید.
از مهمترین انواع محصولات دیجیتال که قابلیت دانلود از اینترنت را دارند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• کتاب های صوتی یا نوشتاری ( ایبوک ها )
• فایل ها و پادکست های صوتی در قالب mp3
• فایل های پاورپوینت
• قالب های سایت یا افزونه ها و پلاگین ها
• اپلیکیشن ها و برنامه های کاربردی موبایل یا کامپیوتر
البته محصولات دیجیتال متنوع و بسیاری وجود دارد که میتوان از طریق اینترنت به فروش رساند به عنوان مثال عکس های استوک از این موارد هستند اما اصلی ترین محصولات دیجیتال همان هایی هستند که در فوق به آن اشاره شد.
تولید و ساخت هر کدام از انواع فوق بسیار آسان تر از تولید و ارائه محصولات فیزیکی است. این محصولات را میتوانید یک بار ساخته و به تعداد بی نهایت به فروش برسانید.
از آن مهمتر محصولات دیجیتالی برخلاف کالاهای فیزیکی نیاز به جایی برای نگهداری و انبار داری یا هزینه های حمل و نقل ندارند، بلکه شما این محصولات را یک بار ساخته و در سایت خود آپلود کرده و برای فروش میگذارید سپس میتوانید تعداد بی نهایت نسخه از آن را به فروش رسانده و کاربر میتواند سریعا آن را دانلود کند.
به عنوان مثال میتوانید به راحتی یک فیلم یا کلیپ آموزشی در مورد موضوع مرتبط با سایت خود ساخته و آن را از طریق وب سایت تان به فروش برسانید.
مثلا اگر موضوع سایت شما مرتبط با خودرو و تعمیرات آن باشد و در این مورد مهارت زیادی داشته باشید، میتوانید به راحتی یک فیلم آموزشی از سرویس اتومبیل ساخته و یا آموزشی در مورد تعویض یک قطعه خاص در اتومبیل تهیه کرده و آن را از طریق سایت خود به فروش برسانید.
همچنین اگر مهارت داشته باشید یا در زمینه خاصی تجربه و تخصص داشته باشید میتوانید از مهارت خود برای ارائه خدمات مرتبط، در وب سایت تان استفاده کنید.
مثلا اگر در برنامه نویسی یا طراحی کارهای گرافیکی مهارت دارید میتوانید آن را از طریق سایت خود به فروش برسانید.
ممکن است در زمینه آموزش موسیقی مهارت داشته باشید، سایت های بسیاری هستند که اقدام به ساخت فیلم های آموزشی کرده و مهارت خود را از این طریق در سایت شان به فروش میرسانند.
یکی دیگر از روش های عالی برای کسب درآمد از طریق اینترنت و ارائه خدمات دیجیتال میتوان به سایت های عضویت ویژه یا پولی اشاره کرد.
بسیاری از سایت ها دسترسی به محتوای خود یا حتی لینک های دانلود مستقیم را تنها برای کاربران ویژه که با پرداخت هزینه ای عضو شده اند، محدود کرده اند.
در ارتباط با انواع روش های کسب درآمد از اینترنت میتوانید این مطلب را مطالعه کنید و با روش های مختلف کسب درآمد از طریق ارائه محصولات و خدمات دیجیتال آشنا شوید.
ساده ترین و کم هزینه ترین محصولی که میتوانید بسازید کدام است؟
تا اینجا با مهمترین انواع محصولات دیجیتال و قابل دانلود و عرضه در اینترنت آشنا شدید.
اما اگر تازه میخواهید شروع به راه اندازی سایت و کسب درآمد از اینترنت کنید کدام یک از این محصولات را بهتر است بسازید؟
پیشنهاد ما برای شروع، ایجاد محصولی در قالب کتاب الکترونیکی یا ایبوک هست.

گرچه شما میتونید فیلم آموزشی یا فایل صوتی هم ساخته و به عنوان محصول عرضه کنید اما بهترین و کم هزینه ترین راه برای شروع و ساخت یک محصول اینترنتی، نوشتن یک کتاب الکترونیکی هست. همچنین نوشتن و ساخت یک ایبوک به نوعی پایه و اساس برای ساخت دیگر محصولات دیجیتالی هم خواهد بود.
شما برای ساخت یک فیلم آموزشی یا یک فایل صوتی نیاز دارید که حتما ایبوک آن را هم حتی به طور خلاصه در اختیار افراد قرار دهید. پس بهتر است که با نحوه نوشتن یا ساخت یک ایبوک آشنا شوید.
تهیه محتوا برای ایبوک و ساخت آن کار بسیار آسانی بوده و میتوانید در کمتر از یک هفته به راحتی اولین ایبوک یا کتاب الکترونیکی خود را ساخته و برای فروش در سایت تان قرار دهید.
افراد و سایت های بسیاری هستند که از طریق اینترنت و با فروش تنها کتاب های الکترونیکی میلیونها تومان یا میلیون ها دلار درآمد کسب کرده اند.

پس ساده ترین و کم هزینه ترین راه برای ساخت یک محصول دیجیتال و ارائه و فروش آن از طریق اینترنت و سایت تان ساخت و تولید کتاب الکترونیکی یا ایبوک هست.
اگر نمیخواهید خودتان محصولی بسازید چه کنید؟
خوب تا به اینجا با انواع محصولات دیجیتالی که میتوانید در اینترنت به فروش برسانید آشنا شدید، اما ممکن هست شما هیچ علاقه ای به ساخت محصول خود نداشته باشید، یا به هر دلیلی ترجیح دهید که در ابتدای شروع راه اندازی کسب و کار، محصول خودتان را به فروش نرسانید.
به همین منظور میتوانید از فروش محصولات دیگران استفاده کنید.
به این روش همکاری در فروش گفته میشود. در مورد نحوه کسب درآمد و استفاده از روش همکاری در فروش در مطلبی به طور کامل و مفصل آموزش هایی داده شده است.
با استفاده از این روش میتوانید محصولات دیگران را برای فروش در سایت خود قررا داده و زمانی که بازدید کنندگان سایت تان به واسطه شما آن محصول را خریداری کنند، درصدی پورسانت از فروش آن محصول به شما تعلق خواهد گرفت و به این ترتیب میتوانید به کسب درآمد بپردازید، بدون اینکه نیازی به ساخت و تولید محصول توسط شما باشد.
میتوانید از همکاری در فروش برای محصولات فیزیکی یا دیجیتالی و همچنین خدمات مختلف استفاده کنید.
به عنوان مثال میتوانید برای خدمات هاستینگ اقدام به همکاری در فروش کنید.
در پایان…
تنها روش کسب درآمد در هر کسب و کاری این است که چیزی برای فروش داشته باشید، این میتواند یک کالای فیزیکی باشد یا میتواند یک محصول دیجیتالی و قابل دانلود از طریق اینترنت باشد، همچنین میتوانید خدمات یا سرویس هایی را هم برای فروش در اینترنت قرار دهید.
به عنوان مثال خدمات آموزشی یا مشاوره که میتوانید آن را از طریق وب سایت تان به فروش برسانید.
یکی از بهترین و ارزان قیمت ترین محصولات دیجیتالی که میتوانید در کمتر از یک هفته آن را ساخته و برای فروش در سایت خود قرار دهید، ساخت یک کتاب الکترونیکی یا ایبوک است.
همچنین در صورتی که نخواهید در شروع، خودتان محصولی را تولید کرده و برای فروش قرار دهید میتوانید از همکاری در فروش استفاده کرده و به عنوان یک واسطه عمل کنید و محصولات دیگران را به فروش رسانده و سپس درصدی از فروش آن محصول، پورسانت دریافت کنید.
آموزش انتخاب بازار هدف کسب درآمد اینترنتی
در کسب و کار اینترنتی و یا همان کسب درآمد از طریق اینترنت مقوله سودآوری و پول درآوردن مهم است پولسازی و درآمد زایی اصل اساسی فعالیت در اینترنت و شبکه های اجتماعی می باشد . حالا سوال این است که درآمد بالا چگونه به دست می اید و با چه ترفند و راهکارههایی می توان سودآوری داشت؟ یکی از ساده ترین راهها فروش محصول و یا تبلیغات است این فروش محصول مسیر نمی شود مگر با شناخت مشتری و نیاز آن. پس در کسب درآمد و کسب و کار اینترنتی بازار هدف مهم است . در اینجا قصد دارم تا راهنمای جامع انتخاب بازار هدف کسب و کار اینترنتی را شرح دهم . قبل از هر چیز توجه به این نکته مهم است که شناخت و انتخاب بازار هدف کسب و کار اینترنتی مهمترین و اساسی ترین کار در دوام و بقای کسب درآمد آنلاین است.
انتخاب بازار هدف یکی از پایه ای ترین کارهایی است که برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی خود باید آن را انجام دهید.
اگر در حال مطالعه این مطلب هستید احتمال زیاد در یکی از سه دسته افراد زیر قرار میگیرید:
• میخواهید کسب و کاری را آغاز کنید اما نیمدانید بازار هدف مناسب آن چیست؟
• در حال حاضر دارنده کسب و کار یا سایتی هستید اما نمیدانید بازاری که در آن قرار دارید مناسب است و پتانسیل درآمد زایی دارد یا خیر؟
• بازار هدفی را در ذهن دارید اما هنوز نمیدانید آیا این بازار مناسب است یا خیر؟
اگر در یکی از سه دسته فوق قرار میگیرید پس حتما به مطالعه ادامه مطلب بپردازید.
انتخاب بازار هدف مناسب برای هر کسب و کار اینترنتی یکی از سخت ترین و در عین حال مهمترین کارهایی است که باید خواه نا خواه آن را انجام دهید.
متاسفانه در تعریف بازار هدف یک سری اشتباهات وجود داره که در ادامه به تعریف درست بازار هدف میپردازیم و همچنین با دید جدید تری به آن نگاه میکنیم تا به درک بهتر بازار هدف و انتخاب یک بازار متناسب برای سایت یا کسب و کارمان کمک کنیم.
ممکن است یک سری اصطلاحات یا عبارت ها کمی سنگین به نظر بیاد اما نگران نباشید سعی میکنیم تا جایی که امکان داره مطلب رو به صورت کاملا ساده باز کنیم تا بتونید در پایان خواندن این مطلب یک بازار هدف مناسب برای کسب و کار خود انتخاب کنید.
دقت داشته باشید که نحوه انتخاب بازار هدف مناسب که در این مطلب به آن اشاره شده است، هم برای کسب و کارهای سنتی یا فیزیکی کاربرد دارد و هم برای کسب و کار آنلاین.
در این مطلب با عناوین زیر آشنا خواهیم شد:
بازار هدف چیست؟
مهمترین ویژگی یک بازار مناسب چیست؟
چه بازاری برای فعالیت مناسب است؟
چطور بازار هدف خود را تعریف کنید؟
از کجا بدانید بازار هدفی که انتخاب کرده اید خیلی گسترده یا محدود است؟
کدام بازارهایِ هدف پولساز هستند؟
اگر بازار هدف اشتباهی را انتخاب کرده اید چه کار کنید؟
اگر بازار هدف انتخابی تان اشباع شده است چه کار کنید؟
اگر در هیج زمینه ای تخصص و تجربه ای ندارید چه؟
یکی از راه ها برای انتخاب بازار هدف مناسب برای کسب و کارهای اینترنتی، گشتن در گوگل و ساعتها وقت صرف کردن برای پیدا کردن کلمه یا عبارت کلیدی مناسب است اما بیایید از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کرده و با روشی بسیار پیشرفته تر بازار هدف مناسب کسب و کارمان را انتخاب کنیم.
