توسعه فردی یا بهبود فردی (Personal Development) عبارت است از پرورش مهارتهای فرد و تحقق اهداف وی در راستای شکوفایی حداکثر توانمندهایی که دارد و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی می نماید.
مهارت توسعه فردی در واقع فرآیندی پایدار در تمام دوران زندگی است که بهره وری درست آن شما را به اهدافی که در حیطه های مختلف زندگی دارید می رساند. برنامه توسعه فردی (Individual Development Plan) نیز مجموعه ای از اهداف برای شش تا دوازده ماه بعدی زندگی شماست که به منظور پیشرفت حرفه ای شما در نظر گرفته می شود.
آیا تا به حال به این مسئله توجه نموده اید زمانی که برنامه یا هدفی ندارید توجه شما به چه سمتی معطوف می شود؟ در واقع توجه اکثر مردم در چنین وضعیتی به سمت سرگرمی یا حواس پرتی پیش می رود. نمایش های تلویزیونی، فیلم ها، بازی های ویدئویی یا رسانه های اجتماعی مغز ما را درگیر می کنند.
حال اگر شما یک سرمایه گذار هستید که توجه خود را معطوف دستاوردهای خارجی و وضعیت مرتبط با آن معطوف می سازید پس توجه شما بیشتر روی کار، بهره وری بالاتر و درآمد بیشتر است. مهمترین سوال در هنگام طراحی یک برنامه توسعه فردی این است: توجه و آگاهی خود را به سوی چه چیزی معطوف سازم؟
زمانی که برنامه مشخصی برای خود ندارید و توجه خود را بیشتر روی سرگرمی و مواردی از این قبیل قرار می دهید قطعا حس خوبی در خود احساس نخواهید کرد. در واقع از این سبک زندگی راضی نخواهید بود.
داشتن یک زندگی کامل و معنادار ما را مستلزم می سازد تا ابعاد توسعه فردی بیشتری از درون خویش را شناسایی نماییم و یک برنامه توسعه فردی می تواند در این راستا بسیار تأثیرگذار باشد. در ادامه بیشتر در مورد اهداف برنامه توسعه فردی و نیز تنظیم یک چک لیست ۱۲ ماهه از آن توضیح خواهیم داد.
تنظیم برنامه ۱۲ ماهه چک لیست توسعه فردی
یک برنامه توسعه فردی به شما کمک می کند تا تفکر خود را سازماندهی نمایید. ما دائما در ذهن خود از تکنیک های برنامه ریزی استفاده می کنیم اما اغلب اوقات جزئیات مهم را از دست داده و یک استراتژی واقع گرایانه برای تحقق آن ایجاد نمی نماییم. از این رو بسیاری از “برنامه ها” تنها در رویاهای ما باقی می مانند.
مهارت های توسعه فردی فرآیندی شامل تعریف آنچه برای شما مهم است می شود، به آن چیزی که می خواهید برسید، تصریح نقاط قوتی که به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می نماید و آنچه برای بهبود و پیشرفت با گذر زمان لازم دارید.
در ادامه دوازده مورد مهم از این برنامه را توضیح خواهیم داد که می توانید طی دوازده ماه توانایی ها و نقاط قوت خود را برای رسیدن به اهداف والایی که دارید تقویت نمایید، در واقع در هر ماه روی یکی از این توانمندی ها باید کار کرد.
کامل ترین چک لیست توسعه فردی
توسعه فردی موضوعی است که در عصر حاضر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در واقع انسان پس از سالها آزمون و خطا، به این نتیجه رسیده است که تنها خودش میتواند مسیر صحیح زندگیش را انتخاب کرده و به رفاه و آسایش دست پیدا کند. آموزشهای رشد فردی در جایجای جهان توسط اساتید نامداری آموزش داده میشوند.
اما ممکن است شروع توسعه برای افرادی که تابحال روی پیشرفت فردی خود کار نکردهاند، سخت باشد. بنابراین ما یک چک لیست توسعه فردی ۱۲ ماهه را مطرح کردیم که در آن برنامه قابل انجام در هر ماه، کاملاً مشخص بود. اما ممکن است برخی از اشخاص نتوانند با چنین برنامه بلندمدت و یکسالهای، ارتباط خوبی بگیرند.
بنابراین برآن شدیم تا چک لیست توسعه فردی را برای زمانهای کوتاهتری نیز در نظر بگیریم، تا همه بتوانند شیوه مناسب خود برای رشد و توسعه فردی را انتخاب کرده و به کمک آن به سطح موردنظرشان دست یابند.
ماه اول: تقویت پتانسیل انسانی
پتانسیل انسانی ظرفیتی برای انسان ها است تا خود را از طریق مطالعه، آموزش و تمرین، بهبود و توسعه فردی بخشند، و در واقع به حد توانایی های خود در پیشرفت و یادگیری مهارت ها برسند. در حقیقت با دستیابی به پتانسیل انسانی می توان به یک زندگی شادتر و کامل تری دست یافت. در این حالت فرد می تواند بهترین شناخت را از خود داشته باشد. برای درک بهتر پتانسیل انسانی و ارتباط آن با توسعه فردی لازم است که در مورد چند حیطه توضیح داد آنها عبارتند از:
مسیرهای آگاهی
توسعه مهارت
مدیریت سبک زندگی
مسیرهای آگاهی: هر یک از ما دارای سطح پایه ای از توسعه در هر مسیر از آگاهی و یک پتانسیل ذاتی بوده که می توانیم با تمرین آنها را شناخته و تقویت نماییم. محیطی که در آن زندگی می کنیم در اوایل کودکی این پتانسیل را خنفی می نماید اما در بزرگسالی مسئول پرورش این مسیرهای آگاهی در درون خود هستیم. نه مسیر آگاهی وجود دارند که عبارتند از: آکاهی منطق – ریاضیات، آگاهی زبان شناختی، آگاهی درون فردی، آگاهی جنبشی – لمسی (Kinesthetic)، آگاهی موسیقی، آگاهی بصری – مکانی، آگاهی بین فردی، آگاهی طبیعت گرایی و آگاهی وجود.
توسعه مهارت: توسعه مهارت یکی از موارد مهم پتانسیل انسانی در توسعه فردی است که به واسطه آن می توانید توانایی های خود را بنا به دلائل شخصی یا حرفه ای توسعه دهید. مهارت هایی در ارتباطات، حل مسئله، همکاری، برنامه نویسی کامپیوتر، کتابداری، تجزیه و تحلیل، مذاکره، یادگیری، ارائه، تنظیم هدف، شنوایی، مدیریت زمان، برنامه ریزی، استدلال و … . تمامی مهارت های بالا حداقل با یک مسیر از آگاهی که در بالا به آنها اشاره شد مرتبط هستند. افراد می توانند با تمرین کافی و به کارگیری متدهای صحیح هر نوع مهارتی را توسعه دهند.
مدیریت سبک زندگی: مدیریت زندگی نیز یکی از جنبه های مهم توسعه فردی است. در جستجوی توسعه فردی ممکن است شما با “چرخ زندگی” (Wheel of Life) مواجه شوید. چرخ زندگی ابزاری است که مربی برای نشان دادن جنبه های مختلف زندگی شخص به کار می برد و می سنجد که شخص در هر حیطه چه کاری انجام می دهد و اهداف خود را برای بهبود در آن حیطه ها تنظیم می نماید. چرخ زندگی ممکن است شامل سلامت جسمی، روابط، احساسات، رشد فردی، خلاقیت، معنویت و … شود.
رشد فردی چیست؟
ماه دوم: تغییر رفتار
تمامی ما دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری هستیم که با تکرار ناخودآگاه خود آن ها را وارد زندگی خود نموده ایم. تغییر این عادات و الگوها مستلزم الگوبندی مجدد مغز است و این در توسعه فردی امری مهم می باشد. برای پایداری تغییرات باید عادت با رفتار جدید را تحت شرایط مختلف تکرار نماییم. زمان لازم برای تنظیم هر عادت جدید متفاوت است و تحقیقات نشان می دهند که این امر به طور متوسط ۶۶ روز طول می کشد.
ماه سوم: توسعه شخصیت
چرا اغلب برنامه های توسعه فردی در ایجاد نتایج موفق طولانی مدت شکست می خورند؟ زیرا این برنامه ها برای همه یکسان طراحی می شوند. تحقیقات نشان داده اند که طیف وسیعی از انواع روانشناختی وجود دارد. در سیستم اینیاگرام (Enneagram) نه نوع اولیه و برای هر نوع، نه سطح توسعه وجود دارد. هر نوع دارای ویژگی های مختلف، الگوهای عادت، نقاط قوت و ضعف، ترس و پتانسیل می باشد. اگر شما می خواهید یک برنامه توسعه فردی موثر خلق نمایید باید از هر یک از این ویژگی ها آگاه باشید و اینکه هر نوع مسیر پیشرفت متفاوتی دارند.
ماه چهارم: رویاپردازی و خلق چشم انداز
با بررسی ماه اول و در نظر گرفتن اطلاعات بالا می توانید هر یک از مسیرهای آگاهی را در خود پرورش دهید که حساسیت بیشتری در مورد دنیای پیرامون شما برایتان به ارمغان می آورند. شما اکنون می توانید اطلاعات را در روش های جدیدتر و عمیق تری پردازش نمایید.
هر زمان که در یک مسیری از آگاهی رشد می کنیم می توانیم دنیا را به گونه ای متفاوت درک کنیم. اکنون ما نسبت به قبل آگاه تر هستیم و زمان آن فرا رسیده است تا چشم اندازی جدید برای آینده خود رقم بزنیم.
این دیدگاه یا چشم انداز و نیز اهداف توسعه فردی در صورتی تحقق خواهند یافت که شما صادق باشید. گاهی اوقات ما دیدگاه را بر اساس آنچه دیگران (والدین، همکاران یا دوستان) می خواهند بنا می کنیم و این در توسعه فردی امری اشتباه است. چنین چشم اندازی کاملا بی معنا خواهد بود. پس قبل از اینکه چشم اندازی را برای توسعه فردی انتخاب کنید باید نقطه عطف خود را بیابید و روی آن متمرکز شوید.
ماه پنجم: تنظیم اهداف
سعی کنید اهداف بلند مدت شما چیزهایی هستند که واقعا در زندگی می خواهید داشته باشید. اهداف نباید ساده بلکه باید دشوار باشند. باید احساس کنید که برای رسیدن به آنها باید از مسیری سخت و کاملا پر هیاهو عبور نمایید. طوری اهداف خود را در توسعه فردی تنظیم نمایید که قابل مدیریت و دست یافتنی باشند و در نهایت شما به آنها دسترسی پیدا کنید.
اما قبل از این کار اهداف شما باید بر شما چیره شوند. زیرا شما برای آینده خود که بسیار مهم است تفکر و برنامه ریزی می نمایید و این امری کاملا طبیعی است که احساس ترس داشته باشید. این زندگی شما است و باید آن را کاملا جدی بگیرید تا بتوانید به خوبی بر اهداف تمرکز نموده و برای آنها برنامه ریزی نمایید.
ماه ششم: بر روی نقاط تمرکز کار کنید
این نکته را توجه داشته باشید که یک برنامه کلی، تهاجمی و شلوغ می توانند بیش از حد خسته کننده باشد و دلسردی و در نهایت عدم موفقیت را برای شما رقم بزند و بالاخره روزی برنامه توسعه فردی را رها خواهید کرد. از این رو شما باید روی نقاط تمرکز و مسائل مهم برنامه کار کنید. رشته هایی را انتخاب کنید که واقعا بیش از همه به آنها علاقمند هستید. بدین ترتیب روند توسه برنامه فردی شما نیز سریع تر پیش خواهد رفت.
ماه هفتم: اولویت بندی اهداف
در این ماه شما باید تمام مراحل قبلی را که در دستیابی به اهداف بزرگتر شما کمک می کنند در نظر بگیرید و تنها کاری که باید در این راستا انجام دهید این است که اهداف خود را اولویت بندی کنید و انسان مثبت اندیشی باشید. به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید در آنِ واحد به تمامی این اهداف برسید و در این صورت محکوم به شکست خواهید بود.
در چک لیست برنامه توسعه فردی اول باید اهداف کوچک خود را تعیین کنید و منتظر اتفاقات بزرگ باشید. برای مثال شما می خواهید روزی به عنوان یک مدرس ارشد در دانشگاه تدریس کنید. در مرحله اول شما یابد مدرک دکترا داشته باشید. پس این یک هدف بزرگ بوده که خود شامل زیر مجموعه هایی می شود مانند:
کسب اطلاعات در مورد مراحل درخواست دکترا
یافتن یک دانشگاه مناسب
تأمین بودجه
یافتن دوره های تحصیلی برای درخواست دانشگاه مورد نظر
نوشتن و ارسال درخواست دکترا.
ماه هشتم: کشف و بررسی روش های تمرین
مطالعات نشان داده اند که استعداد زاده نمی شود بلکه از طریق تمرین حاصل می شود. زمانی که شما زمینه های برنامه توسعه فردی و سازمانی را در چک لیست گماشتید حال نوبت به تعیین روش های تمرینی می رسد.
این روش های توسعه فردی اقداماتی هستند که شما باید برای توسعه در این مسیر و رسیدن به اهداف دائما انجام دهید. برای مثال اگر می خواهید نوشتن خود را بهبود بخشید باید حداقل روزانه هزار کلمه بنویسید. یا آیا می خواهید گیتار زدن را یاد بگیرید؟ پس باید حداقل پانزده دقیقه در روز تمرین داشته باشید.
ممکن است در ابتدا ندانید که چه شیوه هایی تمرینی را دنبال نمایید. از این رو می توانید موضوعات مختلف را از طریق کتاب توسعه فردی و یا مقالات مورد بررسی قرار دهید. این مسئله در انتخاب شیوه های تمرینی به شما کمک شایانی می نماید.
ماه نهم: شناختن فرصت ها و تهدیدها
در مسیری که گام برداشته اید ممکن است اتفاقات خاصی رخ دهند و اگر جلوی آنها را نگیرید مانع از رسیدن به اهدافتان شده یا شما را در این مسیر به تأخیر می اندازند. این اتفاقات تهدیدات توسعه فردی هستند. برای مثال کمبود انگیزه می تواند برای درخواست دکترا بسیار مضر باشد. شما می توانید با بکارگیری یک سری روش ها انگیزه کافی را برای رسیدن به هدف ایده آل خود در درون خود ایجاد نمایید.
مسئله دیگر فرصت ها هستند. مواردی که می توانید برای اتصال بیشتر در این مسیر از آنها بهره ببرید. برای مثال اگر کنفرانسی برای شما پیش آمد حتما در آن شرکت کرده و اطلاعات خود را افزایش دهید.
ماه دهم: توسعه خویشتن
اگر ایده ای به ذهن شما برای توسعه فردی رسید حتما از آن استفاده کنید. از تمام فرصت های خود کاملا بهره ببرید. داشتن یک برنامه عملی به کمک برنامه ریزی روزانه می تواند در این راستا برای شما موفر باشد. سعی کنید با کم کردن هزینه ها این برنامه عملی را ارتقا بخشیده و انگیزه بیشتری کسب نمایید.
ماه یازدهم: استفاده از شبکه پشتیبانی
مورد بعدی که باید در ماه یازدهم و چک لیست برنامه توسعه فردی مد نظر داشته باشید بهره گیری از شبکه پشتیبانی است. لازم نیست که در این مدت دوازده ماهه تمامی کارها را خودتان انجام دهید. شبکه پشتیبانی یک دارایی ارزشمند بوده و می توانید در این مسیر از آن کمک بگیرید. در برنامه خود نام افرادی را که می توانند به شما کمک کنند یادداشت نمایید. افرادی چون یک مشاور مالی، یک دوست یا یک همکار.
ماه دوازدهم: سنجش پیشرفت
اهداف شما چه کوچک و چه بزرگ باشند حال وقت آن رسیده است که زمانی را برای تأمل در مورد آنچه کسب نموده اید بگذارید. صرفا نباید به مواردی که در یازده ماه گذشته مانع از پیشرفت مطلوب شما بوده است فکر کنید در واقع باید تا می توانید انگیزه به دست آورده و مهارت و دانش بیشتری کشب نمایید. کافی است که به خوبی روی برنامه توسعه فردی تمرکز نموده و مجددا کنترل تمامی کارها را به دست بگیرید.
آیا چک لیست توسعه فردی برای همه افراد جواب میدهد؟
از قدیم گفتهاند: «سنگ بزرگ نشانهی نزدن است!»، بنابراین کسی که هرگز از هیچ برنامه رشد فردی استفاده نکرده، با ایجاد یک چک لیست توسعه فردی یکساله، بار بزرگی را بر روی دوش خود قرار میدهد که به احتمال زیاد از پس آن برنمیآید. عمل کردن به یک چک لیست ۱۲ ماهه توسعه فردی، به توانایی، اراده یا پشتکار مربوط نمیشود.
چراکه قبل از هرچیز، فرد باید اهمیت رشد فردی را درک کند و بداند که برای چه چیز میخواهد از چنین چک لیستهایی تبعیت کند. بنابراین اگر شما سابقه شرکت در برنامهها و دورههای رشد فردی را داشتهاید و این توانایی را در خود میبینید که به یکباره به سراغ یک برنامه بلندمدت یکساله بروید، از چک لیست توسعه فردی ۱۲ ماههای که عنوان کردیم، استفاده کنید.
در غیر اینصورت، اگر به تازگی با این موضوع آشنا شدهاید یا به هر دلیل فکر میکنید که از پس برنامههای طولانی برنمیآیید، از یک برنامه کوتاه روزانه استفاده کنید که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
هیچکس نمیتواند یک هندوانه درسته را یکجا بخورد، اما وقتی هندوانه را تکهتکه میکنیم، حتی بچههای کوچک هم میتوانند آن را بخورند.
چک لیست توسعه فردی روزانه، دقیقاً به همین صورت عمل میکند و مسیر رسیدن به یک آرمان فردی بزرگ را برای ما تبدیل به قدمهای کوچکی میکند که هر روز میتوانیم یک قدم آن را پشت سر بگذاریم. آنگاه پس از مدتی به خود میآییم و میبینم که چقدر راحت قسمت اعظمی از مسیر رشد فردیمان را طی کردهایم.
هر انسانی به طور متوسط، ۱۶ ساعت در روز بیدار است و میتواند یک سری کارهای مشخص را در این ساعات به انجام برساند. بهتر است زیاد به خود سخت نگیرید و تنها سه کار را در چکلیست روزانهتان قرار دهید. این سه مورد به قرار زیر هستند:
۸ ساعت خواب
گفتیم که ۱۶ ساعت برای انجام کارهایمان وقت داریم؛ ما زمانی میتوانیم بالاترین بهره را از این زمان ببریم که ۸ ساعت در شب خوابیده باشیم. اگر خواب ما ناکافی یا نامنظم باشد، از اثر مثبت دوپامین محروم می شویم و بازدهی ما در طول روز، پایین خواهد بود.
برخیها خواب را یک مقوله رد شده میدانند و آرزو میکنند که ای کاش هرگز نمیخوابیدیم. اما باید بدانید که خواب یک بخش جدانشدنی از زندگی موجودات زنده است و میتواند به زندگی آنها نظم و آرامش ببخشد. بنابراین اگر خواب شما ناکافی یا نامنظم است، سعی کنید در ابتدا، سیستم خواب کافی را برای خود ایجاد کنید.
شاید بگویید که ما خوابمان نمیبرد یا دوست داریم شبها بیدار بمانیم. ما به شما حق میدهیم، چراکه انسانها تیپهای شخصیتی متفاوتی دارند که این تفاوت بر زمان خواب آنها نیز تأثیر میگذارد، اما ۸ ساعت خواب برای تمام انسانها ضروری است، پس در هر زمان از شبانهروز، باید ۸ ساعت را به خواب اختصاص دهید (برای اینکه بدانید بهترین زمان خوابیدن شما در چه ساعتی از شبانه روز است، به تست کرونوتایپ مراجعه کنید)!
۱۰ الی ۳۰ دقیقه مطالعه
مطالعه یکی از مهمترین بخشهای چک لیست توسعه فردی است که بدون آن، نمیتوان به برنامهها پایبند ماند. بنابراین بهتر است حتماً هر روز ۳۰ دقیقه مطالعه کنید. البته مطالعه شما نباید برای کتابهای داستانی یا روزنامهها باشد؛ بلکه باید کتابها یا متونی را برای خواندن انتخاب کنید که مستقیماً به موضوع رشد فردی مربوط باشند.
در گذشته، کتابهای توسعه فردی تنها به نویسندگان خارجی اختصاص داشتند، اما خوشبختانه در حال حاضر اساتید بهنامی در کشورمان وجود دارند که کتابهای خوبی در زمینه خودیاری نوشتهاند. شما میتوانید با یک گشت ساده در سایت یا اپلیکیشن کتابراه و فیدیبو، این کتابها را پیدا کنید. ممکن است نیم ساعت مطالعه در روز برایتان سخت باشد، پس در روزهای اول، فقط ۱۰ دقیقه کتاب بخوانید و سپس این زمان را رفتهرفته به نیم ساعت برسانید.
نکته تکمیلی که لازم میدانیم عنوان کنیم، این است که تمام کتابها برای خواندن مناسب نیستند، به خصوص برخی از کتابهای قدیمی که در رابطه با رشد شخصی نوشته شدهاند، در حال حاضر قابل استناد نیستند. بنابراین با وسواس بیشتر کتابهای خود را انتخاب کرده و قبل از خرید یا دانلود کتاب، در مورد آن تحقیق کنید. اگر کتابهای خود را از کتابراه یا فیدیبو دانلود میکنید، حتماً کامنتهایی که در رابطه با آنها نوشته شدهاند را بخوانید.
۱۰ الی ۳۰ دقیقه نرمش
نرمشهای روزانه تنها برای سلامتی جسم نیست، شاید برایتان جالب باشید، اما نرمش به صورت مستقیم بر سلامت روان، شادزیستی و رهایی از افسردگی تأثیر گذاشته و موجب ترشح سروتونین که یک مادهی انرژیزا در بدن است، میشود. ما از شما نمیخواهیم که در این چک لیست توسعه فردی روزانه، به سراغ ورزشهای حرفهای و سخت بروید، حتی به شما توصیه نمیکنیم که بدوید. ما فقط از شما میخواهیم که چند حرکت نرمشی و کششی راحت را انجام دهید.
این مورد را نیز ابتدا با ۱۰ دقیقه شروع کرده و سپس زمان انجام آن را به نیم ساعت برسانید. دوچرخه سواری هم میتواند بسته به سلیقه شما در این چک لیست توسعه فردی قرار داشته باشد. هر زمان توانستید نرمش روزانه را به بخش جداییناپذیری از زندگی خود تبدیل کنید، آنگاه با توجه به اهداف و برنامههایی که برای آیندتان دارید، میتوانید ورزشهای سنگین و حرفهای مانند شنا، بدنسازی، قایقسواری، صخرهنوردی و … را نیز دنبال کنید.
دو نکته طلایی در اجرای موارد چکلیستها
در نظر داشته باشید که با شروع فعالیت براساس یک چک لیست توسعه فردی روزانه، اینکه برخی از روزها، یادتان برود تا هریک از سه مورد موجود در این چکلیست را انجام دهید، یک موضوع کاملاً طبیعی است. پس اصلاً به خود سخت نگیرید و اگر یک روز از برنامهتان عقب ماندید، از اول شروع کنید. پس در اجرای برنامهتان، انعطافپذیر باشید!
همچنین در صورتی که وقت کافی داشته و این چکلیست را در زندگیتان نهادینه کرده باشید، میتوانید فعالیتهای دیگری مانند رلکسیشن، یادگیری مهارتهای تازه، رعایت یک رژیم غذایی سالم، شرکت در برنامههای اجتماعی خیرخواهانه و … را نیز به فعالیتهای روزانهتان اضافه کنید.
اما در ابتدا نباید، بیشتر از سه موردی که نام بردیم در چک لیست توسعه فردیتان وجود داشته باشد، چراکه ابتدا باید یاد بگیرید با این چکلیست پیش بروید و کاملاً با آن راحت باشید، سپس برنامههای بیشتری را به آن اضافه کنید.
لیست مهارت های فردی
بعد از اینکه این چکلیست را مشاهده کردید و متوجه شدید که توسعه فردی چیست و چه کاربردی دارد، نوبت به آن میرسد تا لیست مهارت های فردی را نیز مطالعه فرمایید. همانطور که میدانید، این مهارتها تأثیر بسیار زیادی بر موفقیت شخص در زندگی شخصی و حرفهای او دارد. در ادامه، برخی از مهمترین مواردی که برای توسعه مهارت های فردی اهمیت دارد را در این بخش مشاهده خواهید کرد.
مهارت ارتباطات اجتماعی
یکی از مهمترین مهارت های توسعه فردی این است که بتوانید بهراحتی با سایر افراد در اجتماع رابطه برقرار کنید. بهطورکلی، تعاملات اجتماعی نقش بسزایی در موفقیت و رشد توسعه شخصیت شما خواهد شد. زیرا شما در هر شغلی که بخواهید شروع بکار کنید، نیاز به ارتباط درست با اشخاص دارید. البته لازم به ذکر است که این ارتباط میتواند به هر شکلی انجام گیرد. ارتباطات اجتماعی، شامل مهارتهایی مانند خوب حرف زدن، خوب گوش کردن، حفظ زبان بدن و پرسیدن سؤالات متفاوت میشود.
مهارتهای بینفردی
یکی دیگر از مواردی که در لیست مهارت های فردی قرار میگیرد، داشتن مهارتهای بینفردی میباشد. این مهارتها یکی از مهمترین ویژگیهایی است که هنگام استخدام کارکنان یک شرکت به آن توجه میکنند. ازاینرو، سعی کنید که این مهارت را در خود تقویت کنید تا بتوانید با همکاران خود ارتباط بینفردی خوبی برقرار کنید.
رهبری
نقشه راه توسعه فردی نشان میدهد که اگر شخصی مهارتهای رهبری کافی داشته باشد، شانس بیشتری در یافتن شغل مناسب خود را دارد. زیرا این ویژگی موجب میشود که فرد بیشتر از سایر افراد مسئولیتپذیر باشد و توانایی کنترل کردن و رهبری یک پروژه کاری را داشته باشد. یکی از مهمترین لیست مهارت های فردی در رهبری، این است که بتوانید در شرایط سخت، موقعیت خود را حفظ کرده و حتی به سایر اعضای گروه خود روحیه و انگیزه دهید. شما باید تمام افراد تیم خود را شناخته و با هرکس متناسب با شخصیت وی رفتار کنید.
مدیریت بحران
یکی دیگر از مهارتهایی که برای رشد و توسعه فردی از اهمیت بالایی برخوردار است، مدیریت بحران میباشد. شما باید این توانایی را داشته باشید که در صورت بروز هرگونه مشکل، مسائل خود را حل کنید. این امر موجب میشود که کارفرمایان اعتماد بیشتری به شما داشته باشند و بتوانند هر کاری را به شما بسپارند. قدرت مدیریت بحران، کنترل شرایط، قدرت استدلال و اعتمادبهنفس، از مهمترین موضوعات در لیست مهارت های فردی شناخته میشوند که نقش بسزایی در موفقیت شما در کسبوکار خود دارد.
سازگاری
یکی دیگر از مهارتهایی که بر موفقیت شما تأثیر زیادی میگذارد، داشتن سازگاری زیاد با هر شرایطی است. اگر شما بتوانید خود را به شرایط سخت و آسان وفق دهید، هم خود شما راحتتر خواهید بود و هم کارفرما اشتیاق بیشتری به جذب و استخدام شما دارد. گاهی اوقات، شرایطی پیش میآید که مجبور شوید برخی کارهای خارج از وظایف روزمره خود انجام دهید. در این موقعیت است که نقش انعطافپذیری جلوه بیشتری میکند.
اعتمادبهنفس
همانطور که میدانید و پیشازاین نیز گفتیم، اعتمادبهنفس را میتوان یکی از مهمترین موارد لیست مهارت های فردی نام برد. احتمالاً شما نیز از این امر آگاه هستید که داشتن اعتماد به نقش، موجب میشود فرد انگیزه بیشتری برای انجام کارهای حرفهای خود داشته باشد. درنتیجه، وی میتواند به سایر همگروهیهای خود نیز روحیه دهد و بهطورکلی، این قابلیت را دارد که سایر اعضای تیم و حتی کارفرمایان به او اعتماد کنند. حتی میتوان گفت که اگر شما اعتمادبهنفس داشته باشید، میتوانید روابط خود با سایر افراد را نیز بهبود ببخشید.
سخن پایانی
موفقیت اصلی از یک برنامهی کوچک اما منظم آغاز میشود. اگر شما بتوانید در انجام فعالیتهای چک لیست توسعه فردی روزانه خود به خوبی عمل کنید، در نهایت آمادگی کافی برای نوشتن اهداف بلندمدتتر هفتگی، ماهانه، یکساله یا حتی چندساله را خواهید داشت. اما این مهم زمانی محقق میشود که موفقیت در انجام کارهای کوچک روزانه را کوچک نشمارید و هر روز که موارد موجود در لیستتان را به اتمام رساندید، به خود تبریک بگویید.
آنگاه خواهید توانست به چک لیست ۱۲ ماهه توسعه فردی نیز بپیوندید. اگر کتابها و منابع صحیحی را برای توسعه فردیتان دنبال کنید، کل مسیر پیشرفتتان، برای شما مشخص خواهد شد. چراکه تنها آگاهی میتواند به تحقق زندگی ایدهآلتان کمک کند.
این برنامه ۱۲ ماهه چک لیست توسعه فردی به عنوان نقشه راه توسعه فردی به شما کمک می نماید تا به اهداف مهم زندگی خود به راحتی دست یابید. در واقع این چک لیست یک متد بسیار قدرتمند برای ارزیابی زندگی شما است و آنچه را که واقعا برای شما اهمیت دارد تعریف می نماید.
بدین ترتیب شما می توانید در مورد اهدافی که برای شما بیشتر در زندگی اهمیت دارند شفاف تر شوید و برای دستیابی به آنها و یک برنامه توسعه فردی قدرتمند استراتژی های واقع بینانه ای خلق نمایید.
برخی از سوالات رایج
توسعه فردی یا بهبود فردی به چه معناست؟
توسعه فردی یا بهبود فردی (Personal Development) عبارت است از پرورش مهارتهای فرد و تحقق اهداف وی در راستای شکوفایی حداکثر توانمندهایی که دارد و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی می نماید.
برنامه توسعه فردی چیست؟
برنامه توسعه فردی (Individual Development Plan) نیز مجموعه ای از اهداف برای شش تا دوازده ماه بعدی زندگی شماست که به منظور پیشرفت حرفه ای شما در نظر گرفته می شود.
منظور از پتانسیل انسانی در توسعه فردی چیست؟
پتانسیل انسانی ظرفیتی برای انسان ها است تا خود را از طریق مطالعه، آموزش و تمرین و دوره های توسعه فردی بهبود بخشند، و در واقع به حد توانایی های خود در پیشرفت و یادگیری مهارت ها برسند.
آموزش کامل مثبت اندیشی ، راههای مثبت اندیشی در همه شرایط
مثبت اندیشی را میتوان یکی از مهمترین مولفههای آرامش در زندگی دانست. مثبت اندیشی در زندگی بهصورت یک باره به وجود نمیآید و برای رسیدن به فکر آرام و مثبت اندیش باید زمان زیادی صرف کنید. معمولا همه روانشناسان دنیا مجموعهای از عوامل را بیان میکنند که انجام دادن همه آنها باعث مثبت اندیشی میشود. برای رسیدن به مثبت اندیشی موارد و تکنیکهای زیادی بیان میشود که باید با دقت زیاد به انجام تکتک آنها پرداخت.
البته ممکن است برخی از تکنیکها به زمان بیشتری برای تمرین کردن نیاز داشته باشد پس سعی کنید بدون هیچ عجلهای روشهای رسیدن به مثبت اندیشی را انجام دهید. در ادامه مطلب مهمترین روشهای رسیدن به مثبت اندیشی را بیان میکنیم.
۱ـ شناسایی افکار منفی و مزاحم
یکی از مهمترین موانع رسیدن به مثبت اندیشی افکار منفی و مزاحم است. افکار منفی میتوانند نتایج بسیار بدی روی عملکرد روزانه شما داشته باشند و این موضوع میتواند کارهای شخصی و روزمره شما را هم با مشکل جدی روبهرو کند.
عمده افرادی که بیانگیزه و گوشهگیر هستند و دچار هجوم افکار منفی هستند که اگر فکری به حال این افکار نکنند در گذر زمان مشکلات زیادی برای آنها به وجود میآید. نوشتن افکار منفی یکی از بهترین کارهایی است که برای دور شدن افکار منفی توصیه میشود. حتما شما هم تجربه کردهاید که درست در هنگام شروع کار یا شروع درس خواندن افکار مزاحم به سراغ شما میآیند و مانع از تمرکز کردن شما میشوند.
اگر افکار منفی و مزاحم خود را در یک برگه یادداشت کنید و در طول روز زمان مناسبی را برای فکر کردن به آن اختصاص دهید، رفتهرفته این افکار در مواقع کار یا مطالعه به سراغ شما نمیآیند. البته بعد از انجام چند روزه یا یک هفتهای این تمرین انتظار درست شدن همه چیز را نداشته باشید اما استمرار این تمرین برای چند هفته متوالی میتواند به نتایج بسیار خوبی منجر شود.
۲ـ نقش ورزش کردن در مثبت اندیشی
تجربه نشان داده است که افراد ورزشکار روحیه بهتری دارند و میتوانند به سادگی افکار منفی را از خود دور کنند و باعث افزایش امید به زندگی شود. البته منظور از ورزشکار بودن این نیست که شما روز و شب خود را در باشگاههای ورزشی بگذرانید بلکه منظور این است که قسمتی از زمان خود را به ورزش کردن اختصاص دهید.
پیادهروی و قدم زدن یکی از بهترین تمرینهای ذهنی برای رسیدن به مثبت اندیشی است پس سعی کنید روزانه حداقل بیست دقیقه پیاده روی داشته باشید تا بتوانید به یک آرامش ذهنی برسید.
بسیاری از افراد موفق جهان نیز پیاده روی را جز کارهای روتین روزانه خود میدانند و بسیاری از آنها به دلیل مشغله فراوان صبحها بعد از بیدار شدن روی تردمیل پیاده روی میکنند.
البته دقت داشته باشید که پیاده روی صبحگاهی نباید به گونهای باشد که انرژی زیادی از شما بگیرد چرا که باعث افت بازدهی در ساعات کاری میشود. قدم زدن در شب هنگام نیز یکی دیگر از مواردی است که بسیار موثر است، اگر در نزدیکی منزل یا محل سکونتتان امکان پیاده روی شبانه (قبل از خواب) وجود دارد حتما این مورد را امتحان کنید.
۳ـ در هنگام صحبت کردن از واژههای مثبت استفاده کنید
صحبت کردن جز جدایی ناپذیر زندگی ما انسانها است. همه ما در طول روز از هزاران واژه استفاده استفاده میکنیم که این واژهها روی ذهن خود ما نیز تاثیر زیادی دارند. برای این که مثبت اندیشی را در ذهن خود تقویت کنیم بهتر است روی گفتار خودمان نیز تمرکز داشته باشیم تا به بهترین نتیجه برسیم.
استفاده از کلمات منفی میتواند یک بار معنایی منفی به وجود بیاورد که روی ذهن خود ما هم اثر میگذارد اما اگر در صحبتهای محاوره و روزانه از کلمات مثبت استفاده کنیم هم خودمان و هم مخاطب لذت بیشتری میبرد و باعث میشود یک گام به مثبت اندیشی نزدیکتر شویم.
۴ـ کنترل و هدایت افکار
یکی دیگر از مواردی که باعث تثبیت مثبت اندیشی میشود کنترل و هدایت افکار شخصی و روزانه است. همه ما در طول روز دچار افکار مثبت و منفی زیادی میشویم که باعث میشود گاهی خوشحال و گاهی ناراحت باشیم. اگر بتوانیم افکار خوب و بد ذهنمان را به شکل درستی هدایت کنیم میتوانیم به نتایج بسیار خوبی برسیم.
البته کنترل افکار کار چندان راحتی نیست و نیاز به تمرین و ممارست زیادی دارد. حتما شما هم افرادی را دیدهاید که خیلی زود از کوره در میروند و به راحتی عصبانی میشوند. این افراد در اصطلاح قادر به کنترل افکارشان نیستند.
برای تمرین کنترل افکار روشهای زیادی وجود دارد که با یک جست و جوی ساده در سطح اینترنت میتوانید آنها را مطالعه کنید اما یکی از مهمترین تمرینهای کنترل افکار این است تعداد دفعاتی که در طول روز عصبانی میشویم یا نمیتوانیم افکارمان را کنترل کنیم یادداشت کنیم و سعی کنیم در هر روز بهتر از روز قبل عمل کنیم. البته این موضوع تقریبا چند ماهی زمان میبرد تا به بهترین نتیجه برسد.
۵ـ خودباوری داشته باشید
ارتباط خودباوری و مثبت اندیشی شاید در ابتدا کمی مبهم به نظر بیاید اما تحقیقات نشان داده است که افراد با خودباوری بالا، مثبت اندیشتر از سایر افراد هستند اما ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که چه ارتباطی بین خودباوری و مثبت اندیشی وجود دارد؟
بهتر است این موضوع را با یک مثال بررسی کنیم، فرض کنید شخصی میخواهد یک پروژهای را به شما محول کند که شما از پس انجام آن برمیآیید اما به اندازه کافی خودباوری و عزت نفس بالا ندارید. در چنین موقعی راه ورود افکار منفی به ذهن شما باز میشود و دهها اما و اگر در ذهن شما شکل میگیرد که نکند مشکلی پیش بیاید یا از پس انجام آن برنیایم.
اگر به کار و فعالیت خود اعتماد کامل داشته باشید به راحتی میتوانید به خودباوری برسید و در نتیجه مثبت اندیش باشید. داشتن اعتماد به نفس و کمک گرفتن از تجربههای قبلی میتواند یکی از بهترین راههای رسیدن به خودباوری باشد.
۶ـ تاثیر شاد شدن از موفقیت دیگران بر مثبت اندیشی
افرادی وجود دارند که از موفقیت دیگران و حتی اعضای خانواده خود خوشحال نمیشوند و حتی به افراد موفق حسودی میکنند، این افراد به هیچ وجه نمیتوانند مثبت اندیشی را در زندگیشان تجربه کنند و معمولا افرادی بیحوصله و گوشهگیر هستند. نهتنها باید سعی کنید که از این افراد فاصله بگیرید بلکه حتما در مورد علت حسودی کردن آنها به موفقیت دیگران هم تحقیق کنید تا متوجه شوید که چرا برخی افراد از موفقیت دیگران ناراحت میشوند.
۷ـ درس گرفتن از اشتباهات گذشته
درس گرفتن از اشتباهات گذشته کاملا با گیرکردن در گذشته فرق دارد، اگر شما در طول زندگی سعی کنید اشتباهات گذشته زندگیتان را بررسی کنید و از آنها درس بگیرید قطعا میتوانید محتاطتر عمل کنید و به نتیجه بهتری برسیدهمچنین این امر موجب توسعه فردی نیز می شود .
اما گاهی اوقات درس گرفتن از گذشته با ماندن در گذشته اشتباه گرفته میشود و به همین خاطر افراد بیشتر سرخورده و ناامید میشوند. همین الان یک تکه کاغذ بردارید و بزرگترین اشتباهات چند سال اخیر زندگیتان را روی آن یادداشت کنید و پیامدهای مربوط به آن تصمیم را هم بنویسید، در مرحله بعد سعی کنید کمی بیشتر فکر کنید و ببینید چه مواردی باعث شد که آن تصمیم را در آن لحظه بگیرید.
۸ـ بخشندگی داشته باشید تا مثبت اندیش شوید
افراد کینهای معمولا نمیتوانند مثبت اندیش باشند و همیشه از همه افراد زندگیشان عصبانی هستند. این موضوع بدین خاطر است که تمامی اشتباهات و بحثهایشان با افراد را به یاد دارند و به هیچ عنوان نمیتوانند کدورتهای شخصیشان را کنار بگذارند. بخشندگی بسیار شیرین است و مطمئن باشید که اگر ذهن شما به یک ذهن بخشنده تبدیل شود زندگی آرامتری خواهید داشت.
مثبت اندیشی بهدست نمیآید مگر این که شما بتوانید افراد زندگیتان را ببخشید و حتی در قبال اشتباهات شخصی خودتان هم بخشنده باشید. اشتباهات زندگیتان را بپذیرید اما اجازه ندهید که این اشتباهات شما را اسیر کنند و دائما فکر و ذهن شما را به خود مشغول کنند.
۹ـ فرصتهای پیش رویتان را قدر بدانید
افرادی که بهدنبال مثبت اندیشی هستند فرصتهای زندگیشان را غنیمت میشمارند و از آنها استفاده میکنند اما از طرفی کسانی که فرصتهای پیش روی زندگیشان را قدر نمیدانند دائما از وضعیتشان ناراضی هستند و همین موضوع باعث میشود تا نتوانند به آرامش برسند. بهتر است برای داشتن یک زندگی آرام، فرصتهای زندگیتان را قدر بدانید و از همه فرصتهای پیشرویتان به خوبی بهره ببرید.
۱۰ـ روی هدف زندگیتان متمرکز شوید
دلایل زیادی وجود دارد تا ما انسانها به دنبال رسیدن به اهداف و موفقیتهای شخصی باشیم و تحقیقات هم ثابت کردهاند که افراد موفق فقط روی اهدافشان متمرکز هستند. تمرکز داشتن روی اهداف مزیتهای زیادی دارد که یکی از مهمترین آنها رسیدن به مثبت اندیشی است. بهتر است اهداف خود را به سه دسته کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم کنید تا به بهترین نتیجه برسید. هدف داشتن یکی از مهمترین بنیانهای مثبت اندیشی است.
۱۱ـ نسبت به خودتان سختگیر باشید
برای این که شخص مثبت اندیشی باشید باید حساسیت زیادی روی خودتان داشته باشید. حساسیت داشتن روی خودتان باعث میشود وظایف روزانهتان را به درستی انجام دهید و در نتیجه موفقتر عمل کنید. البته اگر حساسیت بیش از اندازه روی خودتان یا هر شخص دیگری داشته باشید نتیجه عکس داده میشود پس سعی کنید تعادل را در این موضوع رعایت کنید.
۱۲ـ معاشرت با خانواده و تاثیرات آن بر مثبت اندیشی
معمولا کسانی که به خانواده اهمیت میدهند و وقت زیادی با خانوادهشان میگذرانند افراد مثبت اندیشی هستندو دارای مهارت های ارتباطی خوبی می باشند. گذراندن وقت با خانواده به داشتن یک ذهن منظم کمک زیادی میکند پس سعی کنید در طول هفته زمانهای مشخصی را برای وقت گذرانی با خانواده مشخص کنید. ممکن است دوستان بسیار صمیمی هم داشته باشید که تعامل و ارتباط منظم با آنها هم میتوانند به مثبت اندیشی کمک کند.
۱۳ـ برای رسیدن به مثبت اندیشی به آینده خوشبین باشید
خوشبین بودن به آینده و امیدوار بودن هم میتواند یکی از راههای رسیدن به مثبت اندیشی باشد. معمولا افرادی که به آینده زندگی امیدوار هستند افراد خوشبین و مثبت اندیشی هستند که تعامل با آنها میتواند باعث خوشحالی انسان شود.
در طرف مقابل افرادی قرار دارند که همیشه از زندگی خود ناراضی هستند و هیچ امیدی هم به آینده زندگی خود و اطرافیانشان ندارند. اگر روی هدفهایتان متمرکز شوید میتوان مطمئن بود که امید در ذهن شما نهادینه میشود.
۱۳ راه مثبت اندیش بودن
۱. سبک زندگی
احتمالاً اصطلاح سبک زندگی را بسیار شنیدهاید. درواقع منظور از این اصطلاح مجموعه فعالیتهایی است که در وجود شما به شکل عادت درآمده و به صورت مستمر انجام میدهید. بنابراین وقتی در بحث مثبت اندیشی چیست و راه های مثبت اندیشی صحبت از سبک زندگی میکنیم، منظور شکل دادن به عادات جدید کارآمد است. در سبک زندگی، غذا، ورزش، رفتارها و شیوه انجام امور مختلف جای میگیرد. بنابراین برای مثبت اندیش بودن ، یکی از مهمترین اقدامات تنظیم سبک زندگی سالم و شاد است.
برای مثال میتوانید با گنجاندن ورزش در برنامه روزانه خود، انرژی مثبت بگیرید و ذهن خود را از مسائلی که درگیر آن هستید دور کنید. همچنین در تعریف مثبت اندیشی از سلامت جسم به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار یاد میشود.
درکنار ورزش انتخاب تغذیه مناسب نیز بسیار مهم است. تغییر سبد غذایی از مواد ناسالم به سالم تأثیر به سزایی دارد. به طور کلی اگر تمام ابعاد زندگی خود را برپایه سلامت جسم و روح طرحریزی کنید و سپس آن برنامه را به عادت تبدیل کنید، یکی از راه های مثبت اندیشی را طیکردهاید.
۲. مقاوم باشید و تسلیم نشوید
داشتن افکار مثبت اندیشی ، منوط به مقاومت در برابر افکار منفی است. شما باید در مقابل هجوم این افکار مقاومت کرده و تسلیم نشوید. در پاسخ به این سؤال که مثبت اندیشی چیست؟ گفته میشود که این موضوع ارتباطی به داشتههای مادی افراد ندارد و از طرز فکر آنها نشئت میگیرد. بنابراین اینکه به مسائل و افکار منفی چه نگاهی داشته باشید و خود را در برابر آنها چگونه ببینید، ارتباط مستقیم با مثبت اندیش بودن دارد.
۳. شرایط موجود را بپذیرید
بسیاری وقایع و اتفاقات ناگوار وجود دارند، که در زندگی همه ما اتفاق میافتند و ما هیچ کنترلی روی آنها نداریم. این وقایع تا جایی ذهن را درگیر میکنند که ممکن است با خود بگوییم «دیگر هیچ چیز حال من را خوب نخواهد کرد».
هدف مثبت اندیشی رفع چنین حالتی است؛ بنابراین میتوان به پاسخ سؤآل مثبت اندیشی چیست؟ این مورد را نیز افزود، مثبت اندیشی پذیرفتن این حقیقت است که ما ربات نیستیم و اتفاقات بد برای ما یا خانواده ما خواهد افتاد. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم، بازیابی خود بعد از این رویدادها و جایگزینی افکار منفی با مثبت است.
۴. کارهایی را انجام دهید که به آن علاقه دارید
وقتی از ما میپرسند مثبت اندیشی چیست؟ بسیاری از ما پاسخ میدهیم: «زمانی که بدون دغدغه مشغول کاری که دوست دارم هستیم و به نتیجه آن فکر میکنیم احساس میکنیم تفکرات مثبت داریم و تا مدتی بعد از آن نیز این تفکرات با ما همراه است.» درواقع یکی از روشهای جایگزینی افکار منفی با مثبت، انجام اموری است که به آن علاقه دارید.
ممکن است این امور هنری، تفریحی یا در هر حوزه دیگری باشد. البته این کار به معنی پاککردن صورت مسئله نیست. داشتن افکار منفی با تکرار جمله «مثبت اندیش باشید» میسر نمیشود و در بسیاری موارد کمک مشاور نیاز است. اما مطمئن باشید ایجاد انگیزه به شما کمک بسیاری خواهد کرد. تصور کنید هر روز منتظر رسیدن ساعتی هستید که در آن نقاشی بکشید، یا ساز بنوازید مطمئنا آن ساعت یکی از لذتبخشترین ساعات شنا در طول روز خواهد بود.
۵. در هنگام هجوم افکار منفی خود را مشغول کنید
اگر دیدید که از افکار مثبت اندیشی دور شده اید و به مسائل منفی فکر میکنید کافی است خود را به کاری مشغول کنید. این روش از راه های مثبت اندیشی قبلی کمی متفاوت است.
در این روش چیزی که اهمیت دارد این است که بتوانید خود را سرگرم کرده و با ایجاد مشغولیت از بسیاری مشکلات دور شوید. مورد قبلی برای ایجاد انگیزه جهت داشتن زندگی بهتر استفاده میشود؛ اما در این مورد هدف، پاسخ سریع به لحظه ورود افکار منفی است. در این مورد شما میتوانید هرکاری که ذهن را درگیر میکند و برای شما مشغولیت ایجاد میکند انجام دهید.
۶. زندگی را دوست داشته باشید
وقتی از خود بپرسید چرا در افکار منفی غرق شدهام؟ مثبت اندیشی چیست، و چگونه به دست میآید؟ به این نتیجه خواهید رسید که دوست داشتن زندگی در رسیدن به آن مؤثر است. بنابراین راهی برای دوست داشتن آن پیدا کنید، چیزی که لبخند به لبهای شما میآورد. برای مثال سلامت پدر و مادر، داشتن خانوادهای گرم، موفقیتهای تحصیلی و شغلی، امکان سفر رفتن، کتابهایی که هنوز نخواندهاید و … تمام اینها دلایل بزرگ و کوچکی هستند،که میتوانند باعث علاقهمندی به زندگی شوند.
۷. یاد بگیرید که از جای خود بلند شوید
شکست برای همه وجود دارد. شما نه اولین نفری هستید که در کاری شکست میخورید و نه آخرین نفر. آنچه شما را یک قدم به سمت مثبت اندیش بودن پیش میبرد، توانایی بلند شدن پس از شکست است. وقتی با شکست روبهرو میشوید، بسیاری شما را به شروع دوباره تشویق میکنند و از شما میخواهند مثبت اندیش باشید.