بازار هدف چیست؟
خب بگذارید ابتدا یک تعریف درست از عبارت بازار هدف داشته باشیم.
زمانی که صحبت از انتخاب بازار هدف مناسب میشود، چیزی که اکثر دارندگان سایت ها و وبلاگ ها یا وب مسترها انتظار دارند، انتخاب یک موضوع مناسب برای سایت و پیدا کردن عبارات کلیدی مرتبط با آن است تا با استفاده از آن عبارت های کلیدی در نتایج جستجوی گوگل، سایت شما بالا آمده و بتوانید با جذب تعداد مناسب بازدید کننده یا ترافیک و افزایش رتبه الکسا به درآمد برسید.
به عنوان مثال سایت های زیادی وجود دارند که بازدید کننده زیادی هم دارند اما نمیدونند با این تعداد بازدید کننده باید چه کار کرده و چطور سایت خود را به درآمد برسانند، زیرا بازار هدف مناسبی را برای سایت یا کسب و کار خود انتخاب نکرده اند.
داشتن بازدید کننده بی هدف تنها وقت تلف کردن است.
انتخاب بازار هدف مناسب چیزی فراتر از پیدا کردن موضوع مناسب برای سایت و افزایش رتبه سایت تان با استفاده از کلمات کلیدی است.
هدف شما راه اندازی یک سایت یا وبلاگ نیست، بلکه هدف راه اندازی یک تجارت، یک کسب و کار آنلاین است. داشتن وب سایت یا وبلاگ تنها وسیله ای برای رسیدن به این هدف است.
پس باید شیوه قدیمی انتخاب موضوع و پیدا کردن کلمات کلیدی برای سایت را در ابتدا کنار گذاشته و در عوض به انتخاب بازار مناسب و محصول مناسب روی بیاورید.
اگر این عبارت براتون سنگینه اصلا نگران نباشید، در ادامه مطلب رو بازتر میکنیم تا بهتر و آسونتر بتونید متوجه بشید.
برای درک بهتر بگذارید چند اصطلاح رو توضیح بدیم:

بازار: بازار مجموعه ای از افرادی هست که به طور فعالانه ای به دنبال راه حلی برای مشکلات یا خواسته های شان هستند. اونها نیازها یا خواسته هایی دارند که به دنبال راه حلی برای رفع این نیاز و خواسته خود هستند.
در عین حال این افراد توانایی و تمایل پرداخت برای خرید راه حل مناسب برای نیازها یا خواسته های خود را نیز دارند.
محصول: محصول در واقع ارائه دهنده راه حل مناسب برای نیازها و خواسته های بازار هست. محصول میتونه فیزیکی باشه، میتونه اطلاعاتی یا دیجیتالی باشه و قابل دانلود از اینترنت، و یا میتونه در قالب سرویس یا خدمات باشه، مثل خدمات مشاوره.
مهمترین ویژگی یک محصول، ایجادِ تغییرِ وضعیت هست، بگذارید با یک مثال این موضوع رو روشن تر کنیم:
زمانی که فرد چاقی با دریافت محصول خاصی به خواسته خود یعنی رسیدن به تناسب اندام میرسه.
زمانی که فردی بدون اعتماد به نفس، اعتماد به نفس لازم رو به دست میاره.
زمانی که فردی از حالت بی پول به پولدار تغییر وضعیت میده.
همه اینها نوعی تغییر حالت یا وضعیت هستند که توسط محصولات یا سرویس ها به وجود میاد.

برای رسیدن به این همخوانی لازم است تا به دو پرسش پاسخ دهیم:
۱٫ چه توانایی ها یا تخصصی برای ارائه دارید؟
۲٫ آیا بازاری با خواسته یا نیازی وجود دارد که تشنه توانایی یا تخصص شما باشد؟
بیایید به این دو مورد بیشتر بپردازیم:
مهمترین ویژگی یک بازار مناسب چیست؟
ممطئنا بارها شنیده اید که برخی از بازارها داغ هستند، به عنوان مثال بازار کاهش وزن یا کسب درآمد یا ارتقا روابط اجتماعی جزو بازارهای داغ محسوب میشوند.
اما چه چیزی این بازارها رو داغ میکنه؟ جواب در تعریف بازار که در فوق به آن اشاره شد، موجود است.
۴ شاخص یک بازار داغ و خوب شامل موارد زیر است:
۱٫ گروهی از مردم با خواسته یا نیازها یا مشکلات مشترک که قابل برآورده شدن باشد.
۲٫ این افراد به طور فعالانه ای به دنبال راه حلی برای رفع خواسته یا مشکل خود هستند.
۳٫ این افراد توانایی پرداخت پول برای دریافت راه حل را دارند.
۴٫ این افراد تمایل خرید برای برآورده کردن نیاز خود را نیز دارا میباشند.
بگذارید هر کدوم از این ۴ مورد رو بیشتر مورد بررسی قرار دهیم:
گروهی از افراد با نیازها یا خواسته ها و مشکلات مشترک که قابل برآورده شدن باشد.
اگر یادتون باشه قبلا به عبارت تغییر وضعیت اشاره کردیم، تغییر وضعیت زمانی پیش میاد که یک راه حل مناسب که در قالب یک محصول به بازار هدف ارائه میشه، بتونه وضعیت فعلی اون بازار رو ارتقا بده، یا بهترش کنه، مثل مثال هایی که در فوق زده شد.
نکته مهم اینه که این تغییر وضعیت باید خواسته ی شخص باشه و اون شخص به تغییر وضعیت نیاز داشته باشه، تا حاضر به خرید راه حل یا محصول بشه.

به عنوان مثال، رسیدن به تناسب اندام، یا افزایش درآمد، یا پیدا کردن یک شریک مناسب برای زندگی، یا افزایش اعتماد به نفس.
در برخی از بازارها، نیاز یا خواسته ای وجود نداره که شخص نیاز به تغییر وضعیت داشته باشه بلکه تنها به موضوع خاصی علاقه منده، به عنوان مثال سرگرمی هایی مثل فال یا جوک ها، اخبار روزانه یا موضوعات سیاسی و یا خبرهای مرتبط با شخصیت های معروف مثل هنر پیشه ها و خواننده ها را میتوان از این دست نام برد.
ممکنه شما در مورد هر کدوم از این موضوعات علاقه ای داشته باشید اما نیازی ندارید تا خواسته ای رو در این موارد برآورده کنید یا وضعیت فعلی خودتون رو به واسطه خرید محصولی یا سرویسی به وضعیت دلخواه تغییر بدین.
بازارهایی که افراد در اون نیاز به تغییر وضعیت دارند و به دنبال راه حل هستند رو میتوان موارد زیر نام برد:
کسب درآمد و تجارت
کاهش وزن و رسیدن به تناسب اندام
روابط اجتماعی یا توسعه فردی
سلامت و بهداشت
البته غیر از موارد گفته شده، بازارهای متعدد بسیار دیگری هم وجود دارند، اما مهمترین نکته اینه که اون بازار نیاز به یک راه حل برای تغییر وضعیت داشته باشه.
به عنوان مثال در بازار کسب درآمد، یک فرد از یک سو درآمد زیادی نداره، یا اصلا منبع درآمدی نداره، و به شدت نیاز داره تا بتونه به نحوی کسب درآمد کنه، در نتیجه به دنبال راه حلی میگرده تا بتونه وضعیت فعلی خودش رو به وضعیت مطلوب یعنی افزایش درآمد یا داشتن یک منبع درآمد خوب و مناسب تغییر بده.
بهترین بازارها، بازارهایی هستند که بر پایه برآورده کردن نیاز به تغییر وضعیت باشند و بشه برای اون کاری کرد یعنی راه حلی رو برای این نیاز در قالب یک محصول یا خدمت ارائه داد.
نکته بسیار مهمی که باید به خاطر بسپارید اینه که، افراد موجود در بازار هدف مورد نظر، باید حتما از نیاز به تغییر وضعیت خود آگاه باشند، تا اقدام به خرید محصول کنند. اگر فردی از نیاز یا خواسته خودش و نتیجه ای که در صورت رفع نیاز به دست خواهد آورد آگاه نباشه، هرگز اقدام به یافتن راه حل برای آن نخواهد کرد.
پس علاوه بر وجود نیاز به تغییر وضعیت در بازار هدف، آگاهی افراد در اون بازار به این تغییر وضعیت هم حکم بسیار اساسی هست.
افراد به طور فعالانه ای به دنبال یافتن راه حلی برای رفع مشکل یا نیاز خود هستند.
اگر افراد به دنبال راه حلی برای خواسته یا مشکلات موجود خود نباشند عملا بازاری هم وجود نخواهد داشت، به عبارت بهتر تا زمانی که تقاضایی نباشد بازاری هم نخواهد بود.
در نتیجه باید ببینیم چه فاکتورهایی نشان دهنده بازاری است که در آن تقاضا وجود داشته و افراد به صورت فعالانه به دنبال یافتن راه حل برای تقاضای خود هستند؟
وجود تبلیغاتی که سعی دارد نظر افراد را جلب کند: اگر تبلیغات مختلفی رو میبینید که توسط شرکت ها یا صاحبان کسب و کار مختلف در مورد بازار هدف مورد نظرتان سعی دارد تا توجه مخاطبان موجود در بازار را به خود جلب کند نشانه خوبی برای وجود تقاضا در آن بازار است.
پیشنهادات رقابتی: اگر در بازاری هیچ رقبایی وجود نداشته باشد، بهتره که از ورود به چنین بازاری دوری کنید، زیرا موفقیت در چنین بازاری یا غیر ممکن است یا به سختی پیش خواهد رفت، وجود رقیب در بازار هدف مورد نظر، یک نشانه بسیار عالی از وجود تقاضا و گردش پول در آن بازار است، پس از وجود رقبا نترسید.

وجود مجلاتی در مورد موضوع مورد نظر: اگر در بازار هدف مورد نظرتان گردش پولی و تقاضای دائمی وجود نداشته باشد برای آن هیچ مجله ای هم در روزنامه فروشی ها باقی نخواهد ماند. وجود مجلات در حوزه مورد نظر به خصوص مجلات حاوی تبلیغات نشان دهنده خوبی برای وجود تقاضا در بازار هدف است.
تعداد جستجوی ماهانه برای عبارت کلیدی مرتبط با موضوع: این مورد یکی از آن فاکتورهایی است که بیشتر وب مسترها تمام تمرکز خود را روی آن میگذارند. وجود تعداد مناسبی جستجوی ماهانه برای بازار هدف مورد نظرتان نشان دهنده خوبی برای انتخاب بازار هدف مناسب است، اما در صورتی که، این فاکتور را به تنهایی در نظر نگرفته و با دیگر نشانه هایی که تا اینجا در مورد آن بحث شد، بازار هدف مناسبی را انتخاب کنید.
وجود انجمن های گفتگوی تخصصی یا گروه های فعال در مورد موضوع مورد نظر: آیا انجمن های گفتگو یا گروه های مختلفی رو میبینید که به صورت فعالانه در مورد موضوع مورد نظر یا موارد مرتبط با بازار هدف مورد نظرتان صحبت میکنند، سوالاتی میپرسند یا تقاضا و مشکلاتی دارند؟

برای موارد گفته شده در فوق نمیتوان یک عدد مشخص داد، بلکه شما باید تصمیم بگیرید، سپس با جستجو در اینترنت و در نظر گرفتن شاخص های فوق بازار هدف مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید. در صورتی که بازاری که قصد ورود به آن را دارید اکثر فاکتورهای بالا را داشته باشد میتونید از خوب بودن بازار هدف مورد نظرتان مطمئن باشید.