در چنین لحظهای از خود میپرسید مثبت اندیشی چیست؟ جواب آن بسیار ساده است. شکست خوردن به این معنی است که شما گام برداشته و به سمت هدف دلخواه خود حرکت کردهاید. این که نتوانستهاید پیروز باشید، ممکن است به دلیل شرایط نامناسب یا خستگی باشد.
بنابراین به جای آن که با افکار منفی خود را شکنجه دهید، تلاش بیشتری به کار بگیرید و ادامه دهید. بعد از شکست شما احساس خستگی زیادی خواهید داشت که چاره آن استراحت است نه کنارگذاشتن همه چیز.
۸. شادی های کوچک تغییرات بزرگ ایجاد میکنند
مطمئن باشید در زندگی شادیهای کوچکی وجود دارند که با احساس آنها، تعریف مثبت اندیشی در ذهن شما شکل خواهد گرفت. تصور کنید یک گلدان کوچک دارید و جوانه های آن را که هر روز بزرگتر میشوند میبینید و به آن رسیدگی میکنید. این یکی از همان شادیهای کوچک است، احساسی که از رشد و نمو یک گیاه کوچک پیدا کردهاید. برای هر شخص بسته به شخصیتی که دارد، این شادیها متفاوت است. سعی کنید آن را بیابید و همیشه این حس را برای خود ایجاد کنید.
۹. آرزوهای خود را مجسم کنید
به خود نگویید که آرزوی من غیر ممکن است. در این جهان هیچ چیزی غیر ممکن نیست. اگر آرزویی دارید، آن را برای خود تصور کنید و حتی درمورد آن چند خطی بنویسید. پاسخ مثبت اندیشی چیست، برای هر شخص باید یادآور تصویری از خواسته و آرزو او باشد. بنابراین تصور خود را از آنچه میخواهید به آن برسید را بسازید. البته رسیدن به خواستهها بدون تلاش ممکن نیست. بنابراین باید سبک زندگی و عادات خود را نیز در راستای خواستههای خود تنظیم کنید.
۱۰. مراقبه کنید
مراقبه یا مدیتیشن بخش اساسی ورزش یوگا است. این مورد آن قدر مهم است که اگرچه باید به عادت تبدیل شود، اما جدای از مورد سبک زندگی به آن میپردازیم. یوگا ورزش ذهن است؛ در این ورزش شما با تنفس درست و انجام حرکات کششی، روی اندام خود تمرکز کرده و به سلامت جسم و روان به صورت توأم میرسید.
مراقبه نیز بخشی از یوگا است، که شما را با ایجاد یک حالت رهایی در جسم و ذهن، به آرامش و تمرکز میرساند. ایجاد احساس ارزشمندی یکی از اهداف مراقبه است که به مثبت اندیشی بدن کمک بهسزایی میکند.
۱۱. فراموش نکنید که فقط خودتان میتوانید به خودتان کمک کنید
چنانچه برای حل مشکلات خود به روانشناس مراجعه کنید، راهکارهایی به شما پیشنهاد میشود. این راهکارها زمانی کمک خواهند کرد که اجرا شوند. بنابراین بدانید که تنها خودتان، با تلاش میتوانید به آنچه برای شما خوب است و به افزایش افکار مثبت اندیشی کمک میکند خواهید رسید. درمورد این موضوع که مثبت اندیشی چیست، باید گفت، مثبت اندیشی یعنی افراد تأثیر خود را برتر از سایرین برای خود بدانند.
۱۲. روابط مثبتی بین خود و دیگران بسازید
اگر احساس میکنید با فردی در ارتباط هستید که باعث منفینگری شما میشود، با او قطع رابطه کنید. روابط خود را برپایه احساس مثبت و حس سرزندگی بنا کنید. تصور نکنید اینکار به دور از انساندوستی است و به این معنی است که ، تنها با افرادی که سودی برای شما دارند رابطه دارید. اگر شخصی را واقعاً دوست دارید ولی فرد مثبتی نیست به عنوان یک دوست ابتدا این موضوع را مطرح کرده و اگر خواست تغییر کند، به کمک یکدیگر از این مرحله عبور کنید. در غیر اینصورت شما تلاش خود را کردهاید و دلیل برای احساس شرمندگی نیست.
۱۳. صبور باشید
ساختن، نیاز به شکیبایی دارد. هیچ ساختمانی یک شبه ساخته نمیشود. اگر این اتفاق بیافتد، با هر اتفاق کوچکی ممکن است از هم فروپاشد. بنابراین صبور باشید و بگذارید زمان در کنار گامهایی که برمیدارید، تأثیر خود را نشاندهد.
رسیدن به پاسخی درست و کام برای سؤال مثبت اندیشی چیست، به خودی خود در گذر زمان شکل گرفته است، بنابراین انجام راه های مثبت اندیشی نیز زمانبر است. درمورد اینکه مثبت اندیشی چیست، تا اینجا با بیان راهکارهای آن به تعریف خوبی رسیدهایم. راههای دیگری نیز میتوان برای ایجاد مثبت اندیشی بیان کرد، از جمله:
جمع بندی
مثبت اندیشی در زندگی میتواند باعث موفقیتهای زیادی شود اما رسیدن به یک ذهن مثبت اندیش شاید به این سادگیها امکانپذیر نباشد. در این مطلب ۱۳ راه برای رسیدن به ذهن مثبت اندیش را بیان کردیم که همه آنها اهمیت بسیار زیادی دارند و اگر میخواهید به بهترین نتیجه برسید باید تک تک این ۱۳ مورد را تمرین کنید.
البته به هیچ وجه همه این موارد را به صورت هم زمان شروع نکنید و هر ۲ـ۳ مورد را در یک هفته یا ده روز تمرین کنید و در صورت رضایتبخش بودن نتیجه سعی کنید در هفتههای آینده موارد دیگر را نیز امتحان کنید.
برخی از سوالات رایج:
۱. ۱۴ راه مثبت اندیش بودن کدامند؟
شناسایی افکار منفی و مزاحم
نقش ورزش کردن در مثبت اندیشی
در هنگام صحبت کردن از واژههای مثبت استفاده کنید
کنترل و هدایت افکا
خودباوری داشته باشید
تاثیر شاد شدن از موفقیت دیگران بر مثبت اندیشی
درس گرفتن از اشتباهات گذشته
بخشندگی داشته باشید تا مثبت اندیش شوید
فرصتهای پیش رویتان را قدر بدانید
روی هدف زندگیتان متمرکز شوید
نسبت به خودتان سختگیر باشید
معاشرت با خانواده و تاثیرات آن بر مثبت اندیشی
برای رسیدن به مثبت اندیشی به آینده خوشبین باشید
راه مثبت اندیش بودن
۲. ۱۳ راه مثبت اندیش بودن کدامند؟
. سبک زندگی
مقاوم باشید و تسلیم نشوید
شرایط موجود را بپذیرید
کارهایی را انجام دهید که به آن علاقه دارید
در هنگام هجوم افکار منفی خود را مشغول کنید
زندگی را دوست داشته باشید
یاد بگیرید که از جای خود بلند شوید
شادی های کوچک تغییرات بزرگ ایجاد میکنند
آرزوهای خود را مجسم کنید
مراقبه کنید
فراموش نکنید که فقط خودتان میتوانید به خودتان کمک کنید
روابط مثبتی بین خود و دیگران بسازید
صبور باشید
۳.چگونه یک انسان مثبت اندیش شویم؟
مثبت اندیشی را میتوان یکی از مهمترین مولفههای آرامش در زندگی دانست. مثبت اندیشی در زندگی بهصورت یک باره به وجود نمیآید و برای رسیدن به فکر آرام و مثبت اندیش باید زمان زیادی صرف کنید. معمولا همه روانشناسان دنیا مجموعهای از عوامل را بیان میکنند که انجام دادن همه آنها باعث مثبت اندیشی میشود. برای رسیدن به مثبت اندیشی موارد و تکنیکهای زیادی بیان میشود که باید با دقت زیاد به انجام تکتک آنها پرداخت.
آموزش تقویت حافظه ، تکنیک ها و خوراکی های تقویت حافظه
قطعاً برای شما هم پیش آمده است که یک آدرس یا یک نام ساده را فراموش کردهاید و دائماً خود را سرزنش کردهاید که چرا تا این حد ذهنتان ضعیف شده است و برایتان این سؤال پیش آمده است که برای تقویت حافظه باید چه بخوریم و کدام خوراکی برای تقویت حافظه مفید است؟ در جواب باید ذکر کرد راههای زیادی وجود دارد که به کمک آنها میتوانید حافظه خود را تقویت کنید.
البته باید بدانید که تقویت حافظه موضوعی است که نیاز به یک پروسه زمانبر دارد، سه ماه تا یک سال حداقل زمانی است که باید صرف کنید تا حافظه شما به یک ثبات مناسبی برسد. البته برای داشتن یک ذهن فعال و پویا باید سعی کنید همیشه نکاتی را رعایت کنید و از انجام بعضی کارها هم دوری کنید.
این نکته را هم در نظر داشته باشید که داروها و خوراکیهای تبلیغاتی تبلیغ میشود و به ما میگویند برای تقویت حافظه بلند مدت چه بخوریم در بیشتر موارد فقط یک تبلیغ است و اثر خاصی روی تقویت ذهن و حافظه شما ندارد. البته برخی خوراکیهای طبیعی وجود دارند که میتوانند ذهن شما را تقویت کنند که در انتهای مطلب به آنها پرداخته شده است. خوراکی های تقویت کننده حافظه چه هستند؟ چه خوراکی برای تقویت حافظه خوبه ؟
تقویت حافظه به کمک خواب کافی و منظم
حتماً تا کنون شما هم از خود پرسیدهاید که چه چیزی برای حافظه خوب است؟ خواب یکی از مهمترین موضوعاتی است که میتواند به طور مستقیم روی کارکرد حافظه شما تأثیر داشته باشد. اگر در طول شبانهروز به صورت نامنظم به خواب میروید و هیچ برنامهای برای خواب خود ندارید باید بدانید که شما در معرض زوال حافظه هستید. معمولاً افراد موفق یک برنامه مشخص برای خواب خود در نظر میگیرند و طبق همان عمل میکنند.
البته دقت داشته باشید که مقدار خواب هر شخص با شخص دیگر متفاوت است،ممکن است شما در طول شبانه روز به ۶ ساعت خواب احتیاج داشته باشید در حالی که دوستتان به ۸ ساعت خواب در روز نیاز داشته باشد. موضوعی که مهمتر از مقدار خواب است همان نظمی است که به آن اشاره شد.
سعی کنید خوابتان را در یک چرخه منظم قرار دهید و برای اثرگذاری بهتر میتوانید ساعات خواب و ساعات بیدارشدن را در یک برگه یادداشت کنید. این کار به تحلیل وضعیت خواب شما کمک میکند و از طرفی میتوانید مشکلات خواب خود را متوجه شوید و آنها را برطرف کنید.
البته این روزها گجتهای سلامتی زیادی به بازار آمدهاند که در طول شب وضعیت خواب شما را پایش میکنند. منظم شدن خواب ممکن است کمی زمان ببرد اما به شما اطمینان میدهیم که این نظم به صورت مستقیم روی تقویت حافظه شما تأثیر میگذارد.
مطالعه
شاید این طور به نظر بیاید که مطالعه کردن صرفاً باعث افزایش اطلاعات و دانش میشود اما طبق تحقیقات انجام شده مطالعه کردن و گفتگوی درونی نهتنها باعث تقویت حافظه کوتاه مدت میشود بلکه باعث میشود شما تمرکز بهتری هم پیدا کنید.
البته فرقی نمیکند که شما در چه حوزهای مطالعه میکنید، شاید شما علاقه به ورزش دارید و در این حوزه مطالعه میکنید شاید هم ترجیح میدهید در حوزههای مربوط به رشته شغلیتان مطالعه کنید، در هر صورت مطالعه کردن کمک میکند تا شما یک ذهن فعال داشته باشید.
سعی کنید هر از چند گاهی روش مطالعه خود را عوض کنید، برای مثال اگر همیشه روی میز و صندلیتان مطالعه کردهاید یک بار هم به پارک بروید و آن جا مطالعه کنید. عوضکردن عادتهای مطالعاتی کمک میکند تا حافظه شما به شکل بهتری تقویت شود.
برای اثرگذاری بهتر مطالعه میتوانید قبل از شروع مطالعه روزانه سعی کنید مطالب قبلی را به یادبیاورید و کمی در مورد آنها فکر کنید. این کارها باعث میشود تا شما ذهن خود را به چالش بکشید و ذهن شما فعالتر شود.
خلاصه نویسی بعد از مطالعه هر قسمت از کتاب نیز میتواند یکی دیگر از راههای به چالش کشیدن ذهن باشد که البته شاید برای همه کتابها نیاز نباشد. در هر صورت با مطالعه اصولی میتوانید ذهن خود را تقویت کنید و حافظه بلند مدت و کوتاه مدتتان را به چالش بکشید.
تقویت حافظه با خاطره نویسی یا روزمره نویسی
حتماً میدانید که به طور کلی نوشتن باعث تقویت حافظه و ذهن میشود اما آیا تا به حال قلم به دست گرفتهاید و شروع به نوشتن چند خط مطلب کردهاید؟ احتمال زیاد پاسخ شما منفی است. اگر تا به امروز حتی یک خط هم ننوشتهاید اشکالی ندارد، از همین امروز نوشتن را شروع کنید. البته نیاز نیست که حتماً در یک موضوع خاص بنویسید.
توصیه ما این است که در مورد اتفاقات روزمرهتان بنویسید. این کار باعث میشود خلاقیت ذهن شما افزایش پیدا کند و در کنار افزایش خلاقیت، تقویت ذهن و ضریب هوشی هم صورت میگیرد. البته نوشتن باید به صورت مستمر و دائمی باشد و نوشتن یک روز یا یک هفته نمیتواند به تقویت حافظه شما کمکی داشته باشد.
این نکته را هم در نظر داشته باشید که این روزها شبکههای اجتماعی یکی از بهترین محلهای نوشتن است چرا که دیگران نیز در این شبکهها حضور دارند و به راحتی میتوانند مطالب شما را مطالعه کنند و در مورد آنها نظر دهند.
روزانه ۵۰۰ کلمه نوشتن میتواند کمک زیادی به تقویت ذهن و حافظه شما داشته باشد اما ممکن است روزهای اول نوشتن ۵۰۰ کلمه کمی سخت باشد پس میتوانید روزهای اول را با نوشتن ۲۰۰ یا ۳۰۰ کلمه آغاز کنید. اگر در نرمافزار word مینویسید تعداد کلمات در پایین صفحه مشخص میشوند اما اگر در یادداشت تلفن همراهتان یا هر جای دیگر مینویسید، میتوانید تعداد کلمات متن را از این سایت متوجه شوید و از لیست کلمات برای تقویت حافظه خود استفاده کنید.
آموزش مفاهیم جدید به دیگران
یکی دیگر از روشهای تقویت ذهن این است که شما مطالبی که یاد گرفتهاید را به دیگران آموزش بدهید برای مثال فرض کنید که شما کار با یک ابزار جدید را بلد هستید و حالا یکی از دوستانتان میخواهد کار با این ابزار را یاد بگیرد، در این صورت شما میتوانید کار کردن با آن ابزار را به شخص یاد بدهید.
این کار شاید در ابتدا کمی بیربط به نظر بیاید اما تحقیقات نشان داده است که ذهن انسان در موقع یاددادن به چالش کشیده میشود و سعی میکند تمام نکات را به یاد بیاورد، در نتیجه ذهن تقویت میشود.
یکی از راههایی که میتوانید آموزش دادن را شروع کنید استفاده از پتانسیل موجود در شبکههای اجتماعی است. بد نیست هر چند وقت یکبار یکی از موضوعات حوزه کاریتان را سر و سامان دهید و به صورت یک پست در شبکههای اجتماعی منتشر کنید. این کار نهتنها باعث تقویت حافظه شما میشود بلکه کمک زیادی میکند تا برند شخصی شما هم شکل بگیرد.
رابطه بین تمرکز داشن و تقویت حافظه
شاید بیشتر ما از نداشتن تمرکز موقع کار کردنمان ناراحت باشیم، در حقیقت تمرکز نداشتن باعث میشود زمان انجام کارها به شدت افزایش پیدا کند و مثلا مطالعه ۲۰ صفحه از کتابی که باید در ۳۰ دقیقه خوانده میشد به یک ساعت برسد. زمان ارزشمندترین عنصر هستی است پس به سادگی میتوان فهمید که تمرکز داشتن باعث بهرهوری بیشتر این عنصر میشود.
طبق آخرین تحقیقات صورت گرفته کسانی که تمرکز کاری بالایی دارند از قدرت حافظه بهتری هم برخوردار هستند. داشتن تمرکز موقع انجام دادن کارها به ۲ دسته از عوامل بستگی دارد:
عوامل بیرونی: عوامل بیرونی درست همان موارد مزاحم هستند. برای مثال در هنگام مطالعه در یک کتابخانه، به صدا در آمدن صدای زنگ تلفن همراه یکی از اعضا میتواند مصداق عامل مزاحم بیرونی باشد.
عوامل درونی: عوامل درونی مواردی است که در هنگام کار ما را وسوسه میکنند تا از کار خود دست بکشیم، برای مثال وسوسه چک کردن دائمی اینستاگرام میتواند یکی از عوامل درونی باشد که تمرکز را از ما سلب میکند.
موقع کار کردن باید سعی کنید تمامی این عوامل مزاحم را تا حد امکان حذف کنید، تمرکز داشتن روی کار میتواند موجب تقویت حافظه شما بشود که البته این موضوع در دراز مدت صورت میگیرد.
دستهبندی اطلاعات
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که اطلاعات زیادی در مورد یک موضوع در ذهن دارید اما اطلاعات موجود در ذهن شما دستهبندی شده نیستند و به همین خاطر نمیتوانید آنها را برای شخصی ارائه دهید.
دستهبندی کردن اطلاعات در ذهن کمک میکند تا بتوانید اطلاعات ذهنتان را به سادهترین نوع بیان کنید. دسته بندی کردن اطلاعات هم کمک زیادی به تقویت ذهن شما میکند پس سعی کنید یکی از موضوعاتی که اطلاعات زیادی در مورد آن دارید را در نظر بگیرید و یک نمودار روی کاغذ رسم کنید و اطلاعات مختلف هر بخش را تقسیم بندی کنید.
برای گرفتن تأثیر بیشتر میتوانید مجدداً از پتانسیل شبکههای اجتماعی استفاده کنید. شبکههای اجتماعی این روزها میتوانند نقش بسیار مهمی در بهینهسازی زمان و کارهای ما داشته باشند پس سعی کنید از این پتانسیل به خوبی بهره بگیرید.
تقویت حافظه به کمک حل سوالات چالشی، سودوکو و جدول
یکی از رایجترین روشهایی که میتوانید استفاده کنید این است که از سودوکو و جدولهای مشابه آن کمک بگیرید. جدولهای سودوکو یکی از قدیمیترین روشهای تضمین شده برای تقویت ذهن و دوری از آلزایمر هستند. اگر نگاهی به روزنامه فروشیهای سطح شهر بیندازید میتوانید جدولهای سودوکو و خلاقیت زیادی پیدا کنید که کمک میکند ذهن شما تقویت شود.
البته این جدولها ذهن انسان را به شدت درگیر میکند به همین خاطر ممکن است روزانه بیشتر از یک ساعت نتوانید برای این حل این جدولها زمان اختصاص دهید اما در هر صورت اگر روزانه بین ۲۰ دقیقه تا یک ساعت زمان بگذارید میتوان مطمئن بود که حافظه شما تقویت میشود. داشتن استمرار و پیوستگی در این کار بسیار اهمیت دارد و سعی کنید حل جدول را در برنامه روزانه خود داشته باشید.
تغذیه مناسب یکی از مهمترین روشهای تقویت حافظه
در ابتدای مطلب اشاره شد که بسیاری از سایتها و مجلات تبلیغاتی در مورد خوراکیهای تقویت ذهن دارند، البته درست است که بسیاری از این داروها نهتنها سودی ندارند بلکه باعث بروز بیماری هم میشوند اما تغذیه سالم و مقوی(طبیعی) میتواند کمک زیادی به تقویت حافظه و ذهن شما داشته باشد. در ادامه با خوراکیهای تقویت کننده حافظه همراه ما باشید.
در جواب سؤالی که در ابتدا ذکر کردیم یعنی سوال برای تقویت حافظه کوتاه مدت چی بخوریم باید بیان کنیم که استفاده کردن از غذاهای خانگی و طبیعی کمک میکند تا ذهن شما در بهترین حالت ممکن فعالیت کند. البته تعدادی خوراکی تقویت حافظه طبیعی هم وجود دارد که کمک میکند تا ذهن شما به بهترین شکل تقویت شود، لیست این خوراکیها در ادامه آمده است:
حتماً شما هم شنیدهاید که میگویند عقل سالم در بدن سالم، پس بهتر است این جمله را جدی بگیرید و برای رسیدن به یک ذهن فعال ورزش کردن را در برنامه روزانه خود داشته باشید. ورزش کردن کمک میکند تا سلولهای خاکستری ذهن فعال شود و بازدهی بالاتری را برای شما به وجود بیاورد همچنین باعث افزایش اعتماد به نفس در افراد نیز میشود. یکی از بهترین زمانهای ورزش کردن هر روز صبح بعد از بیدارشدن است.
همانطور که در ابتدای مطلب هم اشاره شد برای تقویت ذهن خواب منظم و کافی نقش بسیار مهمی دارد، پس سعی کنید ورزش کردن روزانه را در برنامه کاری خود داشته باشید. بهترین مقدار ورزش کردن ۳۰ تا ۴۵ دقیقه است اما اگر میخواهید به طور دقیقتر از این موضوع مطلع شوید بهتر است با یک پزشک تغذیه مشورت کنید تا براساس نیاز جسمی شما مقدار و نوع ورزش را مشخص کند.
تقویت حافظه کودکان
قطعاً هر پدر و مادری به دنبال تقویت ذهن فرزندش است و برای این موضوع کلاسهای مختلف و کتابهای مختلفی هم تهیه میکند. بهترین روش برای تقویت حافظه کودکان استفاده از بازیهای فکری است. معمولا روی هر بازی فکری رده سنی آن بازی درج میشود پس شما میتوانید مناسب هر سن فرزندتان یک بازی فکری تهیه کنید.
البته مشاوران تخصصی حوزه کودک هم در این مسیر میتوانند کمک زیادی به شما داشته باشند. بهترین زمان پرورش ذهن و حافظه دوران کودکی است پس سعی کنید از همان سالهای ابتدایی یک برنامه مشخص و مدون برای پرورش و تقویت حافظه کودک داشته باشید.
برای تقویت حافظه چی بخوریم ؟
خوراکیهای مفید برای حافظه چه هستند؟ اکنون زمان آن رسیده که به سوال برای تقویت حافظه کوتاه مدت چی بخوریم؟ پاسخ بدهیم .همانطور که گفتیم مغز شما به نوعی یک معامله بزرگ است. به عنوان مرکز کنترل بدن شما، ضربان قلب و تنفس ریهها را حفظ میکند و به شما امکان میدهد حرکت کنید، احساس کنید و فکر کنید. بههمین دلیل ایده خوبی است که مغز خود را در اوج شرایط کاری نگه دارید. غذاهایی که میخورید در سالم نگه داشتن مغز شما نقش دارند و میتوانند کارهای ذهنی خاص مانند حافظه و تمرکز را بهبود ببخشند. در این مقاله ۱۱ ماده غذایی که سبب تقویت حافظه ذکر شده است.
ماهیهای چرب منبع غنی از امگا ۳، یک عنصر اصلی سازنده مغز است و یک خوراکی تقویت حافظه محسوب میشود. امگا ۳ در تیز شدن حافظه و بهبود خلق و خو و همچنین محافظت از مغز در برابر کاهش نقش دارد.
قهوه میتواند به تقویت هوشیاری و خلق و خو کمک کند و یک خوراکی برای تقویت حافظه محسوب میشود. همچنین ممکن است به لطف کافئین و آنتی اکسیدانهای موجود، در برابر آلزایمر محافظت کند.
بلوبری مملو از آنتی اکسیدان است که ممکن است پیری مغز را به تعویق بیندازد و حافظه را بهبود بخشد.
زردچوبه و ترکیب فعال آن کورکومین دارای فواید ضد التهابی و آنتی اکسیدانی شدیدی هستند که به مغز کمک میکنند و از مؤثرترین مواد غذایی برای تقویت حافظه محسوب میشود. در تحقیقات، علائم افسردگی و بیماری آلزایمر را کاهش داده است.
کلم بروکلی از جمله غذاهای تقویت حافظه است که حاوی تعدادی از ترکیبات است که دارای اثرات آنتی اکسیدانی و ضد التهابی قدرتمندی هستند، از جمله ویتامین K.