آیا تبلیغات بنری و پولی مختلفی رو در سایت ها و وبلاگ های مختلف مشاهده میکنید؟ آیا رقبای دیگری در آن بازار در حال فعالیت هستند و کالاهایی رو به فروش میرسونند؟ همه اینها میتونه نشان دهنده خوبی از وجود یک بازار قوی با تقاضای بالا باشه.
افراد توانایی پرداخت پول برای دریافت راه حل را دارند.
در اینجا منظور این نیست که فرد پول کافی برای پرداخت نداشته باشد، گرچه این خود بسیار مهم است که وارد بازاری شوید که حداقل افراد پول کافی برای پرداخت داشته باشند، اما منظور ما چیز دیگری است.
به عنوان مثال اگر بازار هدف شما فروش محصولاتی مثل اسباب بازی رو برای بچه ها در رده سنی خاصی در نظر گرفته، باید بدانید که آن بچه بدون حضور والدینش قادر به پرداخت نخواهد بود. البته به معنی این نیست که این بازار خوبی نخواهد بود، بلکه باید برای آن برنامه ریزی داشته باشید.
یا در مثال دیگری میتوان گفت در برخی از بازارها افراد برای خرید، محدودیت هایی دارند، به عنوان مثال بازار فروش دارو، و یا فروش محصولات و خدمات در شهرهایی که افراد در آن دسترسی به اینترنت یا پرداخت آنلاین یا دیگر روش ها ندارند.
البته این ها به عنوان مثال عرض شد، مهم این است که این مورد رو در نظر گرفته و وارد هر بازاری که میشوید ببینید آیا افراد موجود در آن بازار اولا توانایی پرداخت پول از لحاظ مالی را دارند یا خیر، و دوما آیا محدودیتی در خرید و پرداخت پول برای کالا یا خدمات شما دارند یا نه.
افراد تمایل خرید برای برآورده کردن نیاز خود را نیز داشته باشند.
اگر در بازار هدف مورد نظرتان، افراد تمایلی برای خرید کالا یا خدمات ارائه شده توسط شما نداشته باشند به این معنی است که یا محصول و خدمات شما به اندازه کافی خوب نیست و نمیتواند آن ها را تشویق به خرید کند، یا رقبای دیگر شما کالایی رو با امکانات و قیمت بهتری ارائه میکنند یا اینکه شما در بازاریابی کالا و خدمات خود ناتوانید و نمیتوانید آن ها را راضی به خرید از خود کنید.
در هر صورت اگر قصد ورود به بازاری رو دارید، مطمئن شوید در بازار هدف مورد نظر، در حال حاضر رقبایی وجود دارند که در حال فروش محصولات و خدمات خود هستند و در عین حال پولی در گردش است، یعنی افراد موجود در آن بازار نیز تمایل به خرید داشته و سابقه خرید در این بازار به وفور دیده میشود.
چه بازاری برای فعالیت مناسب است؟
خب تا اینجا گفتیم که ویژگی های یک بازار خوب و دارای تقاضا که به نبال یافتن راه حلی برای خواسته ها و نیازهای خود است، چیست.
اما وجود یک بازار داغ و دارای تقاضا نمیتواند به معنی این باشد که شما میتوانید وارد این بازار شده و شروع به کسب درآمد کنید. بلکه برای شروع لازم است ببینید چه توانایی هایی برای ارائه به این بازار تشنه ی راه حل دارید و چگونه میتوانید تقاضای آن ها را با توجه به توانایی های خود رفع کنید؟
این سوالی است که تنها خود شما میتوانید به آن پاسخ دهید، اما در ادامه لیستی از ۵ مورد آورده شده که با توجه به این لیست میتونید ببینید چه توانایی هایی دارید.

لیستی از موضوعاتی که به آن علاقه دارید تهیه کنید.
دقت کنید همانطور که در ابتدای مقاله هم گفته شد، مهم همخوانی بازار و محصول است، و در این میان وجود علاق جایی ندارد، چه بسیار افرادی که در بازاری کسب درآمد میکنند که به آن هیچ علاقه ای ندارند، و البته درآمد های بسیار خوبی هم به دست می آورند.
اما در صورتی که بتونید در بازاری فعالیت کنید که به آن علاقه دارید کار برای شما بسیار راحت تر خواهد بود. پس لازم است ابتدا لیستی از علایق خود تهیه کنید.
چه کاری است که به آن علاقه دارید و از انجام آن لذت میبرید؟ چه کار یا کارهایی است که حتی اگر هیچ پولی هم بابت آن دریافت نمیکردید باز هم آن را انجام میدادید؟
لیستی از چیزهایی که برای آن انگیزه یاد گرفتن دارید تهیه کنید.
این لیست شامل هر چیزی است که دوست دارید یاد بگیرید و در آن به تخصص برسید، حتی اگر در حال حاضر در آن حوزه هیچ اطلاعات یا تخصصی ندارید.
در چه زمینه ای خیلی خوب هستید؟ حتی اگر به آن علاقه ای ندارید؟
چه مهارت هایی دارید؟ در حال حاضر برای پول در آوردن چه کاری انجام میدهید؟ در چه زمینه تخصص یا تجربه دارید؟ مردم اکثرا برای چه چیزی از شما سوال میکنند یا کمک میخواهند چون میدونن شما اون کار رو بهتر انجام میدین؟
بیشتر ما در یکی یا چند زمینه، کاری رو به خوبی انجام میدیم، حتی اگر اون کار چیزی باشه که بهش هیچ علاقه ای نداریم، این میتونه شغلی باشه که در حال حاضر دارید، گرچه ممکنه علاقه ای به اون نداشته باشید، اما در هر صورت چون کاری رو خوب انجام میدین دارید به خاطرش پول دریافت میکنید.
پس با خودتون صادق باشید و لیستی از تمام کارهایی که در اون مهارت، تجربه یا تخصص دارید تهیه کنید، حتی اگر به انجام اونها علاقه ای نداشته باشید.
لیستی از بازارهایی که فکر میکنید برای ورود خوب هستند و شما کسی رو میشناسید که در اون بازار خبره هست و میتونه بهتون کمک کنه تهیه کنید.
بازارهایی هستند که داغ بوده و در اون تقاضا زیاد هست ولی شما به هر دلیلی مثلا نداشتن مهارت یا تجربه در آن حوزه توانایی وارد شدن و فعالیت در آن بازار رو ندارید.
اما میتونید شخص یا افرادی رو راضی کنید تا به شما برای ورود به آن حوزه کمک کنند.
میتونید لیستی از این بازارها تهیه کرده و سپس لیستی از افرادی که میتونید از تخصص یا تجربه آنها بهره ببرید.
حتی میتوانید به این روش یک تیم تشکیل دهید، به این صورت که آن شخص یا افراد، مسئولِ مهارت های مورد نیاز در اون بازار باشن، و شما مسئولیت انجام کارهای مربوط به وب و راه اندازی کسب و کار آنلاین رو به عهده بگیرید.
لیستی از بازارهایی تهیه کنید که مطمئنید و به وضوح می بینید که افراد در آن خرید میکنند.
در پایان لیستی از تمام بازارهایی که به وضوح می بینید در آن مردم در حال خرید و فروش کالا هستند و تقاضا در آن بسیار زیاد است تهیه کنید.
چطور بازار هدف خود را برای ورود مشخص کنید؟ ( و نه موضوع سایت یا کسب و کارتان را )
خب امیدواریم تا اینجا تفاوت انتخاب بازار هدف مناسب برای کسب و کار رو با انتخاب یک موضوع یا ایده برای آن فهمیده باشید.
در واقع صحبت در مورد هماهنگی بازار-محصول است.

مسلما برای پر کردن این هماهنگی باید یک محصول مناسب رو پیدا کرده و اون رو به بازار عرضه کرد، اما این موضوع دیگری است که بعدا در مورد آن صحبت میکنیم.
در این مرحله باید به فکر پیدا کردن بازار مناسبی باشیم که میخواهیم با آن شروع کنیم. در واقع باید مشخص کنیم که میخواهیم وارد چه بازاری بشویم.
اگر طرز فکرتون رو از انتخاب موضوع برای سایت یا کسب و کار به انتخاب یک بازار مناسب با ویژگی های گفته شده در فوق تغییر داده باشید، انتخاب یک بازار مناسب برای شروع نباید کار سختی برای شما باشه و در عین حال میتونید خیلی دقیق تر و بهتر بازار هدف مناسبی رو انتخاب کنید.
بازار هدف مناسب رو با تعریفِ “چه کسی” و “چه چیزی” انتخاب میکنیم.
با انجام این کار در واقع به همان عبارت تغییر وضعیت میرسیم.
با مثال های زیر میتونید درک بهتری از نحوه انتخاب بازار هدف خود داشته باشید.
در اینجا چه کسی، افراد موجود در بازار هستند که برای سوالِ چه چیزی، به دنبال راه حلی هستند تا به وضعیت مطلوب تغییر کنند.
کارمندی که ۶ روز هفته و از صبح ساعت ۸ تا ۵ بعد از ظهر کار میکند و به دنبال راه انداختن یک کسب و کار برای خودش است تا بتواند به استقلال مالی و زمانی برسد.
فرد تنهایی که به دنبال یافتن شریک زندگی برای خود است.
زنی که میخواهد بعد از بارداری و به دنیا آوردن فرزند خود به تناسب اندام برسد.
فروشنده محصولی که دنبال یافتن مشتری برای فروش بیشتر است.
دانشجو یا دانش آموزانی که میخواهند امتحان خاصی را با موفقیت پشت سر بگذارند تا مدرک مورد نظر خود را بگیرند.
پدر و مادرانی که به دنبال برقراری ارتباط با فرزندان خود و تربیت بهتر آنها هستند.
لیست فوق میتونه با مثال های متنوع بسیاری ادامه داشته باشه، اما همه موارد گفته شده خود به تنهایی یک بازار هدف هستند که شامل چه کسی، یا افراد مشخصی میباشند که دارای مشکلی بوده و به دنبال راه حل برای سوال چه چیزی یا چطور برای مشکلات خود میگردند.
مهمترین نکته برای انتخاب یک بازار هدف مناسب برای شروع و راه اندازی هر کسب و کاری این است که بازار هدف خود را بر اساس چه کسی و چه چیزی یا چطور پیدا کرده و انتخاب کنید.
سردرگمی های معمول در انتخاب بازار هدف ( به همراه پاسخ برای آن ها )
معمولا در انتخاب یک بازار هدف مناسب برای کسب و کار سوالات و سردرگمی های بسیاری به وجود میاد.
مثل اینکه چی کار کنم اگه بازار اشتباهی رو برای ورود انتخاب کرده باشم؟ از کجا بدونم بازاری که انتخاب کردم سودآور خواهد بود؟ اگر بازار مورد نظر با وجود رقبا و دیگر کسب و کارها اشباع شده چطور میتونم موفق عمل کنم؟
همه اینها سوالاتی کاملا به جا و طبیعی هستند که در ادامه برای هر کدام پاسخی خواهیم داشت.
از کجا بدانید بازار هدفی که انتخاب کرده اید خیلی گسترده یا محدود است؟
این سوال زمانی پیش میاد که بیشترِ تمرکز شما روی انتخاب موضوع برای سایت و پیدا کردن کلمات یا عبارات کلیدی مرتبط با اون باشه و نه توجه به موضوعِ تغییر وضعیت و مسئله هماهنگی بازار-محصول.