دانه کدو تنبل سرشار از عناصر ریز مغذی بسیاری است و بهترین خوراکی برای تقویت حافظه به شمار میرود.برای تقویت حافظه مهم هستند، از جمله مس، آهن، منیزیم و روی.
فلاونوئیدهای موجود در شکلات ممکن است به محافظت از مغز کمک کنند. مطالعات نشان داده است که خوردن شکلات میتواند حافظه و روحیه را تقویت کند.
آجیل که یک خوراکی برای تقویت حافظه است، حاوی انبوهی از مواد مغذی تقویت کننده مغز، از جمله ویتامین E، چربی های سالم و ترکیبات گیاهی است.
پرتقال و سایر مواد غذایی برای تقویت حافظه که سرشار از ویتامین C میتوانند از مغز شما در برابر آسیب رادیکال های آزاد دفاع کنند.
تخم مرغ که یک غذا برای تقویت حافظه است، منبع غنی از چندین ویتامین B و کولین است که برای عملکرد و رشد مناسب مغز و همچنین تنظیم خلق و خو مهم است.
چای سبز یک نوشیدنی عالی و یک خوراکی تقویت حافظه کوتاه مدت برای حمایت از مغز شما است. محتوای کافئین موجود در آن باعث افزایش هوشیاری میشود، در حالی که آنتی اکسیدانهای آن از مغز محافظت میکنند و L-theanine به شما در آرامش کمک میکند.
تقویت حافظه کوتاه مدت
حافظه کوتاه مدت چیست؟ حافظه کوتاه مدت میتواند به عنوان مکانیزم حافظه تعریف شود که به ما امکان میدهد مقدار معینی از اطلاعات را در مدت زمان کوتاه حفظ کنیم. حافظه کوتاه مدت به طور موقت اطلاعات پردازش شدهای را که به سرعت کمرنگ میشوند یا به حافظه بلند مدت تبدیل میشوند، حفظ میکند.
حافظه کوتاه مدت دارای دو ویژگی اصلی است ظرفیت محدود و مدت زمان محدود.
توانایی حافظه کوتاه مدت: اگر از شما خواسته شود توالی ۱۰ رقمی را به خاطر بسپارید، احتمالاً میتوانید بین ۵ تا ۹ عدد را به خاطر بسپارید.
این به این دلیل است که مقدار اطلاعات کوتاه مدت که میتواند حفظ کند ۷ عنصر است، با تغییر ۲، بیشتر یا کمتر. به طور طبیعی، حافظه کوتاه مدت کمی متغیر است، به همین دلیل برخی افراد هستند که توانایی به خاطر سپردن عناصر کم و بیش را دارند.
توانایی به خاطر سپردن عناصر نیز ممکن است تحت تأثیر عملکرد مطالب مانند طول کلمات، ارتباط عاطفی محرکها و سایر تفاوتهای فردی باشد. همچنین، اگر میتوانید اطلاعات را با هم گروهبندی یا «تکه تکه» کنید ، میتوانید تعداد عناصری را که به خاطر بسپارید افزایش دهید.
به عنوان مثال، هنگام تلاش برای به خاطر سپردن یک شماره تلفن، گروهبندی شمارهها در گروههای دو یا سه نفری میتواند سهولت در به خاطر سپردن را داشته باشد.
(مدت زمان حافظه کوتاه مدت: مدت زمانی که می توانید دنباله ارقام را به خاطر بسپارید محدود است.)
حافظه کوتاه مدت ما میتواند اطلاعات را تا ۳۰ ثانیه حفظ کند. با این وجود ، میتوان با تکرار توالی یا معنایی دادن به عناصر، این زمان را افزایش داد. حافظه کوتاه مدت مانند یک درب دسترسی به حافظه بلند مدت عمل میکند، یا مانند یک اتاق ذخیره سازی که امکان نگهداری اطلاعاتی را که در آینده لزوماً نیازی به آنها نخواهیم داشت اما در لحظه به آنها نیاز داریم، ممکن می سازد.
از آنجایی که حافظه کوتاه مدت ارتباط مستقیمی با حافظه بلند مدت دارد، هرگونه آسیب به حافظه کوتاه مدت می تواند در جذب حافظههای جدید در حافظه بلند مدت تأثیر بگذارد. اگر حافظه کوتاه مدت به تنهایی آسیب ببیند، توانایی حفظ اطلاعات را برای مدت زمان کوتاهی از دست میدهیم. این امر درک جملههای طولانی و پیگیری در مکالمه را بسیار دشوار یا حتی غیرممکن میکند.
نمونه هایی از حافظه کوتاه مدت
برای درک یک جمله طولانی در یک مکالمه، باید قسمت اول جمله را به خاطر بسپارید تا کاملیت آن را درک کنید. حافظه کوتاه مدت مکانیزمی است که به شما امکان میدهد ابتدای جمله را به طور موقت به خاطر بسپارید. وقتی اطلاعات را فهمیدید، لازم نیست که این اطلاعات را به خاطر بسپارید و مغز کلمات را فراموش میکند.
هنگام خواندن، حافظه کوتاه مدت شما مانند نمونه قبلی عمل میکند. برای درک کامل تفکر، باید ابتدا یک جمله یا ایده نوشتاری را به خاطر بسپارید. به خاطر آوردن یک جمله طولانی و پیچیده بسیار دشوارتر از یک جمله کوتاه و ساده است. این قابل درک است که نقش مهمی در تنظیمات دانشگاهی دارد. یک حافظه کوتاه مدت خوب مربوط به درک مطلب است که برای موفقیت علمی اساسی است.
وقتی کسی شماره تلفنی را میگوید، حافظه کوتاه مدت شما از زمانی که آن را میشنوید تا زمان نوشتن آن کار میکند.
به طور کلی، حافظه بلند مدت نیاز به فعال سازی قبلی حافظه کوتاه مدت دارد. وقتی میخواهید از کتابی عبرت بگیرید، رمزعبور را بخاطر بسپارید یا چند خط از شعر را به خاطر بسپارید، از حافظه کوتاه مدت خود استفاده میکنید.
آسیب شناسی ها و اختلالات مرتبط با حافظه کوتاه مدت و تقویت حافظه
اگر انواع مختلف حافظه مستقل نبودند، در صورت خراب شدن یا تغییر در یکی از انواع حافظهها، همه سیستمها از کار میافتند. خوشبختانه، مغز مناطق مختلفی را به انواع مختلف حافظه اختصاص می دهد، به این معنی که تغییر در حافظه طولانی مدت بر حافظه کوتاه مدت تأثیر نمیگذارد.
به طور کلی، همه انواع مختلف حافظه با هم کار میکنند و یافتن نقطهای که یک نوع حافظه به پایان برسد و نوع دیگر آن شروع شود، دشوار است. با این حال، هنگامی که یکی از آنها آسیب ببیند، مغز قادر به انجام کار خود نیست و هنگام انجام کارهای روزمره به میزان قابل توجهی رنج میبرد.
تغییر در حافظه کوتاه مدت میتواند هم بر مدت زمان نگهداری اطلاعات و هم بر میزان اطلاعاتی که ذخیره میشود و هم تقویت حافظه تأثیر بگذارد. در صورت تغییر خفیف، ممکن است بر مدت زمانی که اطلاعات ذخیره میشود، تأثیر بگذارد، که این یک آسیب «کمی قابل مشاهده» محسوب میشود (اطلاعات را ۱۵ ثانیه حفظ کنید نه ۳۰). با این حال، یک تغییر شدید ممکن است مکانیسم حافظه کوتاه مدت را کاملاً از بین ببرد.
حافظه کوتاه مدت میتواند از طرق مختلف آسیب ببیند. همانطور که قبلاً اشاره کردیم، در مراحل اولیه بیماری آلزایمر همراه با حافظه طولانی مدت تغییر میکند. همچنین نشان داده شده است که حافظه کوتاه مدت در نارساخوانی نقش دارد، زیرا مشکل در ذخیره اطلاعات واجی ممکن است منجر به مشکلاتی در یادگیری خواندن شود.
مصرف ماری جوانا عامل دیگری است که نشان داده است بر حافظه کوتاه مدت و همچنین آسیب مغزی ناشی از سکته مغزی یا ضربه مغزی تأثیر میگذارد و از تقویت حافظه جلوگیری میکند.
چگونه می توانید حافظه کوتاه مدت را اندازه گیری و ارزیابی کنید؟
حافظه کوتاهمدت در اکثر فعالیتهای روزمره نقش زیادی دارد. توانایی ما در تعامل مناسب با محیط و افرادی که ما را احاطه کردهاند مستقیماً به حافظه کوتاهمدت بستگی دارد.
این یکی از دلایلی است که ارزیابی حافظه کوتاه مدت و شناخت سطح شناختی شما میتواند در زمینههای مختلف مفید باشد: از نظر علمی به شما کمک میکند اگر کودک در یادگیری خواندن یا درک جملات طولانی یا پیچیده مشکل دارد، درک کنید.
پزشکی به شما کمک می کند تا در صورت نیاز به دادن دستورالعملهای اساسی، در صورت چگونگی مکالمه با بیماران، در صورت به یاد آوردن یک دارو / تشخیص، مشکلی برای صحبت کردن با آنها ایجاد کنید. حافظه کوتاهمدت حرفهای میتواند به عنوان شاخصی باشد که کارگر به راحتی و با سفارشات پیچیده کار میکند.
آزمونهای CogniFit برای ارزیابی حافظه کوتاه مدت از آزمون مستقیم و غیرمستقیم ارقام از آزمون WMS مقیاس حافظه Wechsler ،CPT (آزمون عملکرد مداوم، TOMM آزمون حافظه استفاده TOL (برج لندن) الهام گرفته شده است. جدا از حافظه کوتاه مدت، این تستها همچنین با درک موقعیت خود، سرعت پردازش و حافظه فعال را اندازهگیری میکنند.
Sequency Test WOM-ASM یک سری توپ روی صفحه خواهید دید. کاربر باید مجموعهای از اعداد را بخاطر بسپارد و توالی را تکرار کند. توالی ابتدا فقط از یک عدد ساخته میشود و هر بار که کاربر اشتباه کند هر بار یک عدد افزایش مییابد. کاربر باید دنباله را بعد از هر ارائه تکرار کند.
VISMEN-PLAN Test Concentration: مجموعهای از سه جسم روی صفحه ظاهر میشوند و کاربر باید ترتیب نمایش آنها را به خاطر بسپارد. اشیا ناپدید میشوند و کاربر برای انتخاب گزینه صحیح روی صفحه باید سریها را به خاطر بسپارد.
چگونه می توانید به تقویت حافظه کوتاه مدت کمک کنید یا آن را بهبود ببخشید؟
درست مثل همه تواناییهای شناختی ما، حافظه کوتاه مدت نیز قابل آموزش و بهبود است. CogniFit ممکن است با یک برنامه آموزش حرفهای به این امکان کمک کند.
تقویت حافظه کوتاه مدت مبتنی بر علم عصب شناسی است. تیم علمی CogniFit مجموعه ای از تمرینات بالینی را برای بازسازی و بهبود مشکلات حافظه کوتاه مدت و تقویت حافظه و سایر عملکردهای شناختی ارائه میدهد.
مغز و ارتباطات عصبی آن با استفاده از آن، دقیقاً مانند عضلات بدن، قویتر میشوند. اگر به طور مكرر حافظه كوتاهمدت خود را آموزش دهید، اتصالات سریعتر و كاراتر خواهند بود كه توانایی كلی آن را بهبود میبخشد.
تیم علمی CogniFit متشکل از متخصصانی است که در زمینه بررسی قابلیت انعطاف پذیری سیناپسی و روند نوروژنز متخصص هستند، همین امر باعث میشود برنامه تحریک شناختی شخصیسازی شده مؤثر باشد. این برنامه با ارزیابی جامع عصب روانشناختی برای ارزیابی حافظه کوتاه مدت و سایر عملکردهای اساسی شناختی آغاز میشود.
سپس این برنامه به طور خودکار از نتایج حاصل از ارزیابی اولیه برای ایجاد یک برنامه آموزش مغزی شخصی شده مخصوص نیازهای هر کاربر استفاده میکند.
آموزش مداوم با یک برنامه تمرینی مناسب بهترین راه برای بهبود و تقویت حافظه کوتاه مدت است. CogniFit ابزارهایی برای ارزیابی و توانبخشی برای بهینهسازی این عملکرد شناختی دارد. آموزش فقط ۱۵ دقیقه ۲-۳ روز در هفته طول میکشد.
شما میتوانید از طریق CogniFit آنلاین به برنامه تحریک شناختی دسترسی پیدا کنید. تعدادی بازی و تمرین تعاملی وجود دارد که میتوان از طریق رایانه یا دستگاههای تلفن همراه و رایانههای لوحی انجام داد. بعد از هر جلسه، کاربر یک نمودار دقیق با پیشرفت شناختی خود مشاهده میکند.
برای تقویت حافظه چه دارویی بخوریم (قرص تقویت حافظه)
در مطالبی که در بالا ذکر کردیم به صورت مفصل بیان کردیم که باید برای تقویت حافظه کوتاه مدت چی بخوریم اکنون به بررسی داروهای تقویتی در این حوزه میپردازیم و باید بیان کنیم که از بین رفتن حافظه با افزایش سن بسیاری از ما را نگران میکند. ممکن است از خود بپرسید که آیا به یکی از ۱۰ میلیون افراد که به بیماری آلزایمر مبتلا میشوند تبدیل خواهید شد یا خیر. یا شاید شما به سادگی به دنبال روشهایی برای تقویت حافظه خود با مکمل، ویتامین یا بازیهای حافظه هستید
آیا این تقویتکنندههای مغز واقعاً به حافظه ما کمک میکنند؟ در زیر مکملهای غذایی که به بهبود حافظه شما کمک میکند را بیان میکنیم.
(توجه: اگر خود یا اطرافیانتان که احتمالاً مبتلا به آلزایمر هستید، مشورت در پزشکی مهم است.)
اسید چرب امگا ۳: مکملهای روغن ماهی امگا ۳ علاقه زیادی را به خود جلب کردهاند. مطالعات نشان میدهد که مصرف بیشتر اسید چرب امگا ۳ از غذاهایی مانند ماهیان آب سرد، روغن گیاهان و مغزها و گردوی انگلیسی به شدت با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر ارتباط دارد و بهترین خوارکی برای تقویت حافظه است. با این حال برای اثبات این مزیت حافظه از مکملها، مطالعات کاملی در مقایسه امگا ۳ با دارونما مورد نیاز است.
هوپرزین A: که به خزه چماقی چینی نیز معروف است، این داروی طبیعی به روشی مشابه داروهای آلزایمر عمل میکند. اما شواهد بیشتری برای تأیید ایمنی و کارآیی آن و تاثیرش بر تقویت حافظه لازم است.
استیل-ال-کارنیتین: برخی مطالعات نشان میدهد که این اسید آمینه ممکن است به بیماران آلزایمر با مشکلات حافظه کمک کند. این ممکن است سود بیشتری را برای افرادی که شروع زودرس و سرعت سریع بیماری دارند فراهم کند.
ویتامین E: اگرچه ویتامین E احتمالاً خطر ابتلا به آلزایمر را کاهش نمیدهد، اما ممکن است روند پیشرفت آن را کند کند. مطالعات اخیر نگرانیها را در مورد افزایش خطر مرگ و میر در افراد ناسالم که دوزهای بالای ویتامین E مصرف میکنند، ایجاد کرده است، بنابراین قبل از مصرف این مکمل حتماً با پزشک خود مشورت کنید.
البته در نظر داشته باشید که جینسینگ آسیایی (یا پاناکس). فیو-برمن به WebMD میگوید ، گیاهی که گاهی اوقات با جینکگو بیلوبا استفاده میشود، جینسینگ آسیایی میتواند به خستگی و کیفیت زندگی کمک کند. او میگوید، اما هر فایدهای برای حافظه بیشتر در یک گروه کوچک یا زیرمجموعه از شرکتکنندگان در مطالعه نشان داده شده است.
تقویت حافظه کوتاه مدت به کمک طب سنتی
حا ل که به سؤال چه خوراکیهایی برای تقویت حافظه خوب است پاسخ دادهایم و به خوبی میدانید خوراکیهای مفید برای تقویت حافظه چه چیزهایی هستند باید به سراغ مبحث تقویت حافظه به کمک طب سنتی برویم و باید گفت در زمانهای گذشته که علم پزشکی به اندازه دوران ما پیشرفت نکرده بود و ابزارهای پیشرفته پزشکی و داروهای شیمیایی وجود نداشتند، طب سنتی برای پیشگیری و درمان بسیاری از اختلالات به کار میرفت. در مورد تقویت حافظه نیز طب سنتی راهکارهای جالبی دارد که استفاده از آنها خالی از لطف نیست.
برای درمان فراموشی چه بخوریم؟ برای مثال گفته شده که جویدن و خوردن مویز در کودکان و نوجوانان، میتواند از فراموشی زودرس و زوال حافظه جلوگیری کند. همچنین برای افراد مسن و میانسال هم جویدن و خوردن مویز فواید زیادی دارد؛ از جمله این که از بروز بیماری آلزایمر و اختلالات حافظه در آنها جلوگیری میکند. بوییدن گیاه رزماری یا مصرف عصاره آن به همراه آب گرم، عسل و بهارنارنج، باعث میشود خون پر از اکسیژن به سلولهای عصبی و مغز ما برسد که طبیعتا نتیجه آن میتواند تقویت حافظه و بهبود عملکرد سیستم عصبی ما باشد.
تاثیرات گیاه آویشن در تقویت حافظه
یکی از گیاهان بسیار مفید که کاربردهای زیادی در علم پزشکی، از جمله تقویت حافظه دارد گیاه آویشن است. آویشن گیاهی با طبع بسیار گرم است و اصولاً از نظر طب سنتی، خوراکیهایی با طبع گرم میتوانند به تقویت حافظه کمک کنند.
گیاه آویشن بهترین خوراکی برای تقویت حافظه است که به تحریک سلولهای عصبی میپردازد و باعث میشود که این سلولها ارتباط سریعتر و موثرتری باهم برقرار کنند؛ پس به نظر میرسد که از این راه در تقویت حافظه تأثیرگذار است. ترکیبی از گیاه آویشن به همراه گیاه جعفری، میتواند در پیشگیری و بهبود تعدادی از بیماریهای عصبی مانند ضعف حافظه کوتاه مدت، استرس، پارکینسون و آلزایمر کاربرد داشته باشد و همانطور که در بالا هم اشاره کردیم از مفیدترین خوراکیهای تقویت حافظه هستند.
گیاه بابونه و تاثیرات آن روی حافظه کوتاه مدت
استرس و اضطراب به عنوان یکی از عوامل زیانآور در بحث حافظه به شمار میرود. در واقع اگر افراد برای مدت زیادی تحت استرس قرار بگیرند، احتمال ابتلای آنها به آلزایمر و ضعف حافظه کوتاه مدت افزایش چشمگیری خواهد داشت. البته با توجه به سبک زندگیهای کنونی و دغدغههای زیادی که افراد دارند، اجتناب از استرس و اضطراب امری بسیار دشوار به نظر میرسد.
شاید بهترین راهکار برای مقابله با استرس، خوردن خوراکیها و دمنوشهای آرامشبخش باشد. به این ترتیب به صورت غیر مستقیم به تقویت حافظه خود کمک زیادی میکنید.
یکی از گیاهانی که مصرف آن باعث کاهش استرس میشود، گیاه بابونه است. دمکرده گیاه بابونه، به خصوص اگر به هنگام شب و قبل از خواب مصرف شود، کمک میکند که سلولهای مغزی و نورونها بهتر و قدرتمندتر کار کنند و به این ترتیب به تقویت حافظه بلند مدت و کوتاه مدت کمک میکند.
تاثیرات مخرب الکل روی حافظه
مصرف الکل برای بدن و ذهن ما اثرات مخرب زیادی دارد و میتواند تعداد زیادی از ارگانهای ما را تحت تاثیر قرار داده و عملکرد آنها را با مشکل مواجه کند. اگر فرد الکل مصرف کند، سمی را به بدن خود وارد کرده که روی تمامی اعضای بدن ما، به ویژه مغز اثرات منفی خواهد داشت.
به همین دلیل است که فردی که الکل مصرف کرده، توانایی کنترل هیجانات خود را ندارد و رفتارهای تکانشی از خود بروز میدهد. تأثیرات مخرب الکل در حدی است که گاهی باعث میشود فرد حافظه کوتاه مدت خود را در برهه خاصی از دست دهد. همچنین گفته شده افرادی که الکلی هستند؛ یعنی به صورت مداوم از الکل استفاده میکنند، بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به آلزایمر قرار دارند.
زیرا در چنین اشخاصی حجم ماده سفید مغز، که ارتباط بخشهای مختلف مغز را برقرار میکند، کاهش مییابد. پس اولین گام برای تقویت حافظه در افرادی که الکل مصرف میکنند ترککردن الکل است.
کنترل بیماری های نهفته برای تقویت حافظه
بیماریهای مزمن و نهفته مانند؛ فشار خون بالا، سرطان، دیابت، مشکلات تیروئیدی و درد مزمن در عضلات، میتوانند حافظه کوتاه مدت شما را تحت تأثیر قرار دهند. گاهی این مشکلات و بیماریها بهطور مستقیم روی حافظه کوتاه مدت اثر کرده و آن را ضعیف میکنند؛ اما گاهی داروهایی که برای کنترل این بیماریها استفاده میشوند میتوانند اثرات مخربی روی حافظه کوتاه مدت داشته باشند. در هر صورت بهتر است افراد در صورت بروز اختلال در حافظه کوتاه مدت، در این زمینه با پزشک خود مشورت کنند.
چند تکنیک ساده برای تقویت حافظه در منزل
حال که بهخوبی میدانیم که برای تقویت حافظه چی بخوریم بهتر است بگوییم که اگرچه برای تقویت حافظه راهکارهای علمی بسیار زیادی وجود دارند و تحقیقات گستردهای روی این موضوع انجام شده است؛ اما با این حال شما میتوانید با انجام چند تکنیک راحت در منزل، به تقویت حافظه خود کمک بزرگی بکنید. برای مثال برای تقویت حافظه کوتاه مدت خود، میتوانید به طور همزمان از تعدادی از حواس خود استفاده کنید.
مثلاً به طور همزمان از حس بویایی، بینایی و شنوایی خود بهره بگیرید. برای مثال اگر میخواهید دستور پخت یک غذا را به خاطر بسپارید، بهتر است کمی از آن غذا بچشید یا آن را بو کنید. حتماً شما هم تجربه کردهاید که برای به خاطر سپردن چند اسم، اگر آنها را رمزگذاری کنید نتیجه بهتری میگیرید؛ مثلا میتوانید برای آنها یک شعر بسازید. خود شعر گفتن، شعر خواندن یا به خاطر سپردن شعر، از جمله ابزارهای کمککننده در تقویت حافظه کوتاه مدت به شمار میرود.
خوراکی هایی که به تقویت حافظه کوتاه مدت کمک میکنند
یکی از سؤالهای مهم در مورد حافظه کوتاه مدت، این سوال است که برای تقویت حافظه چه بخوریم؟ خوراکی تقویت حافظه کوتاه مدت چه هستند؟ حتماً میدانید که هدف از غذا خوردن، صرفاً از بین بردن احساس گرسنگی نیست؛ بلکه اگر غذاهای ما به دقت و به صورت هوشمندانهای انتخاب شوند، میتوانند نخستین پزشک ما باشند.در ادامه لیستی از خوراکیهایی برای تقویت حافظه و غذاهای مفید برای تقویت حافظه را ارائه میدهیم تا بتوانیم در طول روز انتخاب های مناسبتری داشته باشیم.
چی بخوریم برای تقویت حافظه؟ در واقع تغذیه ما ارتباط تنگاتنگی با سلامتی ما دارد. برای تقویت حافظه نیز لیستی از خوراکیها و مواد غذایی وجود دارد که تأثیر خوبی روی مغز و حافظه ما دارند و باعث بهبود عملکرد مغزی میشوند. در مورد پاسخ سؤال برای تقویت حافظه چی بخوریم، میتوانیم به لیست خوراکیها برای تقویت حافظه اشاره کنیم که از بهترین خوراکیهای تقویت حافظه محسوب میشوند:
میوه آووکادو
چغندر
روغن نارگیل
کرفس
روغن زیتون خام
رزماری
زنجبیل
توتها
ماهی
میگو
آب
پیاز
سیر
انبه
نقش کرفس در تقویت حافظه
اگر در ذهن شما هم این سؤال پیش آمده است که چه بخوریم تا حافظه قوی داشته باشیم؟ باید در جواب گفت یک خوراکی تقویت حافظه کوتاه مدت، کرفس است. کرفس یکی از سبزیهای معجزهآسا برای سلامتی بدن است. این سبزی مفید خواص چندگانهای برای سلامتی ما دارد. برای مثال به کسانی که میخواهند وزن کم کنند توصیه میشود که کرفس را در برنامه غذایی خود بگنجانند.