اگر برای انتخاب بازار هدف مناسب برای سایت خود دائما به فکر تعداد جستجوی ماهانه برای کلمه یا عبارت کلیدی مورد نظر تان باشید، به مشکل گسترده یا محدود بودن بازار و موضوع سایت خود مواجه خواهید شد. در حالیکه باید بازار هدف مورد نظر خود را در نظر گرفته و ببینید افراد در این بازار به دنبال راه حل برای چه چیزی هستند؟
اگر برای انتخاب بازار هدف خود از روش گفته شده در بالا یعنی در نظر گرفتن چه کسی و چه چیزی استفاده کنید به این ترتیب کار بسیار راحت تر بوده ودیگر نگران بزرگی یا کوچکی بازار نخواهید بود.

به عنوان مثال اگر یک وبلاگ با موضوعی کلی داشته باشید که هدفِ تغییر وضعیت برای مخاطب رو در نظر نگرفته باشه شما نتیجه ای از فعالیت خود در آن وبلاگ نخواهید گرفت.
به عنوان نمونه سایتی با موضوع تناسب اندام رو در نظر بگیرید. این موضوع بسیار گسترده هست و نمیتونه یک بازار هدفمند باشه، چون افراد، با مشکلاتِ متفاوتی رو شامل میشه، ممکنه کسی نیاز به افزایش وزن داشته باشه تا به تناسب اندام برسه، یا کسی نیاز به کاهش وزن داشته باشه و در نهایت کسی باشه که نیاز داشته باشه تا وزن و تناسب فعلی خودش رو حفظ کنه. به عبارت بهتر چنین سایتی هدف مشخصی برای فرد مشخصی در بازار هدف نداره. در نتیجه میتوان گفت این بازار گسترده بوده و فعالیت در اون و رسیدن به موفقیت در آن نیاز به تلاش و رقابت بالایی دارد.
بهتر هست چنین موضوعی رو به زیر مجموعه های آن تقسیم کنید و مثلا سایتی تنها با هدف کاهش وزن راه بی اندازید، برای افرادی که تنها به دنبال کاهش وزن برای رسیدن به تناسب اندام هستند. در نتیجه هدف تغییر وضعیت برای بازار هدف، کاهش وزن برای رسیدن به تناسب اندام خواهد بود.
به این روش از یک بازار بزرگ و گسترده تناسب اندام به بازار کوچکتری چون کاهش وزن خواهید رسید. به این ترتیب باز هم میتوانید بخش هدفمند تری از بازار را در نظر بگیرید.
مثال: سایتی برای خانم های بارداری که میخواهند بعد از زایمان با استفاده از کاهش وزن به تناسب اندام برسند.
کدام بازارهای هدف پولساز هستند؟
ذهنیتی که باعث به وجود آمدن چنین سوالی میشه، ذهنیتی است که بر مبنای کسب درآمد شکل گرفته و نه ایجاد تغییر وضعیت در بازار هدف و برطرف کردن نیازهای موجود در آن.
برای اینکه بتونید نیازهای بازار هدف رو برطرف کنید باید ببینید چه توانایی هایی دارید، برای اینکه بدونید با توجه به توانایی که دارید چه بازاری برای فعالیت مناسب هست میتونید به مطالب گفته شده در بازار مناسب برای فعالیت که در فوق به آن اشاره شد، مراجعه کنید.
چطور توقع دارید وارد بازاری شوید که هر چقدر هم خوب و درآمد زا باشه، ولی شما از توانایی های خودتون و سرویس و خدماتی که میتونید برای رفع مشکل و تغییر وضعیت بازار ارائه دهید آگاه نیستید.
هر کسب و کار موفقی بر اساس راه حل های خوبی که برای رفع تقاضا و نیازهای بازار هدف ارائه میکنه شکل میگیره و میتونه به موفقیت برسه.
اگر میخواهید وارد هر بازاری شوید با این هدف که تعداد زیادی بازدید کننده رو وارد سایت خود کرده و بعد از این طریق با قرار دادن تبلیغات بنری مختلف در گوشه و کنار سایت توقع کسب درآمد داشته باشید بهتره به مدل کسب و کاری که میخواهید راه اندازی کنید دقیق تر نگاه کرده و در آن تجدید نظر کنید.
مهم نیست کدام بازارهای هدف پولساز هستند و آیا بازاری که انتخاب کرده اید میتواند برای شما درآمد ایجاد کند یا خیر، بلکه زمانی که بتوانید بازاری که دارای تقاضا و نیاز و مشکل است را شناسایی کنید و با توجه به توانایی ها و تجربه خود راه حل هایی رو به منظور ایجاد تغییر وضعیت به این بازار ارائه دهید، میتونید از پولساز بودن آن بازار نیز مطمئن باشید.
اگر بازار هدف اشتباهی را انتخاب کرده اید چه کار کنید؟
یکی از بزرگترین مشکلات اکثر کسانی که قصد راه اندازی کسب و کار آنلاین رو دارند اینه که از انتخاب یک بازار هدف اشتباه هراس دارند. اما این آن قدرها هم مشکل بزرگی نیست، البته اگر تمرکز خود را بر روی چیز درستی بگذارید و نه حواشی.
بهترین پاسخی که میتوان به این سوال داد این است که اگر بازار هدف اشتباهی را انتخاب کرده اید، تنها کافی است از آن بازار بیرون آمده و بازار هدف دیگری رو انتخاب کنید.

اما مشکل عوض کردن بازار هدف نیست، بلکه مشکل این است که هیچ کس علاقه ای ندارد تا وقت و سرمایه خودش رو روی یک ایده تلف کرده و بعد بفهمه که بازار هدف اشتباهی رو انتخاب کرده.
اینجاست که باید به جای آنکه تمرکز خود را روی حواشی کسب و کار خود چون هزینه های کلان برای قالب، گرافیک و لوگوی سایت تان، صرف کنید یا به فکر استخدام نیرو برای کسب و کارتان باشید، اول آن را آزمایش کرده و ببینید آیا اصلا این بازاری که انتخاب کرده اید مخاطب و تقاضا دارد یا خیر؟
برخی از بازارها را میتوان با استفاده از روش های گفته شده در این مطلب بررسی کرد، اما برخی از بازارها مبهم هستند و از طریق روش های گفته شده در فوق اطلاعات خوبی رو در اختیار ما قرار نمیدهند، به همین دلیل بهتر است برای ورود به برخی از بازارها ابتدا با استفاده از یک روش خیلی آسان و بدون هزینه آن را آزمایش کرده و سپس اگر با توجه به بررسی ها، تقاضا وجود داشت، وارد آن بازار میشویم، در غیر این صورت یا در نحوه ارائه راه حل برای مشکلات موجود تغییراتی ایجاد میکنیم و باز تست میکنیم و یا اینکه بازار هدف خود را عوض میکنیم.
یک روش راحت برای تست کردن بازار هدف استفاده از صفحات فرود یا Landing Page ها میباشد. برای آشنایی بیشتر با صفحات فرود و نحوه استفاده از اونها برای تستِ ایده و بازار هدف به زودی مطالبی در سایت کارنوین قرار خواهد گرفت.
به هیچ عنوان تا از بازدهی یا وجود تقاضا در بازار هدف خود اطمینان حاصل نکرده اید به دنبال تمرکز بر روی حواشی کسب و کار چون استخدام نیرو یا هزینه کردن برای گرافیک و قالب و لوگوی سایت خود نباشید.
اگر بازار هدف انتخابی تان اشباع شده است چه کار کنید؟
حقیقت اینه که هر بازاری که خوب باشه و تقاضا در اون بالا باشه، در حال حاضر افراد زیادی در آن در حال فعالیت هستند و کسب و کارهای موفقی هم راه انداخته اند.
این فکر که به دنبال یک بازار هدف یا ایده ای باشید که تا حالا هیچ کس به اون فکر نکرده و شما بخواهید اولین باشید، تقریبا غیر ممکن هست.
مهمترین چیزی که باید به آن فکر کنید پاسخ به پرسش های زیر است:
به چه کسانی میخواهید خدمت رسانی کنید؟
چگونه یا چطور میخواهید به این افراد خدمات رسانی کنید؟
آن ها چه نتیجه یا منفعتی از خدمات شما به دست می آورند؟
چطور میخواهید این خدمات را متفاوت یا بهتر به افراد ارائه دهید؟
اگر بتونید به پرسش های فوق پاسخ بدین، دیگه مهم نیست بازاری که قصد ورود به آن را دارید چقدر اشباع شده یا قبل از شما چه تعداد از کسب و کارها در حال فعالیت هستند و رقبای شما در این بازار محسوب میشوند.
اگر با یک برنامه و استراتژی مشخص برای ایجاد کسب و کار خود شروع کرده و در این راه پشتکار و تلاش لازم رو داشته و حاضر باشید در صورت نیاز برای کسب و کار خود سرمایه گذاری کنید یا وقت بگذارید، میتونید از موفقیت آن مطمئن باشید.
بیشتر مردم حاضر نیستند برای کسب و کار خود وقت گذاشته یا سرمایه گذاری کنند، اکثر این افراد در صورتی که با اندک مشکلاتی در ابتدای کار مواجه شوند کار یا کسب و کار خود را نیمه کاره رها کرده و به دنبال ایده یا کار دیگری میروند، به عبارت بهتر دائما از این شاخه به آن شاخه میپرند.
البته دقت داشته باشید که باید با برنامه و بر اساس یک استراتژی مشخص برای کسب و کار خود هزینه کنید و همینجوری بدون فکر، پول و وقت خود را برای کسب و کاری که از میزان بازدهی آن اطلاعات دقیقی ندارید هدر ندهید.
اگر در هیج زمینه ای تخصص و تجربه ندارید چه؟
همانطور که بارها گفته شد، یک بازار هدف خوب و مناسب برای ورود بازاری هست که تقاضای موجود در آن با توانایی هایی که شما میتونید عرضه کنید هماهنگ باشه.
اگر ندونید چه توانایی هایی دارید و در پیدا کردن آنها سر درگم باشید، مطمئنا در پیدا کردن بازار هدف مناسب و یا عرضه کالا و خدمات به اون بازار هم دچار مشکل خواهید شد.

اگر در قسمت پیدا کردن توانایی هایی که میتونید عرضه کنید لیستی که گفته شد رو تهیه کرده باشید باید تا الان ایده های زیادی به ذهن تان رسیده باشد.
در اکثر مواقع برخی از توانایی ها و تجربه هایی که داریم انقدر در زندگی روزمره ما عادی و نرمال شده که به اون به عنوان یک توانایی قابل عرضه نگاه نمیکنیم.
نکته دیگری که باید به خاطر داشته باشید اینه که وقتی صحبت از کسب و کار اینترنتی یا آنلاین میشه خیلی ها فکر میکنند باید تخصص بالایی داشته باشند و برای عرضه خدمات و محصول باید محصول خاصی یا خدمات خیلی خاص و حرفه ای رو به بازار عرضه کنند چون میبینند که خیلی از کسب و کارها و حرفه ای ها دارند این کار رو انجام میدن.
در صورتی که اینطور نیست و اگر شما در زمینه خاصی تجربه یا تخصص بالایی هم نداشته باشید باز هم میتونید یک کسب و کار اینترنتی موفق رو راه اندازی کنید.
شما تنها با داشتن یک وبلاگ برای کسب و کار اینترنتی خود میتونید اقدام به فروش محصولات و خدمات خود کنید.
پس قدرت وبلاگ رو در کسب و کار اینترنتی به هیچ عنوان دست کم نگیرید. همانطور که توانایی ها و تجربیات هر چند عادی و روزمره خود را نباید دست کم بگیرید.
حتی اگر مجبور باشید خدمات و محوصلات تان رو تنها به یک محدوده جغرافیایی خاص مثل یک شهر یا روستا محدود کنید. مشکلی نیست تنها کافی است شروع کرده و در طول مسیر کسب و کار خودتون رو به دیگر مناطق، دیگر زمینه های کاری و دیگر شاخه ها نیز گسترش دهید.
فراموش نکنید که شما در این راه نه تنها یاد میگیرید و تجربه کسب میکنید بلکه کسب درآمد نیز خواهید کرد.
به طور خلاصه…
اگر این مطلب رو تا آخر مطالعه کردید به شما تبریک میگوییم، و اگر هم اون رو به طور کامل مطالعه نکردید پیشنهاد میکنیم برگردید و با دقت مطالعه کنید چرا که به ایده ها و نکات خوبی برای انتخاب بازار هدف دست پیدا خواهید کرد.
به طور خلاصه برای اینکه بتونید بازار هدف مناسبی رو برای کسب و کار خود انتخاب کنید لازم هست تا مراحل زیر رو طی کنید:
ابتدا مشخص کنید چه توانایی هایی دارید، این توانایی ها میتونه از قبیل تجربیات، مهارت ها، تخصص ها و علاقه مندی هایی باشه که دارید، حتی اگر کسانی از نزدیکان و آشنایان شما هستند که در زمینه خاصی توانایی و مهارت دارند و حاضرند به شما کمک کنند میتونید از آنها نیز کمک بگیرید.
سپس با توجه به علائق و توانایی هایی که دارید با جستجو در اینترنت ببینید چه مشکلاتی در حوزه مورد نظر وجود دارد، و مردم به دنبال یافتن چه راه حل هایی برای رفع مشکل خود هستند و آیا روشی هایی وجود دارد که شما بتونید با استفاده از توانایی های خود وضعیت فعلی آنها را به وضعیت مطلوبی که خواستار آن هستند تغییر دهید یا خیر؟
ببینید آیا در بازارهای مورد نظر، تقاضا به اندازه کافی وجود دارد، آیا مخاطب به اندازه کافی وجود دارد یا خیر؟ آیا رقبای دیگری غیر از شما در حال فعالیت در آن بازار ها هستند؟ آیا محصولات فیزیکی یا دیجیتالی و قابل دانلودی در آن بازار در حال عرضه هست یا خیر؟ آیا خدماتی در آن بازار ارائه میشود؟ آیا گردش مالی در آن بازار به وضوح قابل مشاهده است یا خیر.
سعی کنید رقبای تان را زیر نظر بگیرید و ببینید شما با توجه به تجربیات مهارتها و توانایی هایی که دارید چه نقطه تمایزی را میتوانید در بازار برای محصولات یا خدمات تان ارائه کنید که شما را از رقبای تان متمایز کند؟ به عبارت بهتر در بازار مورد نظر، شما چه کاری را میتوانید بهتر از رقبای خود انجام دهید؟
یک پروفایل از خریداران بالقوه خود تهیه کنید، پروفایلی شاملِ، مشخصات سنی آن ها، تحصیلات، میزان پولی که میتوانند هزینه کنند، مشکلاتی که دارند، وضعیت فعلی و وضعیت مطلوبی که خواستار رسیدن به آن هستند.
سپس سعی کنید با توجه به عبارت هماهنگی بازار-محصول و هماهنگی بازار-توانایی های شما، اقدام به تست بازار هدف کنید.
ببینید آیا اصلا محصول یا خدماتی که قصد ارائه آن را در بازار دارید برای مخاطبان تان جالب و قابل فروش هست یا خیر؟
زمانی که از موفقیت محصولات و خدمات خود در بازار هدف مطمئن شدید اقدام به ایجاد و راه اندازی کسب و کار اینترنتی در بازار هدف مورد نظر کرده و تا رسیدن به نتیجه مطلوب و موفقیت دست از تلاش برندارید.
بعد از پشت سر گذاشتن موارد گفته شده در فوق و اطمینان از سود آور بودن بازاری که میخواهید به آن وارد شوید، قدم بعدی انتخاب موضوع سایت و ایده یابی برای آن است.
معرفی مشاغل پر درآمد خانگی
اگر اشتغال در یک محیط بسته و رسمی شما را آزار میدهد یا اینکه به دلیل گرفتاریهای خانوادگی مثل پرستاری از بیمار یا فرزندتان مجبور به کار در منزل هستید ۸ پیشنهاد عالی برایتان داریم تا بتوانید درآمدی که انتظارش را دارید بسازید و علاوه بر آن در خانه باشید و مجبور به حضور در یک محل کار نباشید.
۸ شغل پردرآمد خانگی بیشتر آشنا شوید.
۱.مشاور بازاریابی
اگر مدتی در صنعتی خاص مشغول به کار بوده و از تجربه کافی برخوردار هستید، چرا نقش یک مشاور بازاریابی را بر عهده نگیرید؟ میتوانید کار خود را با ارائه خدمات به مشتریهای آشنا آغاز کنید و کم کم کارتان را گسترش دهید.
۲. مشاغل مربوط به اینترنت
اگر به کامپیوتر و اینترنت علاقمند هستید، بد نیست اگر به شغل هایی مانند طراحی وب فکر کنید. تنها هزینهای که برای شروع کار خود لازم دارید هزینه سیستمهای کامپیوتری است.
۳. عکاسی
اگر عکاسی را دوست دارید، چرا از آن به عنوان یک شغل استفاده نکنید؟ کافی است تجهیزات و ابزار دیجیتال موردنیاز را فراهم کنید. حتی میتوانید شغلتان را گسترش بدهید و به فیلمبرداری و آموزش عکاسی هم بپردازید.
۴. کسب و کار اینترنتی
اگر به بازار سهام و تغییر و تحولات آن علاقمند هستید، احتمالا تجارت آنلاین شغل مناسبی برای شما خواهد بود. میتوانید در منزل بمانید و خدمات مشاورهای و تجاری خود را به مشتریان ارائه بدهید.
۵. املاک و مستغلات
با کاهش و افزایش مداوم نرخ زمین و مسکن، بسیاری از مشتریان به مشاوره و کمک دلالان و کارشناسان مسکن نیاز پیدا میکنند. اگر در این زمینه از علاقه و تجربه کافی برخوردار هستید، میتوانید به عنوان یک واسطه یا مشاور مسکن مشغول به کار شوید.
۶. قطعات اتومبیل
بسیاری از افراد به اتومبیل علاقمند هستند ولی نمیدانند که میتوانند این علاقه را به یک شغل تبدیل کنند. شما میتوانید با کارخانهها تولیدکننده قطعات خودرو قرارداد ببندید و به مشتری هایی که به آنها احتیاج دارند ولی چگونگی تماس با سازندگان را نمیدانند، خدمات ارائه بدهید.
۷. کیترینگ مواد غذایی
آشپزی هم میتواند یک شغل پردرآمد خانگی باشد، حتی در داخل خانه شما! کافی است استعداد آشپزی داشته باشید، سلیقه مشتریها را بشناسید و صد البته به غذا و آشپزی علاقمند باشید.
۸. باغبانی
برای باغبان بودن لزومی ندارد به باغچههای دیگران رسیدگی کنید و گل هایشان را آب بدهید. میتوانید مکانی را در نظر بگیرید و علاوه بر کاشت گیاهان و گلهای مختلف، به فروش تجهیزات باغبانی، آموزش و مشاوره مشغول شوید.
مطالب مشابه کسب درآمد در منزل:
ایده کسب درآمد اینترنتی و خانگی: راه اندازی آموزشگاه موسیقی
آموزش راه اندازی کسب و کار هنری
کسب و کار هنری شامل بازه گستردهای است؛ از کارکردن برای یک شرکت طراحی و دیزاین تا یک آژانس تبلیغاتی یا یک گالری هنری. اما بیشتر هنرمندان دوست دارند که کسب و کار خودشان را راهاندازی کنند و بر اساس اهداف، استعدادها و تواناییهای خاص خودشان گام بردارند. در وهله اول چنین ایدهای بسیار جذاب و هیجانانگیز به نظر میرسد، اما واقعیت این است که در راه اندازی کسب و کار تازه، بدون در نظر گرفتن نوع آن، مشکلات، استرس و موانع پیشبینی نشده بسیاری وجود دارد. بعلاوه این که حتما رقبای بسیاری نیز وجود دارند که ایدهها و تواناییهای مشابه دارند. بازار پر از هنرمندان با استعداد است که به راه اندازی کسب و کار خودشان میاندیشند، پس پیدا کردن راهی که به دارندگان کسب و کار برای رسیدن به اهداف نهاییشان کمک کند، بسیار حیاتی و ضروری است.
محصول ویژه خود را پیدا کنید!
این احتمالا کلیدیتری نکته برای راه اندازی کسب و کار موفق باشد و به همین دلیل پیش از هر چیزی به آن میپردازیم. چیزی به نام مونوپولی صنعتی وجود ندارد. هر صنعتی بدون شک میتواند صدها رقیب دیگر داشته باشد که محصولی مشابه تولید میکنند که حتی برای مصرفکنندگان نیز تشخیص دادن آنها از یکدیگر دشوار باشد.
واقعیت این است که هر چقدر که شما با استعداد باشید و هرچقدر که هنر شما از الهامهای درونی شما شکل گرفته باشد، باز هم ممکن است مشتریها قادر به تشخیص آنها نباشند و وقتی پای انتخاب مطرح شود، بیشتر مصرفکنندگان و مشتریها سراغ محصولی میروند که راحتتر باشد. به همین دلیل است که شما باید محصول ویژه خود را پیدا کنید؛ چیزی که دیگران آن را عرضه نمیکنند، چیزی که شما و کسب و کارتان را منحصر به فرد کند.
مثلا اگر یک نقاش حرفهای هستید شاید بخواهید فقط روی نقاشی پرتره تمرکز کنید، یا به عنوان یک طراح گرافیک، تمام توجهتان را به دیزاینهای سهبعدی معطوف داشته باشید. بدون توجه به این که چیزی که در نظر میگیرید چیست، باید بدانید که پیش از راه اندازی کسب و کار هنریتان باید حتما یکی را انتخاب کرده باشید. بدین ترتیب شما مشتریهایی خواهید داشت که در زمینه کاری شما دانش بیشتری دارند و بدین ترتیب به خاطر تواناییهای خاصتان به شهرت بیشتری دست خواهید یافت.
اصول اولیه و اساسی راه اندازی کسب و کار را بشناسید
بیشتر هنرمندانی که کسب و کار خود را راه اندازی کردهاند، بر این باور هستند که دشوارترین قسمت کار، فروش محصول نیست بلکه یادگرفتن اصول پایهای است که برای جذب سرمایهگذار، لازم است. هدف هر کسب و کار این است که به سوددهی برسد و برای دستیابی به این هدف باید بدانید که چطور برای هنر خود قیمتگذاری کنید، حساب دریافتیها و پرداختی را داشته باشید و مدل دقیق سرمایه را بشناسید.
البته این بدان معنی نیست که شما باید راه انداری کسب و کار خود را به تعویق بیندازید و ابتدا به یادگیری اصول تجارت و بازرگانی بپردازید و در زمینه امور مالی مهارت پیدا کنید؛ بلکه بدین معنیست که باید کتابها و مقالات مرتبط را مطالعه کنید، در دورههای آموزش مقدماتی شرکت کنید، با کسانی که این راه را پیمودهاند صحبت کنید و با آشنایی و دانش بیشتر برای راه اندازی کسب و کار خود گام بردارید.
یک شبکه حرفهای تشکیل دهید و آن را حفظ کنید
شبکهسازی در هر صنعتی مهم است؛ بخصوص برای هنرمندانی که میخواهند تجارت تازهای راه اندازی کنند. این شبکه نه تنها به شما برای پیدا کردن مشتری کمک میکند بلکه برند و نام شما را نیز معتبرتر میکند. بعلاوه این که میتوانند یکی از منابعی باشند که در مواجهه با شرایط دشوار از شما حمایت و پشتیبانی کنند.