همچنین کرفس سرشار از آنتی اکسیدان است و بههمین دلیل به عنوان یک ماده ضدالتهاب عمل میکند. از آنجایی که کرفس سرشار از انواع ویتامینها، مواد معدنی، پلیساکاریدها و مواد مغذی است؛ میتواند برای کارکرد صحیح مغز بسیار مفید باشد و در تقویت حافظه به شما کمک کند. لازم به ذکر است که باید علاوه بر ساقه کرفس از برگهای آن نیز تغذیه کنید تا بهترین نتیجه را به دست آورید.
برای تقویت حافظه چغندر بخورید
یکی از سبزیهای ریشهای مفید برای بهبود عملکردهای مغز و نیز تقویت حافظه، گیاه چغندر است که یکی از مؤثرترین خوراکی های افزایش حافظه است. اگرچه تمامی سبزیهای خوراکی در لیست غذاهای سالم و مفید قرار دارند؛ اما باید بدانید که چقدر در این لیست جایگاه خاصی دارد و به عنوان یک خوراکی تقویت حافظه کوتاه مدت عمل میکند.
گیاه چغندر را میتوانید به صورت آبپز مصرف کنید یا میتوانید آن را در سالادهای خود بریزید. در هر صورت مصرف گیاه چغندر، باعث خروج سریع سموم از خون میشود و همچنین نیتراتی که در چغندر وجود دارد، کمک زیادی به بهبود گردش خون بدن میکند.
همین عوامل باعث میشوند سطح عملکردهای مغزی بالاتر برود و در تقویت حافظه تأثیر زیادی دارند. چغندر علاوهبر نقشی که در تقویت حافظه دارد، به خاطر خواص آنتی اکسیدانی بالا، به صورت یک دارو طبیعی ضد سرطان و ضد التهاب عمل میکند.
تقویت حافظه با آدامس جویدن
اگر برای شما هم سؤال شده که چی بخوریم حافظه قوی داشته باشیم و چی بخوریم برای تقویت حافظه؟ جالب است بگوییم آدامس! شاید شما هم تصور کنید که جویدن آدامس در مکانهایی مانند مدرسه و سر کلاس درس، یک رفتار غلط و بر خلاف آداب کلاس درس است. اما امروزه در بعضی از مدارس به بچهها اجازه میدهند که سر کلاسهای درس آدامس بجوند.
در واقع تحقیقات اثبات کردهاند که جویدن آدامس تأثیراتی روی مغز ما میگذارد. برای مثال باعث واکنش سریع مغز ما، افزایش تمرکز و نیز افزایش هوشیاری ما میشود؛ همین موارد میتوانند دلیل خوبی باشند برای این که آدامس جویدن میتواند به تقویت حافظه در افراد کمک کند. زیرا افزایش تمرکز خودش یکی از راههای تقویت حافظه به شمار میرود.
تاثیر ورزش شطرنج روی تقویت حافظه کوتاه مدت
تحقیقات و مطالعات علمی اثبات کردهاند که مغز ما مانند یک ماهیچه عمل میکند. به این معنی که مغز مانند یک ماهیچه که در اثر ورزشکردن ورزیدهتر و قویتر میشود؛ مغز هم چنین خاصیتی دارد. یکی از ورزشهای بسیار مفید برای مغز ما، ورزش شطرنج است. شاید بتوان گفت هنگام شطرنج بازیکردن، فعالترین عضو بدن مغز است.
همچنین اثبات شده است که ورزش شطرنج از بروز بیماریهای مربوط به مغز، مانند افسردگی، اضطراب و آلزایمر جلوگیری میکند. گفته شده که شطرنج باعث تقویت حافظه کوتاه مدت در افراد، به ویژه در کودکان میشود.
همانطور که میدانید هنگام بازی شطرنج، شما باید حرکات رقیب خود را به حافظه بسپارید. همچنین لازم است تمامی قوانین بازی شطرنج و فنونی که شما را به موفقیت در این بازی میرسانند به یاد داشته باشید. علاوهبر آن ورزش شطرنج، باعث ورزیده شدن مغز شما میشود و به این طریق هم حافظه شما را بهبود میبخشد.
خوراکی های برای تقویت حافظه
بسیاری از مواد غذایی کمک شایانی به بهبود عملکرد مغز و حافظه میکنند که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
آووکادو
آووکادو حاوی ویتامین K و اسیدفولیک است و از لختهشدن خون در مغز یا همان سکته مغزی جلوگیری میکند. این میوه در بهبود عملکردهای شناختی مغز مانند تقویت حافظه و تمرکز نیز بهخوبی عمل میکند و از مهمترین خوراکی های برای تقویت حافظه است. آووکادو سرشار از ویتامینهای B و C است؛ یعنی ویتامینهایی که در بدن ذخیره نمیشوند و باید روزانه آنها را مصرف کنیم. این میوه نسبت به سایر میوهها، بیشترین میزان پروتئین و قند کمی دارد.
بلوبری
بلوبری هم مثل چغندر سرشار از آنتیاکسیدان و حاوی ویتامین C ، K و فیبر فراوان است. سطح بالای گالیک اسید در این میوه، از مغز در برابر استرس و فشار محافظت کرده و نقش مهمی برای تقویت حافظه ایفا میکند.
شکلات تلخ
یکی از بهترین خوراکیهای برای تقویت حافظه، شکلات تلخ است که سرشار از آنتیاکسیدان هست، خاصیت ضدالتهابی بالایی داشته و در کاهش فشار خون و بهبود گردش خون در قلب و مغز نقش مؤثری ایفا میکند. این نکته را فراموش نکنید که شکلاتهای تلخ و تیره برای تقویت حافظه بینظیرند، نه شکلاتهای شیرین و سرشار از قند موجود در سوپرمارکتها.
ماهی سالمون
ماهی سالمون سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ است که موجب بهبود حافظه میشوند. سالمون از خوراکی های برای تقویت حافظه است که باید آن را به خاطر بسپارید.
کندر
هر بار که در ذهنمان به دنبال پاسخ این سؤال میگکردیم که برای تقویت حافظه چه بخوریم، یکی از گزینههای رایج کندر خواهد بود. کندر برای تقویت حافظه، بهبود عملکرد مغز و رفع فراموشی بسیار مؤثر است و خوردن این صمغ در کودکی کمک شایانی به تقویت میزان هوش و حافظه میکند. البته استفاده از کندر تا دو هفته مفید بوده و استفاده طولانیمدت و بیرویهی آن، هم برای کودکان و هم بزرگسالان عوارضی به همراه دارد.
نوشیدنی برای تقویت حافظه
نوشیدنیها هم در زمرهی خوراکی های برای تقویت حافظه قرار میگیرند و در صورت مصرف درست و بهاندازه، میتوانند به عملکرد سلولهای مغز کمک کنند.
قهوه
کافئین موجود در قهوه، سلولهای مغز را تحریک کرده و باعث افزایش فعالیت آنها میشود و بهتبع آن بهمرورزمان حافظه نیز تقویت خواهد شد. علاوهبراین قهوه یکی از مهمترین مواد غذایی برای افزایش دقت و تمرکز است. طبق نتایجی که از تحقیقات بهدستآمده، افرادی که مقدار مناسبی قهوه در طول روز مصرف میکنند، از ایمنی بیشتری در مقابل بیماریهایی مثل پارکینسون، آلزایمر و حتی سکته مغزی برخوردارند.
چای سبز
احتمالاً شما هم از خواص چای سبز زیاد شنیدهاید، از آنتیاکسیدانهای فراوان موجود در آن گرفته تا تأثیر بر روی پوست و تناسباندام. هر زمان به این فکر افتادید که برای افزایش حافظه چی بخوریم، چای سبز را فراموش نکنید. این نوشیدنی پر خاصیت به شما آرامش میدهد که بتوانید تمرکز خود را بالا ببرید.
خوراکیهای مضر برای حافظه
معمولاً خوردن غذاهای مختلف راحتتر از پرهیز از آنهاست به همین خاطر هم عدهی زیادی از ما برای کاهش وزن، به دنبال خوراکیهایی هستیم که لاغرمان کنند. به خوراکیهای برای تقویت حافظه اشاره کردیم اما بسیاری از خوراکیها هم هستند که در صورت مصرف بیش از حد اثرات نامطلوبی بر روی حافظه خواهند داشت مثل شکر، روغن و فستفودها.
بهطورکلی غذاهایی که شاخص گلوکز بالا دارند، خطر افسردگی را افزایش میدهند. شاخص گلوکز یا Glycemic Index، میزان قندی است که پس از مصرف کربوهیدراتها در واحد زمان در بدن آزاد میشود.۱
بازی برای تقویت حافظه
فقط خوراکیها نیستند که میتوانند اثربخش باشند، بازیها هم مغز شما را به تکاپو وامیدارند تا از آن بیشتر و هدفمندتر استفاده کنید. همانطور که کودکان برای یادگیری از بازیها کمک میگیرند، ما هم میتوانیم از آنها تقلید کنیم. بر اساس یک مطالعهی علمی که در سال ۲۰۱۲ منتشر شده، خطر ابتلا به آلزایمر در افرادی که در طول زندگی به فعالیتهای تحریککنندهی مغز مثل انجام بازیهای فکری میپردازند، کمتر است.
چند نمونه از نرمافزارهای بازی فکری که میتوانید در اوقات فراغت خود انجام دهید در زیر قرار دادهایم:
Lumosity، Brains Trainer، Brain Matrix، Elevate، Memory Games و Brain Workout Trainer
مراقبه برای تقویت حافظه
از بحث خوراکی های برای تقویت حافظه و بازی که بگذریم، به مراقبه و مدیتیشن میرسیم. در یکی از بیمارستانهای روانی ماساچوست در سال ۲۰۱۰ تحقیقی انجام شد که نشان میداد مدیتیشن میتواند باعث افزایش ضخامت غشای مغزی و قطر رگهای مغز شود؛ با این روند میزان جریان خون در قشر پیشانی که مسئولیت ذخیره و بازیابی اطلاعات را برعهده دارد، بیشتر شده و در نهایت با افزایش جریان خون، قدرت بیشتری هم پیدا میکند.
تکنیکهای فراوانی دراینرابطه وجود دارند از جمله:
بالا نگهداشتن دستها
تمرکز روی یک موضوع خاص
گوشدادن به موسیقیهای ملایم
رایحهدرمانی
تمرکز روی صدای تنفس
این نکته را فراموش نکنیم که خوراکی های برای تقویت حافظه، بازی و مراقبه زمانی تأثیر گذار خواهند بود که با ممارست و پشتکار انجام شوند.
در این مقاله سعی شد تغذیه مناسب برای تقویت حافظه و تعدادی خوراکی تقویت حافظه کوتاه مدت معرفی شود. گفتیم برای درمان فراموشی چه بخوریم. امیدواریم که سؤالات شما در رابطه با برای تقویت حافظه چه بخوریم پاسخ داده شده باشد. نظرات و تجربیات خود را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.
برخی سؤالات رایج
کدام مواد غذایی به تقویت حافظه کمک میکنند؟
ماهیهای چرب منبع غنی از امگا ۳
قهوه میتواند به تقویت هوشیاری و خلق و خو کمک کند.
بلوبری مملو زردچوبه
کلم بروکلی
دانه کدو تنبل سرشار از عناصر ریز مغذی بسیاری است.
فلاونوئیدهای موجود در شکلات ممکن است به محافظت از مغز کمک کنند.
آجیل حاوی انبوهی از مواد مغذی تقویت کننده مغز، از جمله ویتامین E، چربی های سالم و ترکیبات گیاهی است.
پرتقال و سایر مواد غذایی سرشار از ویتامین C
تخم مرغ
چای سبز
راهکار تقویت حافظه کوتاه مدت چیست؟
حافظه کوتاه مدت ما می تواند اطلاعات را تا ۳۰ ثانیه حفظ کند. با این وجود ، می توان با تکرار توالی یا معنایی دادن به عناصر ، این زمان را افزایش داد.
بهترین بازیهای تقویت حافظه کدامند؟
یکی از رایجترین روشهایی که میتوانید استفاده کنید این است که از سودوکو و جدولهای مشابه آن کمک بگیرید. جدولهای سودوکو یکی از قدیمیترین روشهای تضمین شده برای تقویت ذهن و دوری از آلزایمر هستند.
برخی مهارتها باعث میشود شما زندگی بهتری داشته باشید و بتوانید در کارهای روزمره موفقیت بیشتری داشته باشید. مهارت های ارتباطی شامل زیرمجموعههایی زیادی مانند مهارت های کلامی است که یادگیری هر کدام از این مهارتها نیاز به صرف زمان و تمرین دارد. استفاده درست از مهارت های ارتباطی میتواند کمک زیادی به موفقیتهای کاری و غیرکاری شما بکند.
شاید بسیاری از اوقات شده است که شما میخواهید یک موضوعی را بیان کنید اما به خاطر بیان بد نمیتوانید منظورتان را به درستی برسانید و شاید دردسرهای زیادی برای شما به وجود آمده باشد. عدم تسلط بر مهارت های ارتباطی باعث میشود فرصتهای کاری زیادی را از دست بدهید و مشکلات زیادی برای شما به وجود بیاید.
تسلط بر مهارت های ارتباطی کار سختی نیست اما باید حوصله زیادی داشته باشید تا بتوانید بر همه مهارت های ارتباطی مسلط شوید. بسیاری افراد این گونه فکر میکنند که تسلط بر مهارتهای ارتباطی یک موضوع ذاتی است و نیاز به هوش کلامی دارد و این طور نیست که شما در طول زمان بر این مهارتها تسلط پیدا کنید. اما این باور اشتباهی است.
قطعا میدانید که ۲ نوع هوش داریم، IQ و EQ. طبق نظر کارشناسان آی کیوی هر شخص ثابت است اما ای کیو قابلیت افزایش دارد. پس میتوانید مطمئن باشید که در صورت تمرین و آموزش میتوان EQ را افزایش داد. در این مقاله مهارتها و تمرینهایی را بیان میکنیم که به کمک آنها میتوانید مهارتهای ارتباطیتان را افزایش دهید.
قطعا شما هم دیدهاید که برخی اولیا به مدارس فرزندانشان میروند و از معلمهای فرزندشان میخواهند نکاتی را به کودک گوشزد کنند. این موضوع به این خاطر نیست که خود اولیا نمیتوانند به کودکشان نصیحت کنند بلکه به این خاطر است که کودک حرف معلم را بهتر از حرف والدین میپذیرد. منظور از این مثال این است که بسیاری از افراد حتی کودکان بعضی حرفها را میشنوند اما توجهی به آن ندارند.
اگر شما به محیط اطرافتان دقت داشته باشید میتوانید مهارت های ارتباطی را به شیوه بهتری به کار بگیرید. شنیدن حرفهای دیگران یکی از مهمترین مواردی است که کمک میکند تا مهارتهای کلامی و ارتباطی شما تقویت شود. اگر نمی دانید مهارت های ارتباطی چیست و در زندگی چه کاربردی دارد مطالعه مقاله “مهارت ارتباطی چیست” می تواند مفید باشد.
۲ـ از پرسیدن سوال نترسید
بسیاری از اوقات در هنگام صحبت با افراد خانواده، همکاران، دوستتان و حتی مدیرانتان سوالاتی برای شما پیش آمده است که به دلیل عدم اعتماد به نفس یا خجولی نتوانستهاید آن سوال را بپرسید. این موضوع بسیار رایج است و افراد زیادی نمیتوانند به در بین صحبت با دیگران سوالات و ابهاماتشان را بپرسند. اگر این موضوع در شما وجود دارد و نمیتوانید سوالتان را از دیگران بپرسید باید کمی تمرین کنید تا این مهارت در شما تقویت شود.
تقویت پرسش میتواند باعث افزایش اعتماد به نفس شما شود. اگر این مهارت در سنین کودکی تقویت شود میتوان مطمئن بود که اعتماد به نفس بالایی در کودک به وجود میآید پس اگر فرزند دارید یا با کودکان ارتباط دارید سعی کنید این مهارت را تقویت کنید.
۳ـ برای تقویت مهارتهای ارتباطی اعتماد به نفس داشته باشید
اعتماد به نفس شاید یکی از مهمترین موارد در مهارت های ارتباطی باشد. اگر شما اعتماد به نفس خوبی داشته باشید موفقیتهای زیادی برای شما به وجود میآید اما عدم وجود اعتماد به نفس در یک شخص باعث میشود پیشنهادهای بسیار خوب کاری و شخصی را به شکل مداوم از بین بروند.
راههای زیادی برای تقویت مهارت اعتماد به نفس وجود دارد که به کمک آنها میتوانید این مهارت را در خود تقویت کنید اما در نظر داشته باشید که اگر این مهارت را نداشته باشید نمیتوانید مهارت های ارتباطی را در خودتان تقویت کنید. همچنین بسیار مهم می باشد با مهم ترین عوامل کمبود اعتماد به نفس آشنا شوید تا بتوانید نسبت به برطرف سازی آنها اقدام نمایید.
۴ـ نقش همدلی در تقویت مهارت ارتباطی
کمک کردن به سایرین و همچنین همدلی با افراد مختلف میتواند یکی از تمرین های موثر در تقویت مهارت های ارتباطی باشد. برخی تمرینها برای تقویت مهارت های ارتباطی در ظاهر بیربط هستند اما در عمل تاثیر بسیار زیادی دارند. برای تقویت همدلی در خودتان میتوانید با افراد مختلفی معاشرت کنید و سعی کنید به آنها کمک کنید.
این موضوع باعث میشود تا بتوانید همدلی را در خودتان تقویت کنید. معاشرت با حیوانات و نگهداری از گیاهان هم کمک زیادی میکند تا شما بتوانید همدلی را خودتان تقویت کنید.
۵ـ صحبتهایتان را برای مخاطب بهینه کنید
اگر شما بخواهید یک حرف یکسان را به ۲ نفر بزنید باید دقت زیادی به روحیات این دو شخص داشته باشید. شاید بهتر باشد قبل از زدن هر حرفی بسنجید که شخص مخاطب چه ویژگیهایی دارد و آیا گفتن این حرف به این شخص کار درستی است یا خیر.
البته در بسیاری از موارد حرف را میتوان با تغییرات جزئی به طرف مقابل اعلام کرد تا او از این موضوع ناراحت نشود. یکی از تمرینهایی که میتوانید برای این کار داشته باشید این است که یک خبر خوب و یک خبر بد را برای افراد نزدیکتان در نظر بگیرید و سعی کنید بهترین مدل اعلان آن خبر را به طرف مقابل تمرین کنید. اگر سعی کنید این پروسه را به صورت مکتوب انجام دهید بسیار بهتر نتیجه میگیرید.
۶ـ برای تقویت مهارتهای ارتباطی عوامل حواس پرتی را حذف کنید
یکی از چیزهایی که باید دقت زیادی به آن داشته باشید محیط اطرافتان است. توجه کافی به محیط اطراف میتواند باعث رشد و تقویت مهارت های ارتباطی شما بشود اما باید در نظر داشته باشید که اگر عوامل حواس پرتی ذهن شما را از اتفاقات دور و برتان پرت کنند به طور کلی نمیتوانید تسلط کافی بر محیط داشته باشید. توصیه میشود یک لیست از عوامل حواس پرتی موجود در اطرافتان تهیه کنید و ترجیحا بهتر است این لیست به صورت مکتوب باشد.
در ادامه باید سعی کنید به صورت مشخص هر کدام از آنها را حذف کنید یا میزان استفاده از این عوامل را کنترل کنید. برخی اوقات ممکن است عوامل حواس پرتی یک مجله مصور موجود روی میز کارتان باشد که باید دقت داشته باشید. برخی عوامل حواس پرتی آنقدر با ما اجین شدهاند که کنار گذاشتن آنها کار بسیار سختی است اما در هر صورت باید این کار انجام شود.
۷ـ نقش قصه گویی در تقویت مهارتهای کلامی
قصه گویی یکی از مهارتهایی است که در سالهای اخیر توجه زیادی به آن شده است و معمولا کسانی که قصهگوهای ماهری هستند میتوانند مهارتهای کلامی و ارتباطی را به بهترین شکل ممکن اجرا کنند. اگر پای صحبت برخی افراد نشسته باشید متوجه شدهاید که صحبت آنها بسیار خشک است و هیچ داستانی در دل صحبتهای این افراد وجود ندارد. سعی کنید مهارت قصه گویی را تمرین کنید تا بتوانید به خوبی صحبتهایتان را برای شنونده قابل درک کنید.
استفاده از داستان و قصه کمک میکند تا شما بتوانید مفاهیم سخت و پیچیده را به شکل آسانتری به مخاطب انتقال دهید. اگر میخواهید این مهارت در سریعترین زمان در شما به وجود بیاید میتوانید اتفاقات روزمره را به شکل داستان و قصه برای خودتان تعریف کنید یا حتی آنها را مکتوب کنید.
۸ـ برای تقویت مهارتهای ارتباطی سادهگویی را تمرین کنید
ساده گویی کمک میکند تا شما بتوانید به راحتی اعتماد مخاطب را جلب کنید. بسیاری از افراد فکر میکنند استفاده از کلمات تخصصی و سخت باعث میشود مخاطب بیشتر لذت ببرد در صورتی که استفاده از کلمات غیررایج و تخصصی مخاطب را گیج میکند و باعث میشود توجه او نسبت به حرفهای شما به شدت کاهش پیدا کند.
اگر در موضوع خاصی مهارت دارید سعی کنید یکی از سختترین مباحث رشته خود را در نظر بگیرید و در سادهترین سطح ممکن آن را بیان کنید. برای مثال اگر رشته دانشگاهی شما مهندسی بوده است سعی کنید یکی از مهمترین و سختترین مباحث درسیتان را به زبانی ساده بیان کنید.
این کار نه تنها برای مخاطب لذتبخش است و احساس نزدیکی بیشتری با شما پیدا میکند بلکه باعث میشود افراد بیشتری به پای صحبتهای شما بنشینند. ساده گویی میتواند یکی از مهمترین گامها برای بهبود مهارت های ارتباطی باشد.
۹ـ استفاده از زبان بدن برای تقویت مهارت های کلامی
زبان بدن یا همان بادی لنگوئیج یکی از مواردی است که در تقویت مهارتهای کلامی شما نقش مهمی دارد و قطعا میدانید که مهارتهای کلامی زیرمجموعهای از مهارت های ارتباطی است. استفاده درست از دستها، حرکات بدن و حالات صورت میتواند تاثیر بسیار زیادی روی مخاطب داشته باشد و همین موضوع باعث میشود که زبان بدن یکی از اصول مهم در جلب نظر افراد باشد.
اگر شما صرفا حرفتان را به صورت پشت سر هم و بدون استفاده از زبان بدن بزنید احتمال تاثیرگذاری حرفتان بسیار کم است اما اگر استفاده درست از زبان بدن را بدانید میتوانید تاثیرگذاری کلامتان را به شکل قابل توجهی افزایش دهید. برای تمرین بهبود زبان بدن میتوانید جلوی آینه صحبت کنید و سعی کنید به خودتان و حرکات بدنتان دقت داشته باشید و سعی کنید در موقع درست از آنها استفاده کنید.
۱۰ـ برای تقویت مهارتهای ارتباطی ارتباط چشمی مناسب را حفظ کنید
بسیاری از افراد ارتباط چشمی مناسب را در همان دسته زبان بدن قرار میدهند اما به دلیل اهمیت این موضوع تصمیم گرفتیم این موضوع را در یک قسمت جداگانه بررسی کنیم. ارتباط چشمی مناسب میتواند مخاطب را موقع صحبتهای شما میخکوب کند. اگر موقع صحبت کردن به در و دیوار یا پایین پایتان نگاه کنید هیچ کس جلب حرفهای شما نمیشود.
گرفتن ارتباط چشمی مناسب میتواند تا چندین برابر تاثیر حرفهای شما را بیشتر کند پس دقت زیادی به این نکته داشته باشید. برای تمرین ارتباط چشمی میتوانید یک دوربین جلوی خودتان قرار دهید و سعی کنید با حفظ نگاه به لنز دوربین صحبت کنید.
شاید موقع صحبت کردن حرفهایی زده شود که خشم شما برانگیزد. برای بهبود مهارت های ارتباطی باید سعی کنید در شنونده خوبی باشید و سعی بر کنترل خشم کنید. در رفتن از کوره میتواند افراد نظارهگر را ناراحت کند و نشان از کمظرفیتی شما باشد. حتی اگر شخص مقابل هم از کوره در رفت سعی کنید شما آرام باشید و با آرامش به او پاسخ بدهید.
البته این موضوع کار سادهای نیست و شاید سالها زمان ببرد تا شما به چنین درجهای از مهارت ارتباطی برسید اما به هر حال باید برای رسیدن به چنین مرحلهای تلاش کنید. برای تمرین این قسمت میتوانید از بحثهای روزمره کمک بگیرید. قطعا در خانواده، محل کار و بین دوستان مواقعی میرسد که ناراحت میشوید، در این زمانها سعی کنید خشمتان را کنترل کنید تا آرام آرام بر این مهارت مسلط شوید.