مهم نیست شما پیش از راه اندازی کسب و کار هنریتان چقدر برایش برنامهریزی کرده باشید، بازهم اتفاقهای پیشبینی نشده رخ خواهند داد و همه چیز آنطور که انتظار دارید پیش نخواهند رفت. اما اگر شبکهای داشته باشید که بتوان به آنها تکیه کرد، آنگاه بهتر میتوانید از پس این موانع برآیید. کسانی را پیدا کنید مهربان و قابل اعتماد باشند.
شاید بنظر برسد که کمک خواستن از دیگران، بخصوص وقتی میخواهید یک کار تازه را شروع کنید، کمی خجالت آور و دشوار باشد اما سوال کنید و کمک بخواهید. همجنین نباید از اشتباه کردن بترسید، مطمئن باشید که از آن چیزهای تازهای یاد خواهید گرفت.
یاد بگیرید که چطور برند خود را به بقیه بشناسانید؛ از شبکههای اجتماعی کمک بگیرید
به عنوان یک هنرمند، باید بدانید که مهمترین ابزار موفقیت شما الزاما هنر شما نیست، بلکه شهرت شماست. کیفیت و تنوع هنر شما اگرچه مهم است، اما در شناخته شده نباشید آنگاه جایی برای عرضه آن نخواهید یافت. پس باید راهی بیابید که بتوانید خودتان را تبلیغ کنید و به علاقمندان بشناسانید.
دلسرد نشوید و کار را نیمهکاره رها نکنید
قبلا گفتیم که راه اندازی کسب و کار تازه دشوار است؟ خب شاید لازم باشد یک بار دیگر این نکته را تکرار کنیم که هرچقدر هم مهارت و استعداد داشته باشید بازهم با دشواریهایی مواجه خواهید شد و موانع پیشبینی نشدهای سر راهتان قرار خوهد گرفت.
سریعترین راه برای اینکه مطمئن شوید که کسب و کار شما شکست میخورد این است که با دیدن اولین نشانههای مشکلات و سختیها ناامید شوید. اگر فکر میکنید که چنین فردی هستید بهتر است اصلا به شروع کار فکر نکنید زیرا رسیدن به هیچ موفقیتی بدون پیمودن راهی دشوار امکانپذیر نیست.
اگر به خودتان و ایدهای که برای کسب و کارتان در نظر دارید ایمان و اعتماد داشته باشید، قطعا برای عبور از سختیها و مشکلاتی که پیش رو دارید راهی خواهید یافت و یک استارتآپ موفق را بنا خواهید کرد، حتی اگر از ابتدای راه چنین به نظر نرسد.
کسب درآمد با مشتریان خردسال
مهدکودک ها، فروشگاه های اسباب بازی، آموزشگاه ها، شهربازی ها، رستوران های کودکان و… از جمله کسب و کارهایی هستند که مخاطبانی از قشر کودکان دارند. معمولا این گونه کسب و کارها مدیریت متفاوتی را می طلبد و از لایه های بیرونی سازمان همچون دکوراسیون محیط گرفته تا درونی ترین لایه های سازمان که استراتژی ها و ارتباطات درون سازمانی است با سایر سازمان ها متفاوت است.
هومن رهبری، مشاور، تحلیلگر و مدرس رفتارهای سازمانی به بررسی عوامل مهم و تأثیر گذار بر این گونه کسب و کارها پرداخته که در ادامه می خوانید.
همیت لایه های درونی و بیرونی سازمان
هومن رهبری می گوید: معمولا در کسب و کارهایی که مخاطبان آن افراد بزرگسال هستند، لایه نمایان و بیرونی سازمان یعنی آن بخش هایی که در معرض دید مستقیم مخاطبان قرار می گیرد با لایه درونی که مخاطبان نمی بینند ارزش یکسان دارد.
به عبارت دیگر دکوراسیون محیط فروش، فروشنده و پکیج محصول و مانند آن، به عنوان لایه بیرونی بسیار مهم هستند، همان طور که استراتژی ها، ارتباطات درون سازمان، فعالیت های ستادی، پشتیبانی فعالیت های مربوط به برند سازی و… به عنوان لایه های درونی اساسی، سرنوشت ساز هستند.
در کسب و کارهایی که مرتبط با کودکان است اهمیت لایه بیرونی بسیار مهم تر از لایه های درونی سازمان است. در این نوع کسب و کار ها در درجه اول محیط بسیار حائز اهمیت است. کودک دوست دارد جایی باشد که المان های دوست داشتنی اش در آن دیده می شود.
کودک نه به برند فکر می کند، نه به کیفیت محصول و قیمت توجه دارد و نه کارایی برایش مهم است، کودک تنها دوست داشتن و لذت بردن را می خواهد و نخستین چیزی که این حس را به آنها می دهد محیط است و پس از آن با تأثیر خیلی کمتر، فردی که با او سر و کار دارد. این دو یعنی محیط و فردی که با او سر و کار دارد، جزو عوامل بیرونی هستند.
مدیریت چابک
وی تأکید می کند: قطعاً مدیریت در سازمان هایی که مرتبط با کودکان است باید بسیار انعطاف پذیر تر از سازمان هایی باشد که مخاطب بزرگسال دارند. چنین سازمان هایی باید برای تغییرات لحظه ای با سرعت بالا بسیار چابک تر باشند.
به عبارت دیگر مدیری که بخواهد تغییری را انجام دهد، باید آمارهای زیادی در طول زمان از مخاطبان بگیرد و تحلیل ها را با دقت و وسواس زیاد انجام دهد و زمان زیادی برای راستی آزمایی بگذارد و در نهایت این طرح را برای یک مدت کوتاه و برای یک مخاطب محدود پایلوت کند.باید چند ماه و حتی یک یا دو سال بگذرد تا این تغییرات اجرایی شود، در حالی که چنین چیزی به هیچ وجه برای این کسب و کارها مناسب نیست. مدیریتی که با کسب و کارهای مرتبط با کودکان سروکار دارد باید تمرکز و نگرش قوی داشته باشد، در تحلیل ها سرعت عمل داشته باشد و در تصمیم گیری جسور و در اجرا چابک باشد.
ارتباطات مؤثر
وی با اشاره به نحوه ارتباط با مشتریان می گوید: این ارتباط در دو فاز مختلف انجام می شود؛ یک فاز زمانی است که مشتریان هنوز به ما مراجعه نکرده اند و ما می خواهیم این ارتباط را با آنها داشته باشیم و تأثیرگذاری که مورد نظر ما است را انجام دهیم، به خصوص قبل از مراجعه در بار اول، قطعاً باید این ارتباط و تأثیر گذاری ما روی والدین صورت بگیرد ولی زمانی که آنها وارد محل می شوند و ارتباط رودررو شکل می گیرد و جایی که در محیط قرار می گیرند، ارتباط با کودک خیلی مهم تر است.
هر چه تعداد مراجعاتی که مخاطب به مجموعه دارد بیشتر می شود نقش والدین کمرنگ تر و نقش کودکان پررنگ تر می شود. یعنی دیگر حتی ما برای قبل از اینکه آنها با مجموعه برای بار دوم و سوم مواجه شوند هم می توانیم این نقش را برای کودکان بیشتر تعریف کنیم.
باشگاه مشتریان برای کودکان
این مشاور مدیریت معتقد است در اغلب کسب و کارها، حتی برای مخاطبان بزرگسال هم باشگاه مشتریان به مفهوم واقعی وجود ندارد، باشگاه مشتریان این نیست که اطلاعات تماس مشتریان را به زور از آنها بگیریم، زمان حراج را برای شان پیامک بزنیم یا روز تولدشان را به آنها تبریک بگوییم.
باشگاه مشتریان واقعی که برای کسب و کارهای حوزه کودک اثربخش باشد، باید واقعاً مفهوم باشگاه در آن وجود داشته باشد و با والدین و کودکان ارتباط مستمر برقرار کند و برای هر دو آنها لحظاتی دوست داشتنی و آموزنده بسازد. همچنین باشگاه مشتریان می تواند به صورت کارگاه های آموزشی مربوط به ارتباطات با فرزندان، برای والدین یا کارگاه های بازی های آموزشی برای کودکان باشد.
امروزه اغلب بچه ها تک فرزند و در محیط خانه تنها هستند و در مدرسه نیز دانشی برای آموزش ارتباطات با کودکان وجود ندارد، ارتباطاتی که در مدرسه به وجود می آید بسیار شبیه کشت دیم است و شانس در آن حرف اول و آخر را می زند و می تواند دارای اثرات مثبت یا فاقد آن باشد. در صورتی که چنین باشگاه هایی برای کودکان به وجود آید، می تواند در فرهنگ ارتباطات کودکان ما بسیار تأثیر گذار باشد و هم برای کسانی که کار تجاری انجام می دهند سوددهی مالی داشته باشد.
نحوه گرفتن بازخورد
به عقیده وی، در بازخورد گرفتن از فعالیت ها، احتمال اینکه نظرات کارشناسی متفاوتی وجود داشته باشد بسیار زیاد است. کودک به دلیل بی ثبات بودن رفتارش، واکنش های منطقی و معمولی نسبت به اتفاقات محیط خود ندارد. یعنی ممکن است کودکی یک بار با یک شخص ارتباط خوبی برقرار کند اما بار دیگر با حضور همان شخص مشکل داشته باشد و بخواهد آن محل را به خاطر حضور این فرد ترک کند.
همچنین ممکن است محیط امروز برای کودکی بسیار دوست داشتنی یا یک اسباب بازی برایش بسیار جذاب باشد اما در دفعات بعد که به آن محل می رود دیگر آن محیط یا اسباب بازی را دوست نداشته باشد.
وی می افزاید: از طرف دیگر در مقایسه کودکان با هم می بینیم که واکنش آنها نیز نسبت به یک موضوع می تواند کاملاً متفاوت باشد. به عبارت دیگر ممکن است آدمک های عروسکی برای یک کودک بسیار جذاب باشد اما کودک دیگر از آن بترسد، محیط های رنگارنگ برای یک کودک جذاب و دوست داشتنی است اما برای کودکی دیگر ممکن است جذابیتی نداشته باشد، گونه های خاصی از اسباب بازی ها یا بازی هایی که در محیط قرار داده می شود برای برخی جذاب است و برای بعضی از کودکان جذابیتی ندارد.
بنابراین اگر بخواهیم در فعالیت هایی که انجام داده ایم بازخوردی به دست آوریم، نمی توانیم جزیی نگر باشیم و ببینیم که واکنش ها نسبت به این موضوع چه بوده است، بلکه باید با دید کلی به این موضوع بنگریم و ببینیم با توجه به امکانات و منابعی که در اختیار داشتیم و با وجود محدودیت های موجود، کمیت مشتریان ما و کمیت گردش مالی و فروشی که داشتیم چطور بوده است؟
معیار مقایسه این کمیت بستگی به خود سازمان دارد. در یک سازمان این معیار در مقایسه با رقبا به دست می آید و در سازمانی دیگر با سطح معمول سود بیزینس های دیگر مقایسه و سنجیده می شود. ولی در هر صورت باید با دید کلی به این موضوع توجه کرد، زیرا اگر قرار باشد به صورت جداگانه جزییات را بررسی کنیم و بگوییم که این رفتار را انجام دادیم و در قبال آن این واکنش را دیدیم، در این حوزه به ما جواب منطقی ای نخواهد داد.
نوآوری در کسب و کار
این مدرس و تحلیلگر رفتارهای سازمانی با اشاره به جنبه های مختلف نوآوری در کسب و کارها می گوید: در بحث نو آوری معمولاً جنبه مثبت آن در نظر گرفته می شود و اغلب گفته می شود که نو آوری خوب است اما به عقیده من این بستگی به اهداف سازمان دارد.