۱۲ـ آماده شدن قبل از صحبت کردن، تاثیرگذار در بهبود مهارت های ارتباطی
این که شما بدانید قرار است در مورد چه موضوعی صحبت کنید میتواند آمادگی شما را افزایش دهد. البته یکی از مهارت های ارتباطی توانایی صحبت بداهه است اما بداهه صحبت کردن توانایی است که باید در شما وجود داشته باشد اما به این معنا نیست که همیشه بداهه صحبت کنید. مقاله بداهه گویی چیست در دکتر ویز را بخوانید.
اگر میخواهید در جلسه بروید یا یک قرار کاری یا عاشقانه دارید بهتر است نکات مهمی که میخواهید در موردشان صحبت کنید را یادداشت کنید و برای هر کدام از آنها به اندازه کافی تمرین کنید. یکی از مهارتهای ارتباطی که در نظر مخاطب بسیار جذاب است تسلط شما روی صحبتهایی است که میکنید.
اگر نتوانید صحبتهایتان را در یک چهارچوب مشخص مطرح کنید شنونده نمیتواند به خوبی حرفهای شما را تحلیل کند. همچنین سعی کنید در هنگام صحبت از مثال، داستان، احساسات مناسب و… استفاده کنید تا صحبتهایتان یکنواخت نباشد. البته در کنار این موارد خلاصه گویی را هم در نظر داشته باشید تا شنونده خسته نشود.
۱۳ـ صداقت در گفتار
شنونده به دنبال اعتماد کردن به شما است، اگر در بین حرفهایتان چیزی بگویید که باور آن سخت است ذهن نقیض یاب خواننده را روشن کردهاید و احتمالا شنونده تا آخر حرفهایتان به شما شک میکند. پس سعی کنید روان و با صداقت صحبت کنید تا بتوانید نظر خوانندگان زیادی را به خودتان جلب کنید.
صداقت در گفتار همیشه میتواند یکی از مزیتهای شما نسبت به رقیبانتان باشد پس سعی کنید این نکته را رعایت کنید. همان طور که در قسمتهای قبل اشاره شد بهبود مهارت های ارتباطی موضوعی است که برای دستیابی به آن باید چندین مهارت را تمرین کنید و صرفا استفاده از چند مورد محدود نمیتواند مهارت های ارتباطی شما را تقویت کند.
۱۴ـ برای تقویت مهارتهای ارتباطی مختصر و مفید صحبت کنید
صحبت کردن به شکل طولانی و یکنواخت میتواند مخاطب را خسته کند. سعی کنید صحبتهایتان را به خلاصهترین حالت ممکن دربیاورید تا شنیدن آنها برای مخاطب جذاب باشد.
اگر صحبتهایتان به شکل خلاصه و مفید باشد مخاطب همیشه به دنبال شنیدن حرفهای شما است اما اگر حرفهای شما چهارچوب مشخصی نداشته باشد احتمالا مخاطب از شنیدن آنها لذت نمیبرد و لحظه شماری میکند تا صحبتهای شما تمام شود. برای بهبود مهارت های ارتباطی سعی کنید حرفهایتان را در خلاصهترین حالت ممکن بزنید، این کار در طول زمان باعث میشود حرفهای شما ارزش شنیدن داشته باشد.
۱۵ـ خودتان را جدای از مخاطبان ندانید
اگر میخواهید مهارت های ارتباطی شما در بهترین حالت ممکن باشد سعی کنید همیشه خودتان را هم سطح شنونده بدانید. اگر در بین صحبتهایتان دائما از واژه «من» استفاده کنید و در اصطلاح نگاه بالا به پایین داشته باشید، مخاطب ناراحت میشود و باعث میشود حرفهای شما اثرگذاری لازم را نداشته باشند. پس سعی کنید خودتان را با شنونده در یک تیم قرار دهید تا بهترین بازدهی را دریافت کنید.
۱۶ـ لبخند در صحبتها را فراموش نکنید
در بین صحبتهایتان سعی کنید لبخند داشته باشید، ترکیب ارتباط چشمی و لبخند زدن به مخاطب میتواند یک ترکیب بینظیر برای جلب نظر شنونده باشد. اگر در یک جمع صحبت میکنید سعی کنید لبخندتان را بین حضار تقسیم کنید و فقط به یک سمت یا یک نفر توجه نکنید. برای تمرین این موضوع میتوانید در هنگام صحبت جلوی آینه یا جلوی دوربین لبخند بر لب داشته باشید. برای شروع میتوانید در مکالمات روزمره هم لبخند بزنید و تاثیر بینظیر آن را مشاهده کنید.
۱۷ـ نقش ارائه تجربههای مفید در بهبود مهارتهای ارتباطی
یکی دیگر از راه های بهبود مهارت های ارتباطی این است که شما در یک جمع بتوانید تجربههای کاری و شخصیتان را به راحتی با دیگران به اشتراک بگذارید. اگر بتوانید از تحربیاتتان صحبت کنید میتوانید شنوندگان بیشتری را با خودتان همراه کنید. سعی کنید در بین صحبتهایتان تجربههای مسیر شغلیتان را هم با دیگران به اشتراک بگذارید چرا که مخاطب این کار را بسیار دوست دارد.
بهبود مهارت های ارتباطی موثر در ۱۴ قدم
پیامتان را برای مخاطب خود متناسب کنید
افرادی که دارای بهترین ارتباطهای هستند، برحسب اینکه طرف مقابل آنها چه کسی است، صحبتهای خود را تنظیم میکنند. شما ممکن است برای گفتگو با همکاران یا رئیس خود نسبت با زمانی که با مخاطب خاص، فرزندان یا بزرگترهای خود صحبت میکنید، زبان و کلام متفاوتی در پیش میگیرید. زمانی که تلاش میکنید پیامی را به کسی انتقال دهید، همیشه سعی کنید که دیدگاه او را نیز در نظر داشته باشید.
تقویت مهارتهای ارتباطی با همدلی
ارتباط افراد مانند خیابان دوطرفه است. در صورتی که تمرین کنید که دیدگاههای مخالف را نیز در نظر داشته باشید، قادر هستید سختی ها و اضطرابی را که برخی اوقات در زمان ارتباط برقرار کردن با دیگران دارید، کاهش دهید. به عنوان مثال، زمانی که مخاطب خاص شما میگوید خستهتر از آن است که بتواند صحبت کند، متوجه میشوید که منظور او چیست. همدلی کردن به شما کمک میکند که حتی قسمت های ناگفتهی ارتباط خود با دیگران را نیز بهتر درک کنید و کمک میکند که واکنشهای موثرتری نشان دهید.
برای بهبود مهارت های ارتباطی در مشاوره گوش دهید، واقعا گوش دهید
بهترین کاری که قادر هستید برای بهبود مهارتهای ارتباطی خود انجام دهید، این است که یاد بگیرید واقعا گوش دهید، دقت کنید و اجازه دهید طرف مقابل حرف خود را بزند، بدون اینکه صحبت او را قطع کنید. همهی ما میدانیم که این کار سختی است، ولی در این صورت، حتی چنانچه سبکهای ارتباطی خود نیز با یکدیگر سازگار نباشند، دست کم درک درستی از یکدیگر خواهید داشت و میتوانید امید داشته باشید که مخاطب شما نیز همان دقت به حرفهای شما گوش میدهد.
بهبود مهارتهای ارتباطی تجربههای خوب خود را به دیگران نیز پیشنهاد دهید
مسافرتهایی که رفتهاید، فیلمهایی که دیدهاید، مکانهایی که بودهاید، رستورانهایی که رفتهاید، افراد مفیدی که آنها باید ملاقات کنند، فرصتهای شغلی و خلاصه هر آنچه که به ذهن شما میرسد را پیشنهاد کنید. توضیح دهید که چه چیزی در آن آدمها و مکانها و چه چیزهای قابل توجه بوده و چهطور میتوانید برای دیگران نیز جذاب باشند. بایستی آنقدر ایده پیشنهاد دهید که بتوانید آنها را علاقهمند کنید، آنها نیز به عنوان یک همراه به شما نگاه میکنند که در زمان تصمیمگیری در رابطه با کاری که بایستی انجام دهند، میتوانند روی او حساب کنند.
برای تقویت مهارتهای ارتباطی پیش از پاسخ دادن مکث کنید
برای تقویت مهارتهای ارتباطی مهمترین و کلیدیترین نکته این است که پیش از جواب، مکث کنید. پس از پایان صحبتهای طرف مقابل مکث کوتاه ۳ الی ۵ ثانیهای، یه رفتار مناسب و خوب در گفتگوها به حساب میآید. با یک مکث کوتاه، به صورت همزمان میتوانید به ۳ هدف برسید.
اولین هدف: نپریدن میان صحبتهای طرف مقابل که ممکن است بابت نفس گرفتن، حرفش را قطع کرده باشد.
دومین هدف: سریع نظر ندادن به صحبتهای طرف مقابل نشان دهید که بسیار با دقت به صحبتهای او توجه میکردید.
سومین هدف: با بهتر گوش دادن، صحبتهای طرف مقابل به آرامی در اعماق ذهن شما جا خواهد گرفت و واضحتر متوجه میشوید که طرف مقابل چه چیزی گفته است. علاوهبراین با مکث کردن، فردی متشخص و خوش صحبت، جلوه میکنید.
برای تقویت مهارت ارتباط موثرحرف طرف مقابل را به شکل دیگر بازگو کنید
پس از اینکه سر خود را به نشانه تایید تکان دادید و لبخند زدید، میتوانید بگویید ببینم آیا منظور شما دقیقا همین حرف بود؟ و سپس صحبتهای او را به زبان خود بازگو نمایید. با تکرار صحبتهای طرف مقابل به سبک خود جای شکی باقی نمیگذارید که به صحبتهای طرف مقابل کاملا توجه داشتید و تمام سعی خود را کردهاید تا احساس و افکار طرف مقابل خود را متوجه شوید.
یک نکته جالب این است که زمانی گوش دادن موثر به دیگران را تمرین میکنید، بقیه احساس میکنند که آدم فوقالعادهای هستید و دلشان میخواهد که کنار شما باشند. در حضور شما احساس راحتی و شادی میکنند چرا که با گوش دادن به صحبتهای دیگران موجب میشوید احساس کنند که خیلی با اهمیت هستید. برای ارتقا مهارت گفتوگو از ابزار قدرتمند گوش دادن برای شکل گرفتن اعتماد استفاده کنید.
در استفاده از مهارتهای ارتباطی ماهر شوید
در صورتی که فرصتی را به بهبود مهارتهای ارتباطی اختصاص دهید، قابلیت برقراری ارتباط با دیگران چه در محل کار و چه در موقعیتهای اجتماعی، به صورت چشمگیری بهبود پیدا میکند. فرصتی را به مشاهدهی ماهرترین افراد از دیدگاه اجتماعی که میشناسید اختصاص دهید. بسیاری از این شیوهها را در آنها متوجه خواهید شد.
این نکته را در نظر داشته باشید که این شیوهها نبایستی مانند یک ربات به کار گرفته شوند یا خیلی در چشم باشند. بایستی به شکل طبیعی انجام شوند و به روشی که با وضعیت جاری سازگاری داشته باشند. برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن بهتر است آرام باشید و بگذارید این مهارتهای ارتباطی به شکل طبیعی چریان داشته باشند.
تا جایی که میتوانید به خود واقعیتان نزدیک شوید. شیوههایی را انتخاب نمایید که با شخصیت خود و انگیزههای شما در ارتباط با دیگران سازگاری خوبی داشته باشند. یاد بگیرید که احساس کنید کدام یک برای موقعیتهای منحصر به فرد مناسب هستند و کدام یک با شخصیت واقعی شما سازگاری ندارند.
برای بهبود مهارت ارتباط موثر مثبت فکر کنید
اظهار نظر مثبت موجب تشویق و اظهار نظر منفی موجب دلسردی میشود. معمولا ذهن مایل است روی نکات منفی تمرکز کند. در نتیجه بسیار اهمیت دارد که آگاهانه نظرات و صحبتهای مثبت را مدیریت نمایید.
مخالفت نمودن به شیوه مناسب
در صورتی که بتوانید قبول کنیدکه دیگران مثل شما نیستند آن وقت میتوانید به روش مناسب با نظرات و عقاید آنها که به نظر شما درست نیستند مخالفت کنید. بنابراین بدون هیچ گونه بحث و جدل مخرب که معمولا همراه با بلند شدن صدا، داد و فریاد، خشم و غضب است میتوانید به نتیجه درستی دست پیدا کنید.
یکی از مناسبترین روشها برای مخالفت با نظرات و عقاید دیگران روش خلع سلاح است. در این روش، فرد در صحبتهای طرف مقابل حقیقتی را پیدا میکند. سپس در مقام موافقت و تایید آن صحبت میکند.
این روش در طرف مقابل تاثیر آرام بخش عجیبی میگذارد. این امکان وجود دارد که روش خلع سلاح را قبول نکند اما جدل، بیفایده همواره سرانجام ندارد. با این روش در حقیقت شما پیروز از بحث خارج شده اید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی میکند و با آمادگی بیشتری به صحبتهای شما گوش میدهد.
خودشناسی و افزایش آگاهی
برای بهبود مهارتهای ارتباطی ابتدا به خودشناسی برسید. برای شناخت دنیای اطراف خود، همدلی و همدردی کردن با آنها و یا نتیجه رسیدن گفتگوهای شما با دیگران احتیاج به خودشناسی و سعی برای بالا بردن اطلاعات و آگاهی خود جهت شناخت دیگران و محیط زندگی است.
آگاهی از نقاط قوت وضعف، ترسها، آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آنها، کمک میکند ویژگیها و خصوصیات دیگران را واقعبینانهتر مشاهده کنید و آنها را قبول کنید. باید این نکته را در نظر داشته باشید که خودشناسی و افزایش آگاهی نیازمند صرف وقت، صبر و تلاش در جهت تغییر ویژگیهای منفی خود است. برای خودشناسی و افزایش آگاهی میتوانید از افراد متخصصی مانند روانشناسان و مشاوران کمک بگیرید.
طوری به نظر برسید که انگار سطح انرژی شما کمی بالاتر از طرف مقابل است
معمولا افراد میخواهند با کسانی ارتباط داشته باشند که به جای تضعیف روحیه، روحیهی آنها را بالا ببرند. زمانی که با صدا و زبان خود نشان میدهید دارای سطح انرژی بالایی هستید، افراد اطراف شما احساس انرژی مثبت بیشتری خواهند داشت. البته آنقدر هم پرانرژی نباشید که آنها را از خود دور کنید، ولی آنقدر از خود انرژی نشان دهید که آنها پس از حرف زدن با شما احساس پرانرژی بودن کنند.
بهبود مهارتهای ارتباطی، منجر به فرصتهای جدید میشود
افراد قادرند نقش کلیدی در زندگی شما ایفا کنند. در صورتی که برای بهبود و تقویت مهارتهای ارتباطی موثر با دیگران فرصت برقراری ارتباط اختصاص دهید، تمام زندگی برای شما آسان خواهد شد. بنابراین در این صورت قدمهای برقراری ارتباط با هر فردی در هر موقعیتی خیلی آسانتر بود درست برخلاف این روزها. قدرت مهارتهای موثر ارتباطی این است که با تقویت آنها، فرصتهای جدیدی که در غیر این صورت در دسترس نبودند فوری برای شما مهیا خواهد شد.
برای بهبود مهارتهای ارتباطی صبر و شکیبایی با دیگران را تمرین کنید
در صورتی که در ارتباط با دیگران به اندازه کافی صبر و شکیبا باشید و بتوانید در موقعیتهای استرسزا ذهن خود را آرام کنید، در آن صورت این خصوصیت با مدیریت درست میتواند به دارایی ارزشمندی برای شما تبدیل شود. در محل کار، زمانی که رئیس شما برای مدیریت یک وضعیت خاص تحت فشار است که در آن دیگران خونسردی معمول خود را از دست میدهند، بنابراین در زمان ارتقا رتبهی کارکنان افرادی که دردسر ساز بودهاند خوب به یاد خواهد آورد.
کتاب خواندن را در اولویت اول زندگی خود قرار دهید
افرادی که مطالعه بیشتری دارند ذهنی بازتر نسبت به دیگر افراد دارند. بنابراین این افراد مغز آنها تحلیلی، خردمند و البته در برقراری ارتباط با دیگران جذابتر هستند. در حقیقت، افرادی که کتابهای بسیاری را مطالعه میکنند در مقایسه با دیگران منحصر به فرد به نظر میرسند. این افراد موضوعات بسیاری برای شروع و ادامه یک گفتوگو دارند. همچنین آنها علاوهبر اینکه حکیم و عاقل به نظر میرسند، باهوش و زیرک نیز هستند.
جمعبندی
بهبود مهارت های ارتباطی تاثیرات بسیار مثبتی در زندگی شخصی و کار شما دارد. شاید موفقیتهای زیادی در انتظار شما است که کافی است مهارتهای ارتباطی را یاد بگیرید تا به سراغ شما بیایند. تسلط بر مهارتهای ارتباطی موضوع مقطعی است و این گونه نیست که در یک بازه زمانی یک ماهه یا شش ماهه به دست بیاید.
سعی کنید هر کدام از مهارتهای بالا را برای زمانی خاص تمرین کنید تا بتوانید آرام آرام بر همه آنها مسلط شوید. همچنین در نظر داشته باشید که مشاوران دکتر ویز در کنار شما هستند تا با ارائه یک برنامه مشخص، مهارت های ارتباطی شما را تقویت کنند.
برخی از سوالات رایج:
۱.کلیدی ترین نکته در زمینه تقویت مهارت های ارتباطی چیست؟
برای تقویت مهارتهای ارتباطی مهمترین و کلیدیترین نکته این است که پیش از جواب، مکث کنید. پس از پایان صحبت های طرف مقابل مکث کوتاه ۳ الی ۵ ثانیه ای، یه رفتار مناسب و خوب در گفتگوها به حساب می آید.
۲.۱۴ قدم موثر به منظوربهبود مهارت های ارتباطی کدامند؟
پیامتان را برای مخاطب خود متناسب کنید
تقویت مهارتهای ارتباطی با همدلی
برای بهبود مهارت های ارتباطی در مشاوره گوش دهید، واقعا گوش دهید
بهبود مهارتهای ارتباطی تجربههای خوب خود را به دیگران نیز پیشنهاد دهید
برای تقویت مهارتهای ارتباطی پیش از پاسخ دادن مکث کنید
برای تقویت مهارت ارتباط موثرحرف طرف مقابل را به شکل دیگر بازگو کنید
در استفاده از مهارتهای ارتباطی ماهر شوید
برای بهبود مهارت ارتباط موثر مثبت فکر کنید
مخالفت نمودن به شیوه مناسب
خودشناسی و افزایش آگاهی
طوری به نظر برسید که انگار سطح انرژی شما کمی بالاتر از طرف مقابل است
بهبود مهارتهای ارتباطی، منجر به فرصتهای جدید میشود
برای بهبود مهارتهای ارتباطی صبر و شکیبایی با دیگران را تمرین کنید
کتاب خواندن را در اولویت اول زندگی خود قرار دهید
۳.تاثیر خودشناسی و افزایش آگاهی بر تقویت مهرت های ارتباطی چیست؟
آگاهی از نقاط قوت وضعف، ترسها، آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آنها، کمک میکند ویژگیها و خصوصیات دیگران را واقعبینانهتر مشاهده کنید و آنها را قبول کنید.
مراحل رسیدن به شادی و نشاط در زندگی ، زندگی شاد داشتن
همه ما به دنبال داشتن یک زندگی شاد هستیم و معمولا بسیاری از کارهایی که انجام میدهیم در جهت داشتن همین زندگی شاد است. برای مثال شما هر روز کار میکنید تا پول بیشتری به دست بیاورید و این موضوع دلیلی ندارد جز رسیدن به شادی و نشاط بیشتر در زندگی. اگر به دنبال زندگی شادی هستید میتوانید از ۲۰ مولفه زیر کمک بگیرید. این ۲۰ مولفه به شما کمک میکند تا زندگی شادتری داشته باشید. رعایت تمامی این موارد کمک میکند تا بتوانید زندگی شادتری داشته باشید اما اگر فقط چند مورد از موارد را رعایت کنید.
۱ـ داشتن برنامه ریزی
داشتن برنامه ریزی در زندگی کمک زیادی به پیشرفت شما میکند. تحقیقات نشان داده است که افراد بابرنامه در زندگی از شادی و نشاط بیشتری برخوردار هستند. برنامه ریزی نه تنها باعث رشد شخصی و کاری شما میشود بلکه کمک میکند تا در کمترین زمان به اهداف مشخص شدهتان برسید.
برنامه ریزی روشهای مختلفی دارد اما بهترین نوع برنامه ریزی، برنامه روزانه است. معمولا همه افراد موفق در هر روز برنامه روز آیندهشان را تدوین میکنند. برنامههای روزانه شاید ساده به نظر بیایند اما در طول زمان اثر فوقالعادهای دارد. در نظر داشته باشید که برنامههای روزانه و هفتگی کمک میکند تا بتوانید با علاقه و پشتکار بیشتری اهداف خود را دنبال کنید.
به طور کلی برنامههای موفق به سه شکل کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم میشوند. این برنامهها باید به شکل مکتوب نوشته شوند تا بهترین اثرگذاری را داشته باشند. البته ممکن است برنامه کوتاه مدت و بلند مدت از نظر زمانی برای هر شخصی متفاوت باشد اما معمولا برنامههای کوتاه مدت برنامههایی کمتر از ۶ ماه و برنامههای بلند مدت برنامههایی هستند که بیشتر از ۲ سال زمان میبرند.
۲ـ نقش سفر در شادی و نشاط
سفر رفتن به همراه خانواده و دوستان میتواند اثر بسیار خوبی در روحیه شما داشته باشد. سفر و گردش حتی اگر یک روزه هم باشد میتواند اثر مثبتی بر حال و هوای شما داشته باشد. اگر نمیخواهید هزینه زیادی برای سفرتان داشته باشید میتوانید شهرهای نزدیک به محل زندگیتان را به عنوان مقصد سفرتان انتخاب کنید.
البته سفر رفتن اگر بیشتر از حد معمول باشد ممکن است شما را از برنامه شخصیتان عقب بیاندازد و مشکلاتی برای شما به وجود بیاورد. معمولا بین ۳ تا ۶ سفر در طول هر سال میتواند برای شادی و نشاط زندگی شما کافی باشد. البته آخر هفتهها و برخی تعطیلات یک روزه برای گردشهای یکی دو روزه بسیار مناسب هستند.
اگر کارمند هستید احتمالا برنامه بهتری میتوانید برای سفرهایتان داشته باشید اما مشاغل آزاد مشکلات بیشتری برای سفرهایشان دارند و معمولا برنامه ریزی مسافرت صاحبان مشاغل آزاد دشوارتر از سایر افراد است.
۳ـ مطالعه
فرقی نمیکند که کتابهای رمان و داستانگونه میخوانید یا کتابهای مربوط به شغل و حرفه مورد فعالیتتان. مطالعه کردن در هر ابعادی که باشد میتواند کمک زیادی به پیشرفت شخصیت شما داشته باشد. اگر کتابهای مورد مطالعهتان در راستای مسیر شغلیتان باشد احتمالا به پیشرفت و مهارت زیادی در کسب و کار شخصیتان میرسید.
این روزها کتابها دقیقا به همان شکل چاپی نیستند و کتابهای الکترونیکی و کتابهای صوتی انواع از جدیدترین مدلهایی هستند که شما میتوانید در هر زمان از آنها استفاده کنید. کتابهای صوتی و الکترونیکی هنوز به شکل کامل در کشور ما جا نیفتادهاند اما این کتابها بهترین مدل برای کسانی است که هر روز زمان زیادی را در مسیر میگذرانند و میخواهند به کمک تلفن همراهشان مطالعه داشته باشند.
داشتن سیر مطالعاتی بهترین شیوه و مدل برای مطالعه است؛ سیرهای مطالعاتی بستگی به حوزه مورد مطالعه شما دارد و در حقیقت یک نقشه راه جمع و جور است که به شما مسیر مطالعه را نشان میدهد.
۴ـ اثر ورزش کردن در شادی و نشاط
کمتر کسی را میتوانید پیدا کنید که اعتقاد به ورزش نداشته باشد اما معمولا بیشتر ما بخاطر تنبلی ورزش کردن را به تاخیر میاندازیم. برای مثال حتما افرادی در نزدیکی خود سراغ دارید که در بازه زمانی خاص به باشگاه میرفته اما بعد از مدتی باشگاه و ورزش را رها کرده است. ورزش کردن زمانی اثر بخش است که شما به صورت منظم و منسجم برای آن وقت بگذارید.
برای گرفتن نتیجه بهتر از ورزش کردن بهتر است از یک مربی تربیت بدنی استفاده کنید تا به شما برنامه روزانه ارائه دهد. البته برنامه روزانه ورزش زمان زیادی از شما نمیگیرد و این برنامه درست متناسب با زمان شما تنظیم میشود. این نکته را هم در نظر داشته باشید که ورزشهای سنگین اگر زیر نظر مربی نباشد میتواند مشکلات زیادی برای شما به وجود بیاورد و موجب بروز مصدومیت شود.
۵ـ غذای سالم
تغذیه سالم همواره یکی از مورد تاکیدترین موارد برای رسیدن به شادی و نشاط است. رسیدن به شادی در زندگی رابطه مستقیمی با غذای سالم دارد. البته این روزها اجتناب از فست فودها و غذاهای آماده کمی مشکل است اما با این حال بهتر است سعی کنید از غذاهای سالم خانگی استفاده کنید.
همچنین در نظر داشته باشید که استفاده از کنسروها و غذاهای بسته بندی شده سرد به میزان کم در زندگی روزمره مشکلی برای شما ایجاد نمیکند اما اگر این نوع غذاها به عادت تبدیل شوند مشکلات زیادی برای شما به وجود میآورند. معمولا غذاهای کنسرو شده حاوی مقادیر زیادی ماده نگهداره هستند و همین موضوع باعث بروز مشکلات گوارشی و سرطان میشود.
معمولا استفاده از این نوع غذاها تا ۳ بار در ماه مشکلی ندارد اما استفاده بیش از حد این غذاها میتواند شادی و نشاط را از زندگی شما حذف کند. همچنین غذاهایی که از سوسیس و کالباس تهیه میشوند باید به شکل کامل از برنامه غذایی شما حذف شوند چرا که سوسیس و کالباس از مواد غیر استاندار تهیه میشوند و استفاده از آنها موجب تشکیل سم در روده شده و بیماریهای میکروبی و انگلی زیادی را به وجود میآورد.
۶ـ تاثیر دوستان خوب در شادی و نشاط زندگی
داشتن دوستان خوب در زندگی یکی دیگر از مولفههای داشتن یک زندگی شاد است. اگر میخواهید شادی و نشاط در زندگی شما به میزان کافی وجود داشته باشد باید دوستان خوبی در کنار خود داشته باشید.
البته قرار نیست شما هر روز یا هر هفته با دوستانتان دیدار داشته باشید اما به هر حال داشتن دوستان خوب نه تنها به انسان قوت قلب میدهد بلکه باعث ایجاد روابط مفید میشود. برای مثال اگر شما در حوزه شغلیتان بتوانید دوستان خوبی پیدا کنید میتوانید کسب و کار خود را گسترش دهید و در نهایت به درآمد بیشتری برسید.
۷ـ داشتن هدف
کسانی که هدف دارند صبحها به موقع از خواب بیدار میشوند و به طور کلی زندگی منظمتری دارند. همین عامل سبب میشود تا شما برنامه ریزی مناسبی برای رسیدن به اهدافتان داشته باشید و بدانید که در هر هفته قرار است چه کارهایی را انجام دهید. داشتن هدف در زندگی متناسب با علاقه، استعداد و حوزه کاری است و هر شخص باید متناسب با این ۳ پارامتر هدف زندگی خود را مشخص کند.
اگر میخواهید در طول زندگی به اهداف خود برسید بهتر است یک دفترچه یادداشت بردارید و مشخص کنید که رسیدن به این هدف چقدر زمان میبرد. برای مثال اگر زمان رسیدن به این هدف را ۳ سال مشخص میکنید میتوانید این ۳ سال را به ۳ بازه یک ساله تقسیم کنید و مشخص کنید که در هر سال قرار است به چه هدفی برسید.
۸ـ داشتن پس انداز برای رسیدن به شادی و نشاط
نبود شادی و نشاط در زندگی بسیاری از افراد به خاطر مشکلات مالی است. معمولا کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که مشکلات مالی زیادی داشته باشد اما در زندگی شخصیاش خوشحال باشد. کسانی که به دنبال داشتن یک زندگی موفق و شاد هستند معمولا پس انداز مالی خوبی دارند. پس انداز کردن کار سختی نیست اما بعضی افراد به هیچ وجه سمت این کار نمیآیند.
بهترین کار برای داشتن یک پس انداز این است که درصد خاصی از هر میزان درآمد را در یک حساب جداگانه ذخیره کنید و بعد از جمع شدن مبلغ مشخصی با آن پول یک سرمایه گذاری انجام دهید. برای مثال میتوانید به ازای هر ۸ میلیون تومان یک سکه بخرید یا همین میزان پول را در بازار بورس پس انداز کنید.
۹ـ پیشرفت شغلی و بهبود جایگاه اجتماعی
قطعا کسانی که برای رسیدن به زندگی شاد تلاش میکنند به دنبال پیشرفت در کار و بهبود جایگاه شغلی هم هستند. رسیدن به پیشرفت شغلی در طول چند سال اتفاق میافتد و نیاز به صبر زیادی دارد. مطالعه، تمرین و پشتکار سه عاملی هستند که باعث پیشرفت شغلی شما میشوند. پس اگر به شادی و نشاط در زندگی توجه دارید بهتر است پیشرفت شغلی را جدی بگیرید و به دنبال ارتقای مهارت خود باشید.
۱۰ـ توجه به علاقهمندیها برای رسیدن به شادی و نشاط
همه ما در زندگی به چیزهای خاصی علاقه داریم و معمولا برای رسیدن به آنها تلاش میکنیم برای مثال علاقه به رشته پزشکی، علاقه به داشتن ماشینهای گران قیمت و… از نمونه علاقهمندی ما انسانها است. برخی افراد برای رسیدن به این علاقههای شخصی تلاش میکنند و برخی از اشخاص هم با بهانههای مختلف سعی در قانع کردن خود به همین زندگی فعلی هستند.
شما به عنوان یک فرد موفق باید بدانید که در زندگی به چه مواردی علاقه دارید و میخواهید به چه مواردی دست پیدا کنید. البته در این موضوع کمی محتاط باشید و در نظر داشته باشید که شاید رسیدن به آن چیز سالهای سال طول بکشد اما برای رسیدن به آن باید از همین امروز شروع کنید.
۱۱ـ گذراندن وقت با خانواده
استیو جابز مدیر عامل فقید اپل در سالهای عمر از این که زمان کافی برای خانواده خرج نکرده بود بسیار ناراحت بود تا جایی که این موضوع به یک بیماری تبدیل شده بود. تحقیقات معتبرترین دانشگاههای آمریکا و آلمان نشان داده افرادی که وقت مناسبی با خانواده میگذرانند از شادی و نشاط بیشتری در زندگی برخوردار هستند و به طور کلی افراد موفقتری هستند.
البته این تحقیق روی جامعه آماری بزرگی صورت گرفت و قرار نیست تمام افراد موفق حاضر در این تحقیق افرادی باشند که با خانواده وقت میگذرانند. سعی کنید حداقل یک روز از هر هفته را به شکل کامل در اختیار خانواده قرار دهید. رفتن به مسافرت، گردش، بازیهای فکری و.. از جمله مواردی است که میتواند شادی و نشاط را در خانواده تقویت کند.
۱۲ـ تاثیر نوشتن احساسات مثبت و منفی در رسیدن به شادی و نشاط
یادداشت کردن احساسات مثبت و منفی میتواند گام موثری در رسیدن به شادی و نشاط در زندگی باشد. اگر کتاب بنویس تا اتفاق بیافتد را مطالعه کرده باشید متوجه شدهاید که نوشتن چقدر میتواند در زندگی آینده شما تاثیر داشته باشد. بهتر است برگههای افکار منفی و مثبت را از هم جدا نگه دارید و هر کدام از این برگهها را تا سالها نگه دارید.
برای مثال اگر الان که این متن را میخوانید از درآمد خود ناراضی هستید، این موضوع را روی یک برگه یادداشت کنید و در مکانی خاص نگه دارید. شاید سال آینده که به این برگه مراجعه میکنید به امروزتان و دغدغههای این روزهایتان بخندید. نوشتن احساسات مثبت هم از طرفی نقش زیادی در رسیدن به خودباوری دارد. اگر اعتماد به نفس مناسبی ندارید بهتر است در پایان هر روز احساسات خود را بنویسید. این تمرین تاثیر فوقالعادهای روی افزایش اعتماد به نفس دارد.
۱۳ـ زندگی در حال
متاسفانه بسیاری از افراد همیشه از گذشته ناراحتاند و این موضوع تا جایی ادامه دارد که باعث بروز بیماریهای فکری میشود. انسان در حال زندگی میکند و فقط میتواند حال را تغییر بدهد.
شما به هیچ وجه نمیتوانید گذشتهتان را عوض کنید اما با داشتن برنامه ریزی مناسب میتوانید به یک زندگی ایده آل در آیندهای نه چندان دور برسید. برای مثال بسیاری از دانشجویان هنوز درگیر رتبه کنکور خود هستند و رتبه کنکور را ملاکی برای موفقیت یا عدم موفقیت خود میدانند. پس سعی کنید با برنامه ریزی مناسب گذشته را جبران کنید و خودتان را برای یک آینده فوق العاده آماده کنید.
نوشتن اشتباهات سالهای دور و نزدیک میتوانید یکی از بهترین کارها برای داشتن آیندهای فوقالعاده باشد. آینده به دست شما ساخته میشود و هیچ فردی قادر به ساختن آینده شما نیست. پس همین الان اهداف یک سال آینده خود را یادداشت کنید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. مشاوران دکتر ویز نیز در این مسیر کنار شما هستند تا بتوانید به بهترین آینده ممکن برای خود برسید.
۱۴ـ دوری از افراد منفینگر برای رسیدن به شادی و نشاط
همه ما افراد منفینگری در زندگیمان داریم که باعث میشوند حال ما حتی برای لحظاتی کوتاه خراب شوند. بعضی افراد دائما غر میزنند و از زندگی ناله میکنند. حتی بعضی از این افراد موقعیت خانواده، محل تحصیل و بسیاری موضوعات دیگر را عامل زندگی ناموفق خود میدانند.
کسانی که دائما از وضعیت خود ناراضی هستند معمولا به موفقیت خاصی در زندگی نمیرسند و حتی ممکن است شما را هم از رسیدن به موفقیت بازدارند. پس سعی کنید افراد منفی نگر زندگی خود را حذف کنید و تعامل کمتری با آنها داشته باشید. اگر این مدل افراد ارتباط نزدیکی به شما دارند شاید کار شما سختتر باشد و حذف آنها زمان بیشتری لازم داشته باشد. برای مثال اگر یکی از اعضای خانواده شما فردی منفی نگر است شاید حذف آن ممکن نباشد اما شما میتوانید معاشرت خود را با این فرد محدود کنید.
۱۵ـ کمک به دیگران
انسانها ذاتا علاقه به کمک به دیگران دارند و برای همین از کمک کردن به هم نوعان خود لذت میبرند. کمک کردن به انسانها صرفا به صورت مالی نیست و شاید شما در یک زمان با صحبت کردن بتوانید به یک شخص کمک کنید. سعی کنید در هر رشته و در هر حوزهای که فعالیت میکنید زمانی را برای کمک کردن به دیگران اختصاص دهید.
حتی میتوانید تعدادی افراد علاقهمند در حوزه مورد فعالیتتان را به صورت رایگان آموزش دهید تا بتوانید به جامعه خدمت کرده باشید. تشخیص این که چه کمکی از دست شما ساخته است برعهده خودتان است اما با کمی تحقیق شاید بتوانید به این موضوع پی ببرید.
۱۶ـ تاثیر خواب کافی در رسیدن به شادی و نشاط
خواب کافی هم یکی از مهمترین موارد رسیدن به شادی و نشاط در زندگی است. معمولا هر انسانی در طول شبانه روز به مقداری خواب احتیاج دارد و این مقدار برای همه افراد یکسان نیست. استاندارد میزان خواب در طول یک شبانه روز ۸ ساعت است اما برخی افراد روزانه ۶ ساعت بیشتر نمیخوابند و برخی افراد هم روزانه بیشتر از ۱۰ ساعت میخوابند. هیچ قانونی وجود ندارد که بگوییم افراد کم خواب موفق میشوند و یا افراد پرخواب به موفقیت نمیرسند اما باید دقت داشته باشید که از بقیه وقت خود در طول یک روز به درستی استفاده کنید.
داشتن برنامه منظم برای خواب به اندازه میزان خواب اهمیت دارد. اگر شما خواب نامنظمی دارید نباید انتظار داشتن یک زندگی به همراه شادی و نشاط داشته باشید. سعی کنید یک روتین برای خودتان داشته باشید و در همان چهارچوب به خواب بروید تا بهترین بازده را در طول روز داشته باشید.
۱۷ـ خرید درمانی
خرید کردن همیشه برای ما انسانها لذت بخش است و با خرید لباس، خوراکی و… خوشحال میشویم. شاید بد نباشد در طول ماه یک روز را برای خود مشخص کنید و در آن روز خریدهایتان را انجام دهید. خرید درمانی یکی از راههای اثبات شده برای رسیدن به شادی و نشاط در زندگی است و باید توجه ویژهای به آن داشته باشید. حتی اگر خریدهای زیادی ندارید بهتر است یک روز در ماه به بازار بروید و نگاهی به وسایل مورد نیازتان بیاندازید.
۱۸ـ بی توجهی به اخبار منفی روزانه برای رسیدن به شادی و نشاط
اخبار روزانه پر است از اتفاقات بد و ناراحت کننده. اما اگر تا به امروز دنبال کننده اخبار بودهاید شاید تصور دنبال نکردن اتفاقات و اخبار روزانه بسیار سخت باشد اما اگر یک هفته اخبار را دنبال نکنید متوجه تاثیر فوقالعاده آن در زندگیتان میشوید.
البته پیگری اخباری که متناسب با حوزه شخصی و مورد فعالیتتان است نه تنها ضرری ندارد بلکه میتواند مفید هم باشد اما برای مثال اگر شما یک فعال بازار سرمایه نیستید، پیگیری اخبار دلار و طلا صرفا شما را درگیر میکند و تمرکز شما را کاهش میدهد. تمرین کنار گذاشتن یک هفتهای اخبار میتواند یکی از مهمترین و بهترین تصمیمات شما در ماه جدید باشد.
۱۹ـ سرمایهگذاری برای آینده
اگر میخواهید از آینده مطمئن باشید و دغدغه مالی نداشته باشید توصیه میشود یک سرمایه گذاری مطمئن داشته باشید و برای آینده مالی زندگیتان یک برنامه منظم داشته باشید.
در قسمت پس انداز گفتیم که بهتر است هر ماه مقداری از درآمد خود را پس انداز کنید. بعد از یکی دو سال میتوانید با این پول یک سرمایه گذاری کوچک شروع کنید و اگر میخواهید بهترین سرمایه گذاری را داشته باشید میتوانید با مشاوران دکتر ویز در ارتباط باشید. سرمایه گذاری مطمئن برای آینده باعث اطمینان خاطر شما میشود و همین موضوع به بروز شادی و نشاط زندگی شما کمک میکند.
۲۰ـ استفاده مشخص از فضای مجازی برای رسیدن به شادی و نشاط
فضای مجازی و شبکههای اجتماعی امروزه بسیاری از جوانان را درگیر کرده است و باعث اعتیاد آنها به این فضا شده است. شاید باورش سخت باشد اما دانشمندان دریافتهاند که اعتیاد جوانان به شبکههای اجتماعی دست کمی از اعتیاد به مواد مخدر ندارد و این اعتیاد در طول زمان باعث بروز مشکلات زیادی از جمله زوال عقل میشود.
از طرفی دنیای مجازی یک دنیای فانتزی است و با دنیای حقیقی کاملا متفاوت است. پس کسانی که کل زمان خود را در این شبکهها میگذرانند نمیتوانند تصور درستی از دنیای واقعی داشته باشند و در عمل مشکلات زیادی برای آنها به وجود میآید.
جمعبندی
رسیدن به شادی و نشاط در زندگی بستگی به عوامل زیادی دارد که در این مطلب ۲۰ مورد آنها را بررسی کردیم. این ۲۰ مورد مهمترین عوامل برای رسیدن به یک زندگی شاد و پرنشاط هستند. عمل کردن به مجموعهای از این عوامل باعث رسیدن به شادی در زندگی میشود و نباید این طور تصور کرد که صرفا با عمل کردن به چند مورد از این موارد شادی و نشاط به زندگی ما میآید. همچنین در نظر داشته باشید که مشاوران دکتر ویز در کنار شما هستند تا به زندگی ایدهآل خود برسید
قطعا میدانید که هوش، انواع مختلفی دارد و هر شخص ممکن در یک هوش خاص سرآمد باشد، به همین دلیل است که سیستمها آموزشی خارجی در صورت ضعیف بودن یک دانش آموزی را به کمک سنجش هوش مورد ارزیابی قرار میدهند و در شاخهای که استعداد دارد از او استفاده میکنند. متاسفانه در ایران پایش درستی بر هوش انسانها صورت نمیگیرد و صرفا دانش آموزی که در مدرسه ضعیف باشد، شخص کم هوش شناخته میشود.
بسیاری از افراد حتی تا آخر عمرشان هم متوجه استعدادهای خود نمیشوند و این موضوع باعث بروز آسیبهای ذهنی فراوانی میشود. حتی برخی از این افراد نمیتوانند یک شغل مناسب برای خود پیدا کنند و در زندگی شخصی و کاریشان دچار آسیبهای زیادی میشوند. هر چند سیستم آموزشی غرب به خوبی استعداد هر شخص را شناسایی کرده و در صنعت، هنر، ورزش و دیگر شاخهها آموزش میدهد اما کماکان در برخی از کشورها هیچ نظارتی روی استعدادهای مختلف نیست.
این روزها به کمک تستهای روانشناسی مختلف میتوانید استعدادها و میزان هوش خود یا فرزندانتان را سنجش و تقویت کنید. این موضوع نه تنها شخص را در نظر خودش قدرتمندتر جلوه میدهد بلکه کمک زیادی به تصمیمگیریها و دیگر موارد زندگی شخص دارد. اما شاید برای شما هم سوال شده باشد که هوش هیجانی چیست و دقیقا چه کاربردی دارد؟
هوش هیجانی چیست دقیقا چه کاربردی دارد؟
هوش هیجانی یکی از مهمترین انواع هوش است که کمک میکند در لحظه، تصمیمات و هیجان درستی از خودتان بروز دهید. حتما برای شما هم پیش آمده است که در یک لحظه حرفی میزنید که طرف مقابلتان را ناراحت میکند و یا ممکن است بارها برای شما پیش آمده باشد که در موقع ضروری عکس العمل و حرکت بهجا و به موقعی نداشتهاید.
خوشبختانه هوش هیجانی موضوعی اکتسابی است به این معنا که قابل یادگرفتن است و شما هر چقدر هم که در این هوش ضعیف باشید به کمک تکنیکهای دکتر ویز میتوانید آن را اصلاح و تقویت کنید. شاید از خودتان بپرسید که از کجا معلوم که من در هوش هیجانی ضعیف هستم و آیا حتما نیازی به تستهای روانشناسی است یا خیر؟
خیر نیازی به مراجعه حضوری و تستهای روانشناسی نیست؛ در حقیقت شما با پاسخ دادن به چند سوال میتوانید متوجه شوید که آیا هوش هیجانیتان ضعیف است یا خیر؟
در ادامه مهمترین سوالاتی که در تستهای هوش هیجانی مطرح میشود را ذکر کردهایم و اگر پاسخ شما به تمامی این سوالات مثبت است احتمالا باید به فکر تقویت هوش هیجانیتان باشید.
آیا زیاد صحبتی میکنید که دیگران را ناراحت میکند؟
آیا فکر میکنید که مردم بیش از حد حساس هستند؟
آیا احساسات پنهان شدهتان را به صورت یک باره و روی یک شخص خالی میکنید؟
تاریخچه کوتاهی از هوش هیجانی
اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار توسط جان دی مایر و پیتر سالووی از دانشگاه بیل مطرح شد. البته در آن زمان این تعریف بسیار سادهتر از تعریف امروزی بود و تکامل پیدا نکرده بود. این دو شخص در تعریف هوش هیجانی عبارت زیر را به کار بردند:
هوش هیجانی یک توانایی است که به کمک آن شخصیت، نیاز، خواسته و روشهای بروز احساسات برای هر شخص را درک میکنیم.
این تعریف رفته رفته کامل شد و به شکل امروزی درآمد، البته در سالهای قبلتر نیز دانشمندان و فیلسوفهای بزرگی در مورد هوش هیجانی نظرات مختلفی داده بودند اما اسمی از هوش هیجانی نبرده بودند به همین خاطر هوش هیجانی در سالهای بسیار دور به شکل امروزی تعریف نشده بود اما صحبتهایی در مورد آن میشد.
تفاوت هوش هیجانی و IQ
شاید شما هم تا قبل از این مطلب هوش هیجانی و آیکیو را دو چیز یکسان تصور میکردید اما در حقیقت این گونه نیست و این دو مورد کامل با یکدیگر تفاوت دارند. در حقیقت هوش هیجانی همان درک احساسات، نیازها و شرایط دیگران است در حالی که آی کیو همان هوش عادی و معمولی است که در مدارس آن دانش آموزان را به خاطر آن تشویق یا تنبیه میکنند. قطعا شما هم افرادی را در کنار خود میشناسید به طوری که آی کیوی بسیار بالایی دارند اما در زندگی موفق نیستند.
یکی از مهمترین علتهایی که برخی از افراد در زندگیشان موفق نیستند همین نداشتن اطلاعات کافی در مورد هوش هیجانی است. همان طور که در قسمتهای بالا گفته شد هوش هیجانی یک موضوع اکتسابی نیست و کاملا قابل تغییر است پس اگر احساس میکنید هوش هیجانی شما به اندازه کافی قوی نیست بهتر است هر چه سریعتر به فکر بهبود آن باشید.
موفقیت در زندگی زمانی حاصل میشود که هوش هیجانی و آی کیو در کنار هم وجود داشته باشند، در حقیقت نبود هر کدام از این هوشها میتواند مشکلات بسیار جدی برای شما به وجود بیاورد. مشکلات مربوط به هوش هیجانی آنقدر در زندگیهای امروزی زیاد شده است که علت بسیاری از طلاقها هم کافی نبودن همین هوش هیجانی عنوان شده است.
آموزش و تقویت هوش هیجانی در دوران کودکی
آموزش هوش هیجانی در هر سن و سالی ممکن است و حتی بسیاری از افراد بالای ۶۰ سال هم به سراغ یادگیری هوش هیجانی میروند اما بهترین زمان برای سنجش و تقویت هوش هیجانی سنین کودکی و نوجوانی است زیرا سبب توسعه فردی نیز می شود. در سنین کم ذهن شخص در آمادهترین حالت ممکن است و شما به راحتی میتوانید مشکلات مربوط به هوش هیجانی شخص را برطرف کنید.
هوش هیجانی میتواند نقطه عطفی برای رسیدن به موفقیت و مثبت اندیشی در اشخاص باشد پس اگر فرزندی دارید بهتر است حتما برای سنجش هوش هیجانی او، به مراکز معتبر مراجعه کنید تا این هوش تقویت شود. البته تمرینهایی هم برای تقویت هوش هیجانی در سطح اینترنت وجود دارد اما ممکن است همه این تمرینها برای فرزند شما مناسب نباشد. پس در نظر داشته باشید که بهترین زمان برای آموزش و تقویت سنجش هوش هیجانی دوران کودکی است.
مهمترین تکنیکها برای تقویت هوش هیجانی
همان طور که گفته شد تکنیکها و تمرینهایی برای تقویت هوش هیجانی وجود دارد که در صورت استفاده کردن از آنها میتوانید به نتیجه دلخواهتان برسید. البته اگر به هر دلیلی به نتیجه دلخواهتان نرسیدید بهتر است به مرکز مشاوره دکتر ویز مراجعه کنید تا بررسی دقیقتری صورت گیرد اما در حالت کلی این تکنیکها میتوانند نتایج بسیار خوبی برای تقویت هوش هیجانی شما داشته باشند. در ادامه این مطلب چند تکنیک برای تقویت هوش هیجانی مطرح میکنیم که میتواند کمک زیادی به شما داشته باشد.
۱ـ مشاهده و تحلیل درست اتفاقات اطراف
اگر میخواهید هوش هیجانی شما به بهترین شکل آموزش ببینید باید تحلیلگر و مشاهدهگر خوبی باشد و در کنار آن اصول پرسشگری را نیز رعایت کنید.
بسیاری از مشکلاتی که برای شما به وجود میآید به این خاطر است که شما مشاهدهگر خوبی نیستید و تحلیل درست و به جایی از اتفاقات پیرامونتان ندارید. وقتی از اتفاقات اطرافتان به خوبی مطلع نیستید نباید انتظار یک رفتار درست از خودتان داشته باشید.