اگر این اهداف، اهداف متعالی و پرورشی کودکان است، نوآوری می تواند بسیار مثبت باشد اما در عین حال کار بسیار حساس و سختی است زیرا باید بسیار کارشناسی شده پیش برویم. نو آوری در زمانی که هدف، پرورش کودکان است ممکن است نتیجه عکس داشته باشد زیرا بار اول است که انجام می شود و ممکن است نتیجه ای داشته باشد که برای ما مثبت قلمداد نشود. اما اگر اهداف سازمان تجاری و مالی است که معمولاً اینطور است، نوآوری نمی تواند مثبت باشد و من نوآوری را به خصوص در شکل گسترده اصلاً توصیه نمی کنم.
در آفرینش کودکان، برای در امان بودن از بلایا، المان ترس بسیار پررنگ است. علت ترس همیشه ناشناخته ها هستند، بنابراین برای اینکه کودک در محیط راحت و با آرامشی باشد و برای او سمپاتی ایجاد شود، باید المان ها و نشانه هایی را ببیند که برایش آشنا هستند تا بتواند خود را به آنها بسپارد.
طبیعی است استفاده از این نشانه های دوست داشتنی که کودک با آنها زندگی کرده و خاطره ساخته و حتی گاهی آنها را جزیی از خانواده خودش می داند بسیار معقول تر و منطقی تر از این است که ما بخواهیم نو آوری انجام دهیم. به همین دلیل است که گردش ما در اسباب بازی و تجهیزات آموزشی و اکسسوری هایی که با استفاده از شخصیت های محبوب کارتونی ساخته می شود بسیار بالاتر از خود آن فیلم یا انیمیشن است.
چه افرادی مناسب ترند؟
رهبری می افزاید: اگر چه ممکن است به نظر برسد خانم ها افراد مناسب تری برای این گونه کسب و کارها هستند اما این موضوع چندان هم مهم نیست. از این مهم تر این است که فرد خودش فرزند داشته باشد. تخصص داشتن در رفتار با کودکان یا حداقل آشنا بودن با رفتار کودکان المان بسیار مهمی است.
همچنین داشتن مهارت های ارتباطی، عشق به کار با کودکان، خونسرد بودن و با حوصله بودن و خنده رو بودن، بسیار مهم است. همچنین چیزی که شاید کمتر منطقی به نظر برسد اما در واقعیت وجود دارد، داشتن چهره خوب و معمولی بدون نشانه های برجسته خاص است.
شناخت داشتن به انرژی های زنانه و مردانه نیز بسیار تأثیر گذار است. پسر بچه ای که انرژی آرس بالا دارد قطعاً با افرادی که می خواهند به او نزدیک شوند و او را ببوسند و در آغوش بگیرند و… مشکل پیدا می کند به همین دلیل با خانم هایی که این رفتار را با او دارند لجبازی می کند. یا به عنوان مثال دختر بچه ای که انرژی آرتمیس دارد عاشق بازی های پسرانه و فضای باز است. بنابراین اگر کسی که با کودکان سر و کار دارد این انرژی ها را بشناسد، در ارتباط با کودکان موفق تر خواهد بود.
کارآفرین برنجکار نه حقوق بگیر ثابت
همواره در کسب و کار و ارائه شیوه های کسب درآمد بر این نکته تاکید می شود که اگرچه حقوق بگیر بودن ثابت و یا کارمند دولت بودن، برخی مزایا را دارد ولی معایبش بیشتر است. افراد موفق و کارآفرین دنبال کسب و کارهای خاص و راههای ویژه کسب درآمد هستند. موفقیت افراد کارآفرین به نگاه متفاوت آنها به کسب و کار و روش کسب درآمد است. مشاغل خاص را انتخاب می کنند و یا قدم در مسیر و کسب و کاری می گذارند که ویژه و خاص است. اگرچه هدفشان از کسب و کار پول دار شدن است ولی بیشتر نگاهشان مولد و تولید است در اینجا قصد دارم تا کارآفرین کشاورزی که ترجیح داد تا به جای شغل کارمندی و حقوق بگیر دولت شدن، در روستایی برنج کاری کند و در واقع کسب و کار خانوادگی راه اندازی کرد و الان به عنوان فردی موفق در زمینه کسب و کار و کارآفرینی نمونه معرفی شود.

نام کار : کشاورزی و برنجکاری
مکان اولیه: یک زمین هزار متری
هزینهی اولیه: حدود دویست میلیون تومان
سود کار: نصف به نصف
برنجکاری مخصوص افرادی است که در شمال کشور زندگی میکنند و معمولا این افراد هستند که برای انتخاب شغل، دست می گذارند روی برنجکاری. کمتر پیش میاید کسی در فرانسه، درس خوانده به ایران بیاید و تصمیم بگیرد قید زندگی شهری و درسی که خوانده را بزند و در زمین هایی که دارد کشاورزی را شروع کند و برسد به برنجکاری.
کارآفرینی که پای میز گفت و گو نشستیم، زنی است که سالها در فرانسه درس خوانده و بعد برای اینکه نمیخواسته حقوق بگیر جایی باشد، با همسرش استارت ورود به دنیای کشاورزی را زده و با کوچ کردن به یک شهر دیگر برای خودش شغلی که دوست داشته را، راه انداخته است.
زندگی شیرین پارسی ۵۹ ساله؛ برنجکار نمونهای که در روستای شاندرمن به شکل خانوادگی کار میکند، سراسر ریسک و تجربه است و به شما یاد میدهد اگر قرار است وارد کار برنجکاری شوید حتما نیاز به سرمایهی میلیاردی و زمین صد هکتاری نیست. با ما همراه شوید و تجربیات خانم پارسی را مرور کنید.
چطور شد شما تصمیم گرفتید قید زندگی در تهران و درس فرانسهای که خواندهاید را بزنید و بروید سراغ برنجکاری؟
زمانی که تحصیلاتم در تهران به پایان رسید، همراه همسرم به فرانسه رفتم و تحصیلات عالیهام را در رشتهی ادبیات فرانسه ادامه دادم. سالی که فارغ التحصیل شده بودم، مصادف بود با پیروزی انقلاب در ایران و تغییراتی که به وجود آمده بود. ما وقتی اوضاع را دیدیم تصمیم گرفتیم به کشور خودمان برگردیم و منشاء اثر باشیم.
ما در ابتدا نمیخواستیم برنجکار باشیم. قصدمان کشاورزی بود و این در حالی بود که هیچکداممان کشاورزی بلد نبودیم و در این زمینه فعالیت نداشتیم.
پس چطور بین این همه شغل، به این کار فکر کردید؟
پدر همسرم، اولین مهندس کشاورزی در غرب گیلان بودند و جزو اولین دستهی فارغ التحصیلان دانشکده کشاورزی به حساب میآمدند اما به دلیل موقعیت خانوادگیای که داشتند، امکان این نبود که در زمینهایی که در شاندرمن تالش داشتند فعالیت کنند. ما آن زمان دیدیم زمینهای زیادی زیر کشت است و میشود آنجا فعالیت کرد، برای همین تصمیم گرفتیم برای کشاورزی و برنجکاری به آن شهر برویم. این موقعیت برای ما که نمیخواستیم کارمند باشیم یا مجبور شویم در شروع زندگی از پدر و مادرمان پول بگیریم، بسیار عالی بود و در واقع دم دستترین کاری بود که میتوانستیم انجام بدهیم برای همین من پیشنهاد دادم که برویم گیلان و در زمینهایی که وجود داشت، کشاورزی کنیم. همهی امیدمان در شروع کار این بود که بتوانیم یاد بگیریم و تجربه کنیم.
چه سالی استارت کارتان را زدید؟
سال ۵۸ از فرانسه به تهران کوچ کردیم و سال ۵۹ کلا ساکن شاندرمن شدیم. آن زمان من باردار بودم و همسرم اغلب کارها را برعهده داشت اما بعد از اینکه من وضع حمل کردم،من هم مشغول کار شدم.
آن زمان شرایط کار کردن چطور بود؟
سرمایهی ما فقط زمین بود و چیزهایی که از قبل مانده بود. آنجا دو تا اتاق داشتیم که فقط میشد در آن خوابید. برقی در کار نبود و باید با چراغ نفتی، روزها را میگذراندیم، مجبور بودیم آب را از چاه بکشیم و مشکلاتی از این دست وجود داشت. آن زمان ما حتی ماشین هم نداشتیم که با آن تردد کنیم. یک سال اول من فقط به آنجا سر میزدم اما زمانی که پسر اولم یک ساله شد، زندگیام را در آنجا شروع کردم.
یکی از مشکلاتی که وجود داشت زبان مردم تالش بود. آنها به زبان زیبای خودشان تکلم می کردند و برای ارتباط برقرار کردن لازم بود که من زبانشان را یاد بگیرم. برای همین سال ۶۱ که کاملا کوچ کردم به آن شهر، زبانشان را یاد گرفتم و کارم را شروع کردم. همسرم آن زمان برنجکاری را راهانداخته بود، من هم شروع کردم به مدیریت محوطهای که داشتیم و در باغچهی کوچکی سبزیکاری کردم. یک باغ پرتقال هم داشتیم که برای جمع آوری محصولات و آبیاری درختان، گاهی به آنجا سر میزدیم.
علاوه بر اینها من کار مترجمی هم انجام میدادم و چند شاگرد فرانسه هم در رشت داشتم. بعد از تولد دومین فرزندم به شکل کامل ،درگیر کشاورزی شدم و کارهای جانبی را رها کردم و بیشتر در کنار همسرم بودم و در زمینهی کشت و برداشت کمکش میکردم. باور کنید آن زمان با اینکه بچههایم سن و سالی نداشتند اما همراه ما کار میکردند، از همان ابتدا سعی کردیم با دست خالی اما عزم راسخ ،کارمان را جلو ببریم.
ما در کشورمان چند سالی به شکل مداوم خشکسالی داشتیم که ضررهای زیادی به زمینهای کشاورزی و کشاورزان زد ،شما آن سالها چه میکردید؟
در دههی ۶۰ دو بار خشکسالی داشتیم که هر کدام از آنها ضربات بسیار بزرگی به ما زد و کل مزرعهمان را از بین برد. بعد از آن تقریبا برای ما چیزی باقی نمانده بود که بخواهیم استفاده کنیم و مجبور شدیم برویم زیر بار قرض. دردسرهای زیادی داشتیم تا اینکه متوجه شدیم دیگر وقت آن رسیده تا سبک کارمان را عوض کنیم و از شیوهی سنتی به سمت روشهای مدرن برویم و شیوهی کشتمان را تغییر بدهیم. بعد از آن مشکلاتی که به وجود آمد، با همسرم شروع به تحقیق کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که شیوهی کارمان را تغییر بدهیم.
برنامهتان چه بود؟
استفاده از موتورهای کوچک و همینطور قطعه بندی زمینهایی که داشتیم. یکی از مسائلی که در کشت برنج اهمیت ویژه دارد، مدیریت آب است. وقتی قطعات زمین کوچک باشد (اصطلاحا به آن کرت میگویند) شما خود به خود برای رساندن آب به زمین دچار مشکل میشوی. در آن سالها جنگ آب وجود داشت و همین کرت بندیها باعث میشد جنگ آب بیشتر بالا بگیرد.
برای از بین بردن این مشکل چه کردید؟
تسطیح اراضی چارهی کار ما بود. همانطور که گفتم کرتبندیها ما را با مشکل مواجه کرده بود اما نمیدانم چرا هیچکس آن زمان از تسطیح اراضی استقبال نمیکرد. در این روش، کرتها بزرگتر میشدند و ماشینهای کشاورزی که ما قصد داشتیم در مزرعهیمان از آنها استفاده کنیم میتوانستند به راحتی تردد کنند.
قبل از این، زمینها ۲۰ متر در ۲۰ متر کرت بندی شده بود، اما با تسطیح اراضی زمین ها ۳۰۰ متر در ۳۰۰ متر قطعهبندی شدند و به راحتی میشد ماشین آلات را در آن استفاده کرد. جالب است آن زمان پیمانکاری که برای کار پیش ما آمده بود، از تسطیح اراضیمان خسته شد و بعد از چند روز مزرعه را ول کرد و رفت و خودمان مجبور شدیم بقیهی کار را در مزرعهی ۱۳ هکتاریمان خودمان انجام بدهیم.
دومین قدمی که ما برای تسهیل کارمان برداشتیم استفاده از روش «جوی و پشته» بود. ما قبلا برای تغییر شیوهی خزانهگیری مطالعاتی انجام داده بودیم و با جهاد کشاورزی هم جلساتی داشتیم و از آنها خواستیم تا شیوههای نوین را در اختیار ما قرار دهند. یکی از آن شیوهها «جوی و پشته» بود.
کارشناس جهاد آن زمان به ما گفت که کسی از این طرح استقبال نکرده اما اگر شما بخواهید ما تجهیزاتی که لازم است را در اختیارتان قرار میدهیم. ما با تلفیق تجربیاتی که در این سالها با روش خزانهگیری داشتیم، میتوانستیم در روش نوین، بهتر عمل کرده و بذر کمتری استفاده کنیم.
چه زمانی ماشینآلات وارد کار شما شدند؟
پسرم از بچگی علاقهی زیادی به ماشین آلات داشت و در زمانی که تحصیل میکرد هم کمک حال ما بود. بعد در دانشگاه ماشین آلات خواند و یکی از پایههای کاری ما به حساب میآید. با کمک او بود که سال ۸۳ تغییرات کلی را در سیستم خودمان ایجاد کردیم،اولین باری که ما برای زمینمان ماشین آلات خریدیم، مردم شروع کردند به خندیدن و برایشان خنده دار بود که به جای استفاده از زنها ما داریم از ماشینهای نشاء استفاده میکنیم. پشت سرمان میگفتند اینها بی عقل هستند که ماشین آوردهاند سر زمینشان. اما ما کم کم برای مردمی که در مزارع اطرافمان کار میکردند الگو شدیم و بعضیها کم کم رغبت نشان دادند که مثل ما عمل کنند. ما در حال حاضر نیروی کار را به حداقل رسانده ایم اما در فصول برداشت و کاشت ۱۰۰ کارگر داریم که همراه ما کار میکنند. یک خانواده هم هستند که اینجا در حیاط ما زندگی میکنند و با هم به امور مزرعه میرسیم.
چطور با هزینهی مناسب وارد کار کشاورزی و برنجکاری شویم؟
مشارکتی کار کنید
درست است که خانم پارسی در حال حاضر ۱۵ هکتار زمین زیر کشت دارد اما این ۱۵هکتار حاصل سالها تجربه است و شاید شمایی که علاقمند به حضور در این کار هستید، نتوانید این مقدار زمین را خریداری کنید. خانم پارسی در این زمینه پیشنهادات جالب توجهی دارد.
به سختی ها فکر کنید
وارد شدن به کار کشاورزی سخت است. نیاز به نیروی جسمانی و کار طاقتفرسا دارد. اگر اهل این نیستید که تلاش کنید و کار سخت انجام بدهید، بهتر است طرف کشاورزی نروید. با اینکه الان ماشین آلات جای کارگرها را گرفتهاند اما ما همچنان کارگرهای فصلی داریم و شما باید به سختیهای زیادی تن بدهید تا به موفقیت برسید. ما برای کارمان ۳۰سال زحمت کشیدیم تا به شرایط خوبی رسیدیم، برای موفق شدن در این کار باید خیلی تلاش کرد.
شریک شوید
برای اینکه وارد این کار شوید، نیاز نیست چندین هکتار زمین بخرید. میتوانید با خرید یک زمین هزار متری کارتان را راه بیندازید. اگر برای این کار بتوانید چند نفر دور هم جمع شوید و شراکتی استارت کار را بزنید عالی میشود. هر کدام سهمی بگذارید و طبق سهمی که برای خودتان در نظر گرفتهاید، سود را تقسیم کنید. با این کار میتوانید یک تعاونی کوچک راه بیندازید و چند کار را همزمان انجام بدهید.
هر گوشه برای یک کار
اگر میخواهید در این کار موفق باشید و به سود برسید، توصیهی من این است که برای شروع کار یک گوشه از زمین را استخر ماهی بزنید و پرورش ماهی را شروع کنید، یک گوشه دیگر، فضایی را برای ورمی کمپوست در نظر بگیرید و داخل حیاط هم مرغ و خروس بریزید و در گوشهای هم انواع سبزی را بکارید. به این شکل شما چند کسب و کار کوچک دارید که میتوانید از تمام آنها پول در بیاورید.
نصف هزینه، نصف سود
اگر زمینتان یک هکتار باشد و این یک هکتار به شکل کاملا حرفهای و درست زیر کشت برود، میتواند به شما دو تن یا دو تن و دویست کیلو گرم برنج بدهد. اگر این اتفاق بیفتد معمولا نصف پولی که از فروش این کار به دست میآورید، پای هزینههایتان حساب میشود و نصف دیگر سود شما به حساب میآید.
شیوه های کسب درآمد و افزایش فروش
روش های مختلفی برای کسب درآمد اعم از کسب درآمد آنلاین یا فیزیکی و سنتی وجود دارد. یقینا بقای هر کسب و کاری به کسب درآمد مناسب و یا فروش محصول است . محصولی فروش نرود درآمدی نیست و وقتی درآمدی نباشد کسب و کاری دوام ندارد. گاهی برخی روش های افزایش فروش چنان ساده و دم دستی هستند که وقتی پیشنهاد می شوند موجب تعجب می شود مگر ممکن است این روش ساده اینقدر کسب درآمد پایدار و ساده به همراه داشته باشد؟ در اینجا قصد دارم تا چند روش ساده و دم دستی کسب درآمد با هدف افزایش فروش را که اتفاقا امتحان پس دادند معرفی کنم روش هایی که کاملا تجربی و موثر هستند.
کاهش فروش از گم کردن مشتریان هدف ناشی می شود؛ پس باید در جایی قرار بگیریم که آنان ما را به سادگی پیدا کنند، بنابراین نقش ارتباطات مؤثر و حرفه ای را در کاهش و افزایش فروش باید جدی گرفت. من به عنوان مدرس و مشاور بازاریابی و فروش، جلسات گوناگونی با صاحبان کسب وکار یا متقاضیان دوره های آموزشی تخصصی داشته و دارم.
حدود چهار سال قبل، یکی از شاگردانم در یکی از این دوره های بازاریابی که هم اکنون به یکی از دوستان خوب من تبدیل شده است، در انتهای کلاس جلو آمدند و گفتند استاد، شما لوگو دارید؟ پاسخ دادم خیر، چون من در این مرحله دنبال لوگوی خاصی نیستم و لوگوی من را یکی از دوستانم سالیان پیش طراحی کرده و به من هدیه داده است. دوباره پرسید شما کارت ویزیت دارید؟ جواب دادم کارت ویزیت هایم به تازگی تمام شده است.

ایشان کارت ویزیت هایی را طراحی و چاپ کرده و به من هدیه دادند و هر چه تلاش کردم که مبلغی را از من قبول کند، نپذیرفت.
از خاطره بالا چند سال گذشته است، اما من از آن روز به هر جایی که به عنوان یک مشاور بازاریابی و فروش یا تحلیلگر کسب وکار وارد شدم و احساس نیاز در حوزه گرافیک یا خدمات چاپ و طراحی در آنجا را مشاهده کردم، این دوست عزیز را به عنوان یک کاندیدای اصلی مدنظر دارم و معرفی می کنم.
توصیه کنندگان
توصیه کنندگان افرادی هستند که به مشتریان هدف ما دسترسی دارند. روشی که این دوست عزیز ما در مورد اینجانب به کار برد، استفاده مناسب و بجا از یک توصیه کننده بود. مشتریان هدف، آن بخش از مشتریانی هستند که ما می خواهیم محصولات خود را به آنان بفروشیم. تصور کنید شما یک رستوران دارید و می خواهید برای افزایش فروش خود برنامه ریزی کنید؛ چه کار می کنید؟ سراغ چه افرادی می روید؟
اگر من جای شما باشم، پیشنهاد می کنم که با رانندگان تاکسی در فرودگاه ها و نزدیکی ترمینال ها ارتباط بگیرید. به عنوان مثال خود من زمانی که وارد فرودگاه اهواز می شوم، سوار یکی از تاکسی های فرودگاه می شوم. یکی از سوالاتی که به احتمال زیاد از راننده خواهم پرسید، مکان خوب برای استراحت و خوردوخوراک است. حالا اگر آن رستوران توانسته باشد با رانندگان ارتباط مناسبی برقرار کرده باشد، به احتمال زیاد به من معرفی می شود.
مجموعه های آموزشی معتبر نظیر «گاج» یا «قلم چی» نیز به همین روش عمل کردند؛ کتاب های خود را به رایگان برای معلمان فرستادند و اگر یکی از شاگردان این معلمان برای کتاب مناسب از آنها سوالی کند، بدون شک کتب این مؤسسه ها به آنها معرفی خواهد شد. شرکت اورال بی هم به همین شیوه عمل می کند؛ شناسایی دندانپزشکان در بازه های زمانی خاص و ارائه محصولات و کاتالوگ رایگان به آنها.
پس ما باید بررسی کنیم چه افرادی به مشتریان هدف ما دسترسی دارند و آن افراد را شناسایی و با خدمات رایگان، جذب خود کنیم تا آنها ما را به دیگران معرفی کنند. به عنوان مثال خود من که مشاور بازاریابی هستم، می توانم با مشاوران مالی یا حسابدارها ارتباط بگیرم تا اگر آنها در مؤسساتی که کار می کنند احساس نیاز به مشاور بازاریابی داشتند، من را معرفی کنند.
تکنیک رزومه سازی
یک روز مشغول مطالعه یک مجله صنعتی بودم که یک آگهی توجه من را به خود جلب کرد؛ عکس نمادهای بانکی که در زیر آن، شرکت مذکور تبلیغ خود را درج کرده بود؛ جعبه های این بانک ها را تولید و به آنان تحویل دادیم.
یک سوال: اگر من به عنوان مدیر تدارکات یک شرکت دولتی یا حتی خصوصی باشم، آیا در اعتبار این شرکت تردیدی به خود راه می دهم؟
به احتمال زیاد خیر، چون این تولیدکننده با بانک های مطرح کشور کار کرده است.
دوستان عزیز، مشتریان برای خرید از ما نیاز به اعتماد دارند. از خود بپرسید رزومه ما چقدر قوی است؟ آیا افراد یا شرکت های صاحب نام را در رزومه خود دارید؟ اگر این شرکت ها را در رزومه خود ندارید، با آنان ارتباط بگیرید، پیشنهاد ویژه، بدون سود و حتی بعضا با کمی ضرر به آنها بدهید؛ مطمئن باشید نام و اعتبار آنها به مراتب سود بیشتری را به سمت شما سرازیر خواهد کرد.
مشابه این عملکرد را برخی آرایشگران یا دندانپزشکان در ارائه خدمات خود به چهره های مشهور انجام داده اند که در صفحات آنان در شبکه های اجتماعی دیده ایم.