همیشه سعی کنید اتفاقات پیرامونتان را به خوبی تحلیل کنید تا بهترین عمل کرد را داشته باشید. پس به عنوان تمرین سعی کنید برای یک هفته تمامی اتفاقات اطرافتان را یادداشت کنید و آنها را بررسی کنید تا بتوانید بهترین عملکرد را داشته باشید.
این مشاهده باید در محل کار، محل زندگی و دیگر مکانهای پر رفت و آمد شما باشد. وقتی بعد از یک هفته به نتیجه مثبتی رسیدید مطمئن میشوید که مشاهده دقیق اتفاقات پیرامون چقدر در رفتار شما تاثیرگذار است.
۲ـ شنونده خوبی باشید
یکی دیگر از تمرینهایی که میتوانید برای تقویت هوش هیجانی صورت دهید این است که شنونده خوبی در محیط اطرافتان باشید. شنونده بودن در محیط اطراف به شما کمک میکند تا بتوانید بهترین تصمیم در لحظه را بگیرید. معمولا کسانی که پرحرف هستند نمیتوانند هوش هیجانیشان را تقویت کنند چرا که دائما ذهنشان به دنبال این است که فرصتی برای صحبت کردن داشته باشد.
یکی از بهترین تمرینها برای چنین موقعی، تمرین صحبت نکردن در جمع است، به مدت یک هفته سعی کنید در جمعها کمتر صحبت کنید تا ذهن شما به یک آرامش نسبی برسد و سپس سعی کنید در همان جمع شنونده خوبی باشید. شنونده بودن نه تنها در تقویت هوش هیجانی تاثیر بسیار زیادی دارد بلکه کمک زیادی به افزایش اطلاعات شما میکند.
همچنین صحبت کردن به میزان کم و مشخص باعث میشود تا شما به عنوان یک شخص فروتن شناخته شوید. فروتن بودن شما در یک جمع فرصت خوبی برای تمرکز شما روی حرفهای دیگران است. کافی است این مهارت را برای یک هفته تمرین کنید تا نتایج فوق العاده آن را ببینید.
۳ـ افزایش خودآگاهی برای رسیدن به درک بالاتر
شما باید توانایی زیادی در درک مهارتهای شخصیتان داشته باشید چرا که بدون داشتن درک درستی از مهارتها و اخلاقیات خودتان نمیتوانید دیگران را درک کنید و در نتیجه هوش هیجانی شما به میزانی که میخواهید رشد پیدا نمیکند.
هوش هیجانی یکی از مهمترین موضوعات وابسته به درک خودتان است، پس سعی کنید به بهترین نحو خودتان را بشناسید و تمامی اخلاقیات و ویژگیهای بد و خوبتان را درک کنید.
برای برداشتن اولین گام افزایش خودآگاهی میتوانید ویژگیها بد و خوبتان را روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید، از دیگران هم بخواهید که ویژگیهای بد و خوب شما را روی یک تکه کاغذ یادداشت کنند. این کار باعث میشود در کمترین زمان ممکن ویژگیهای بد را از خودتان جدا کنید و به درک بهتری از خودتان برسید.
۴ـ پاسخ دادن در زمان مناسب را برای مسولیتپذیر شدن تمرین کنید
برای این که بتوانید هوش هیجانی خود را تقویت کنید انجام این تمرین الزامی است، شما باید سعی کنید در بهترین و مناسبترین زمان پاسخ و ریاکشن نشان دهید. بسیاری از حرفها و پاسخها با ده دقیقه دیر و زود شدن تاثیر کلامی خود را از دست میدهند به همین خاطر شما برای پاسخ به هر سوال یا هر صحبتی تنها چند لحظه فرصت دارید.
برای تقویت این مهارت جمعهای خانوادگی بهترین ممکن است. سعی کنید در بهترین حالت پاسخ سوال دیگران را بدهید و اگر از زمان مشخص شدهتان رد شد سعی کنید از پاسخ دادن خودداری کنید. شاید همین خودداری کردن از پاسخ دادن در شروع کار بسیار سخت باشد اما با تمرین چند هفتهای آن میتوانید به تاثیر بالای آن در تقویت هوش هیجانیتان پی ببرید.
۵ـ احساسات دیگران را درک کنید
حتما نیاز نیست که یک مشاور یا روانشناس خبره باشید تا احساسات دیگران را درک کنید. شما به عنوان یک همسر، پدر، مادر و دوست باید بتوانید احساسات اطرافیانتان را به خوبی درک کنید.
این موضوع کمک میکند تا شنونده خوبی باشید و دیگران حرفهایشان را بدون تعارف با شما مطرح کنند. مشاهده و شنیدن شفاف خواستههای دیگران باعث میشود شما تحلیل بهتری از اتفاقات اطرافتان داشته باشید و این موضوع قطعا کمک بزرگی به تقویت هوش هیجانی شما میکند.
۶ـ احساسات خودتان را هم درک کنید
درک احساسات شخصی خودتان باعث میشود تا بتوانید درک بهتری از شخصیت خودتان داشته باشید و در نتیجه به افزایش هوش هیجانی شما منجر میشود. تقویت هوش هیجانی به کمک راهکارهای مختلفی امکانپذیر است اما باید صبر داشته باشید و برای افزایش هوش هیجانیتان باید حداقل ۵ مورد از راهکارهای ارائه شده در این مطلب را انجام دهید. درک احساسات شخصیتان شاید در ابتدا کار سختی به نظر بیاید اما با تمرین و نوشتن افکار و احساساتتان میتوانید نتیجه خوبی بگیرید.
۷ـ تنظیم عواطف
شما در مواجهه با اتفاقات مختلف باید سعی کنید عواطف خود را کنترل کنید، عدم کنترل بر این عواطف باعث ناراحتی دیگران میشود و از طرفی هوش هیجانی شما را هم از مسیر پیشرفت خارج میکند. تنظیم عواطف به این معنا است که شما در مواجهه با هر موضوعی بتوانید به اندازه مشخص واکنش نشان دهید.
بروز بیش از حد عواطف و بروز کمتر از حد عواطف میتواند تاثیرات زیادی بر زندگی کاری و شخصی شما داشته باشد. در این راه می تاونید به کمک مثبت اندیشی نیز موفقیت بیشتر کسب نمایید.
تقویت هوش هیجانی باعث میشود تا بهتر بتوانیم با خود و با دیگران ارتباط برقرار کنیم. ارتباط و درک صحیح از خود و دیگران نیز، کیفیت بیشتر زندگی را به همراه داشته و موجبات شادکامی و خوشبختی ما را مهیا میسازد.
علاوه بر تکنیکهایی که بررسی کردیم، راههای دیگری نیز برای تقویت هوش هیجان وجود دارد که در ادامه، ضمن معرفی آزمونهای جهانی برای پی بردن به مقدار هوش هیجانی، راهکاری دیگری برای تقویت هوش هیجانی را نیز با شما در میان خواهیم گذاشت. پس اگر هنوز هم نسبت به این هوش کنجکاو هستید و میخواهید بیشتر در مورد آن بدانید، تا انتها با ما همراه باشید.
آزمونهای ارزیابی هوش هیجانی کدامند؟
آزمونهای بسیاری برای ارزیابی هوش هیجانی وجود دارند که از جمله آنها میتوان «آزمون برادبری و گریوز»، «آزمون بار-آن EQ-i» و «آزمون شرینگ» را نام برد.
در هر یک از این آزمونها، شما میتوانید مقدار هوش هیجانی خود را سنجیده و سپس برای تقویت هوش هیجانی خود، اقدامات لازم را انجام دهید. این آزمونها به شما کمک میکنند تا به جایگاه هوشی خود در زمینه کنترل هیجانات پی برده و بهتر بتوانید در راستای تقویت آن قدم بردارید.
اما در درونمایه تمام این آزمونها، یک سری مؤلفهها مورد ارزیابی قرار میگیرند که از روی آنها به مقدار هوش هیجانی خود پی خواهید برد. این مؤلفهها شامل موارد زیر هستند:
ظرفیتها و تواناییهای درونی فرد
ظرفیتها و تواناییهای ارتباطی فرد با دیگران
توانایی پاسخگویی و انعطافپذیری فرد در موقعیتهای گوناگون
تونایی مقابله با تنشها و استرس
ارزیابی دیدگاه مثبت افراد نسبت به زندگی و تأثیر آن بر شادکامی
با ارزیابی این موارد، میتوان به مقدار هوش هیجانی هر فردی پی برد. راهکارهایی هم که برای تقویت هوش هیجانی ارائه میشوند، دقیقاً همین فاکتورها را نشانه گرفته و موجب تقویت یکی از مؤلفههای فوق میشوند.
در ادامه، چند راهکار تکمیلی دیگر برای تقویت هوش هیجانی را به شما معرفی میکنیم که با استفاده از آنها و دیگر راهکارهایی که قبلاً معرفی کردیم، میتوانید در راستای تقویت هوش هیجانی خود، قدم بزرگی را برداشته و سبب بهبود شرایط زندگی خود شوید.
چه راهکارهای دیگری برای تقویت هوش هیجانی وجود دارد؟
همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، راه و روشهای بسیاری برای تقویت هوش هیجانی وجود دارد که هرکس بسته به روحیه، شخصیت و شرایط خود میتواند از آن روشها بهره بگیرد. اما در اینجا، چند راهکار دیگر که موجب تقویت هوش هیجانی در افراد مختلف میشوند را با شما در میان میگذاریم که به قرار زیر هستند:
سفر کنید
سفر کردن یکی از راههایی است که بشدت میتواند موجب تقویت هوش هیجانی شده و دیدگاه ما نسبت به زندگی را گسترش دهد. وقتی سفر میکنیم، با آداب و رسوم مردمان گوناگون آشنا شده و چیزهای زیادی را از آنها یاد خواهیم گرفت. همین یادگیری میتواند رفتارهای جدیدی را در ما ایجاد کرده و موجبات تقویت هوش هیجانی ما را فراهم سازد.
پس اگر تا بحال به سفر کردن زیاد اهمیت نمیدادید، از این پس، سفر را در برنامهی زندگی خود قرار داده و بسته به شرایطتان، هرسال به چند سفر کوتاه (چند ساعته – چند روزه) یا طولانی (چندین روزه – چند هفته – چند ماهه) بروید.
به سلامتی خود اهمیت بدهید
وقتی میخواهید عملکردها و هیجانات مثبتی در زندگی داشته باشید، باید از سلامت جسم و روان کافی هم برخوردار باشید. قطعاً تغذیه سالم و نرمشهای روزانه تأثیر شگرفی در سلامت جسم و روان ما دارد. بنابراین فقط پرداختن به جنبههای بیرونی برای تقویت هوش هیجانی کافی نیست و باید حتماً جنبههای درونی و سلامت جسم و روان را نیز در نظر داشته باشیم.
اگر بتوانید روزانه بین ۱۰ تا ۳۰ دقیقه نرمشهای کششی آرام انجام داده و از رژیم غذایی سالمی هم برخوردار باشید، زمینه لازم برای تقویت هوش هیجانی شما فراهم میشود و دیگر راهکارهای تقویتی، با سرعت بیشتری روی رفتار شما تأثیر میگذارند.
بنویسید
نوشتن نه در سطح حرفهای، بلکه تنها در سطح نوشتن رویدادهای روزانه نیز بر درک ما از خود و دیگران تأثیر میگذارد. یادداشت کردن وقایع روزانه و همچنین نوشتن احساسات و هیجانات، میتواند باعث شود تا در بروز احساسات خود در برابر شرایط مختلفی که برایمان پیش میآید، هوشمندانهتر عمل کنیم. شما میتوانید این نوشتهها را آخر شبها قبل از خواب در یک دفترچهی کوچک نوشته یا در دفترچه الکترونیکی تلفن همراهتان تایپ کنید (نوشتن در دفترچه یادداشتهای کاغذی، تأثیر بیشتری دارد!)
دوستان جدید پیدا کنید
برقراری ارتباط بیشتر با سایر انسانها به کمک بهبود مهارت های ارتباطی موثر، موجب میشود تا به صورتی ناخودآگاه، احساسات بیشتری از خود بروز داده و به شکل بهتری به تعامل با افراد مختلف بپردازیم. اگر شما تنها چند دوست محدود با طرز فکرهای مشابه داشته باشید، شیوه رفتار شما و هوش هیجانیتان، تنها در همان سطح باقی میماند.
اما آشنایی با افراد بیشتری که دارای رفتارها، طرزفکرها و عقاید متفاوتی هستند، موجب میشود تا رفتار و درک شما از روابط نیز گسترش یابد. بنابراین اگر تابحال از ایجاد ارتباط با انسانهای جدیدی که هم عقیده با شما نبودند، طفره میرفتید، اینبار به استقبال چنین روابطی بروید. چراکه ایجاد ارتباطات بیشتر، هوش هیجانی شما را تقویت کرده و در نتیجهی آن، کیفیت زندگی شما را بالاتر میبرد.
دیگران را سورپرایز کنید
متأسفانه اکثر افراد در تمام طول عمر خود به دنبال سورپرایز شدن هستند و کمتر ترغیب میشوند تا خود نیز برای غافلگیر کردن دیگران، داوطلب شوند. دادن هدیههای دور از انتظار و غیرمناسبتی به عزیزان و دوستان نزدیک، روابط نزدیک شما را تحکیم بخشیده و شخصیت سرزندهتری از شما میسازد.
وقتی کسی را سورپرایز میکنید، بیشتر از آن شخص، خود شما به وجد میآیید و احساس رضایت درونیتان تقویت میشود. این مورد در ناخودآگاه شما بازتاب پیدا کرده و موجب بروز هیجانات معقول و مثبت میشود. افرادی که هرگز دیگران را با کارهای مثبت غافلگیر نمیکنند، هوش هیجانی پایینی دارند. پس اگر شما نیز تا به امروز چنین نمیکردید، بهتر است از این پس، چنین برنامههایی را به لیست وظایف دورهای خود اضافه کرده و خود نیز از ثمرات آن بهرهمند شوید.
یاد بگیرید
یادگیری بیوقفه و مستمر، انسان را در مسیر یک زندگی صحیح هدایت میکند. هرگاه از آموزش دیدن صرفنظر میکنیم، انوع افکار و احساسات منفی به ذهن و قلب ما هجوم میبرند.
لزومی ندارد یادگیری ما در زمینههای تخصصی و آکادمیک باشد، همین که در طول روز یاد بگیریم یک غذای جدید درست کنیم، یک حرکت ورزشی جدید انجام دهیم، کلاه یا شالگردن ببافیم، از یک اپیلیکشن یا نرمافزار جدید استفاده کنیم، خود را به شیوه تازهای بیاراییم، کتاب تازهای بخوانیم، از لغات جدید در مکالمات خود استفاده کنیم یا هر هرچیز تازهای که رنگ و لعاب بیشتری به زندگی ما بدهد، هوش هیجانی ما را نیز تقویت خواهد کرد.
سخن پایانی
موضوعات توسعه فردی و بهبود زندگی به هم مرتبط هستند. وقتی شما برای بهتر شدن تلاش میکنید، همه چیز در درون شما تغییر میکند. شاید شما برای تقویت عزتنفس بیشتر تلاش کنید، اما در کنار تقویت ایندو، هوش هیجانی شما نیز تقویت خواهد شد. پس همین که زندگی راکدی نداشته و همواره در حال تلاش برای بهتر شدن باشید، همهی مؤلفههای مثبت، بهصورت موازی در درون شما رشد میکنند.
شیوه های تقویت هوش هیجانی که در این مطلب به شما معرفی کردیم، همگی به غیر از تقویت هوش هیجانی، تأثیرات مثبت دیگری را نیز روی شخصیت شما اعمال میکنند. پس هر راهکار تقویت هوش هیجانی، پُلی برای بهتر شدن شماست. هرچقدر که در اجرای این راهکارها مصممتر باشید، اتفاقات بهتری را در زندگی خود تجربه خواهید کرد که بارزترین آنها، بهبود روابطتان با خود و دیگران خواهد بود.
تقویت هوش هیجانی برای داشتن یک زندگی خوب لازم است. ترکیب هوش هیجانی و آیکیو میتواند ضامن موفقیت شما در زندگی شخصی باشد. زندگی شخصی شما در هر زمان تحت تاثیر این دو مورد است. برای تقویت هوش هیجانی در مطلب بالا تمرینها و روشهای منحصر به فردی گفته شد اما چنانچه این تمرینها برای شما کافی نبود میتوانید به یک مشاور مراجعه کنید و به شکل تخصصیتری مشاوره دریافت کنید.
تقویت و افزایش هوش هیجانی موضوعی است که نیاز به زمان دارد و این گونه نیست که شما در یک ماه یا دو ماه به هوش هیجانی ایده آل خود برسید. البته بهینه کردن برخی از روشهای افزایش هوش هیجانی تاثیر زیادی بر این موضوع دارد.
استانداردترین زمان برای مشاهده نتیجه افزایش هوش هیجانی، سه ماه است. شما در این سه ماه فرصت دارید تا به کمک مهارتها و تمرینهای ذکر شده در قسمتهای قبل هوش هیجانیتان را افزایش دهید.
برخی از سوالات متداول
هوش هیجانی چیست دقیقا چه کاربردی دارد؟
هوش هیجانی یکی از مهمترین انواع هوش است که به ما کمک میکند در لحظه، تصمیمات و هیجان درستی از خودتان بروز دهیم.
تفاوت هوش هیجانی و IQ در چیست؟
هوش هیجانی همان درک احساسات، نیازها و شرایط دیگران است در حالی که آی کیو همان هوش عادی و معمولی است که در مدارس آن دانش آموزان را به خاطر آن تشویق یا تنبیه میکنند. قطعا شما هم افرادی را در کنار خود میشناسید به طوری که آی کیوی بسیار بالایی دارند اما در زندگی موفق نیستند. یکی از مهمترین علتهایی که برخی از افراد در زندگیشان موفق نیستند همین نداشتن اطلاعات کافی در مورد هوش هیجانی است.
مهمترین تکنیکها برای تقویت هوش هیجانی کدامند؟
۱ـ مشاهده و تحلیل درست اتفاقات اطراف ۲ـ شنونده خوبی باشید ۳ـ افزایش خودآگاهی برای رسیدن به درک بالاتر ۴ـ پاسخ دادن در زمان مناسب را برای مسولیتپذیر شدن تمرین کنید ۵ـ احساسات دیگران را درک کنید ۶ـ احساسات خودتان را هم درک کنید ۷ـ تنظیم عواطف
فهرست مهارت های تاثیرگذار در زندگی ، آموزش خوب زندگی کردن
درست است که معیارها و مهارت زندگی خوب از نظر افراد مختلف، فرق میکند اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که یک زندگی خوب چگونه است و دقیقا چه پارامترهایی باعث میشود یک زندگی خوب داشته باشید؟
ملاکهایی در زندگی هر شخص وجود دارد که در صورت تحقق میتواند زندگی را برای او لذتبخش کند. اما این روزها معیارهای افراد برای زندگی خوب متفاوت شده است و حتی با ۱۰ سال قبل هم تفاوتهای زیادی پیدا کرده است.
البته این طور نیست که بهتازگی این معیارها متفاوت شده باشد، بلکه این معیارها هر روز تغییر میکنند اما سرعت این تغییر به گونهای است که ما به آسانی متوجه آن نمیشویم اما زمانی که به چند سال گذشته نگاه میکنیم متوجه این دگرگونیها میشویم. به عقیده بسیاری از روانشناسان تعریف حد و حدود یک زندگی خوب کار سادهای نیست و این تعریف برای هر فرد متفاوت است.
برخی ویژگیهای یک زندگی خوب ممکن است برای برخی افراد جز ویژگیهای منفی باشد، برای مثال تحصیل فرزند در رشته پزشکی برای بسیاری از خانوادههای ایرانی یک موفقیت به حساب میآید در صورتی که در کشورهای توسعه یافتهای مانند آمریکا و آلمان، توجه بیشتری به رشتههای فنی ـ مهندسی و ادبیات میشود.
پس یکی از موضوعاتی که میتواند بر معیارهای زندگی تاثیرگذار باشد موقعیت جغرافیایی است. اما موقیعت جغرافیایی تنها معیار تاثیرگذار بر ویژگیهای زندگی خوب نیست و بسیاری عوامل دیگر مانند سطح تحصیلات خانواده، شغل افراد خانواده، مذهب و اعتقادات و… نیز از جمله مواردی هستند که تاثیر زیادی بر ملاکهای زندگی خوب دارند.
اما شاید از خودتان بپرسید که با توجه به تفاوت این معیارها پس این مطلب چگونه میخواهد معیارهای زندگی خوب و باکیفیت را تمیز دهد؟ پژوهشگران زیادی در این زمینه تحقیق کردهاند و به زبان مشترکی از زندگی موفق رسیدهاند، البته این موارد کلیات را شامل میشود و به دلایلی که در قسمتهای قبل مطرح کردیم نمیتوان جزییات زیادی را بهعنوان معیارهای زندگی خوب تعریف کرد.
ریف و سیگنر نظرات دانشمندان زیادی را در این مورد بررسی کردند و با ترکیب آنها یک مدل شش بخشی از ویژگیهای یک زندگی خوب تعریف کردند که در ادامه این شش ویژگی را بررسی میکنیم. این شش ویژگی به شکل زیر است:
پذیرش خود
داشتن رابطه مثبت با سایرین
رشد شخصی و مهارت توسعه فردی
زندگی هدفمند
تسلط بر خود
خودمختاری
۲۴ مهارت زندگی خوب که باید بدانید
۱ـ نقش پذیرش خود در زندگی خوب
شما به عنوان کسی که میخواهید زندگی خوبی داشته باشید در گام اول باید خودتان را به شکل کامل بپذیرید. تمامی افرادی که زندگی خوبی دارند در وهله اول خودشان را پذیرفتهاند پس باید سعی کنید مشکلات، سختیها و کموکاستیهای موجود در زندگیتان را به شکل کامل بپذیرید و با آنها پیش بروید.
حتی ضعفها و جنبههای منفی زندگیتان هم باید در این قسمت مورد بررسی قرار بگیرند و به عنوان یک مشکل شخصیتی پذیرفته شوند. در ادامه به مثبت اندیشی نیز بپردازید تا بتوانید با روحیه بهتری به کار خود ادامه دهید.
اگر نیاز است برای پی بردن به برخی از مشکلات شخصیتیتان میتوانید از دوستان صمیمی، همسر، خانواده و همکاران نیز کمک بگیرید. سعی کنید تمامی مشکلات و ایرادات فکری، جسمی و… را در این بخش لحاظ کنید. حتی اگر یک مشکل هم در این قسمت بررسی نشود در ادامه ممکن است به پاشنه آشیل شما تبدیل شود و دردسرهای زیادی برای شما به وجود بیاورد.
بسیاری از روانشناسان و دانشمندان پذیرش خود را همان عزت نفس میدانند. عزت نفس موضوع بسیار مهمی است که اگر در وجود یک شخص نهادینه نشده باشد مشکلات فکری زیادی برای او به وجود میآورد.
۲ـ داشتن رابطه مثبت با سایرین
اگر در بین نزدیکان با کسی صمیمی نیستید و یا دوست صمیمی ندارید احتمالا مشکل زیادی در ارتباطاتتان دارید. داشتن ارتباط با سایرین میتواند یکی از مهمترین مولفههای زندگی خوب باشد.
شاید شما هم در کنارتان افرادی را دیده باشید که به راحتی با سایرین ارتباط میگیرند و سریع دوست میشوند. در مقابل افرادی هم وجود دارند که به هیچ عنوان امکان نزدیک شدن به آنها وجود ندارد. ارتباطگیری موثر با افراد میتواند یکی از مولفههای زندگی خوب باشد اما برای این کار نیاز به آموزش دارید و این گونه نیست که در یک زمان حداقلی بتوانید این مهارت را به دست بیاورید.
۳ـ نقش رشد شخصی در زندگی خوب
رشد شخصی یکی دیگر از مولفههای زندگی خوب است و شادی مهمترین عنصر در بین این ۶ مورد باشند. معمولا افرادی که زندگی موفقی دارند به این موضوع اهمیت زیادی میدهند و برای آن برنامه ریزی هدفمندی دارند.
رشد شخصی میتواند موجب افزایش درآمد، بهبود روابط فردی و بسیاری موضوعات دیگر بشود. پس در نظر داشته باشید که برای رسیدن به رشد شخصی یک برنامهریزی مناسب و دقیق لازم است.
همه ما میدانیم که باید در امتحانات مدرسه و دانشگاه نمره مناسبی کسب کنیم، به صورت هدفمند کار کنیم و مطالعه روزانه داشته باشیم اما بهخاطر تنبلی، این موارد را فراموش میکنیم که موجب پیش آمدن مشکلات و عدم پیشرفت میشود.
۴ـ زندگی هدفمند
انسانهای موفق هدفمند زندگی میکنند به این معنی که میدانند در سال آینده قرار است به چه نقطهای برسند. هدفمند بودن زندگی شامل داشتن اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است. اهداف کوتاه مدت معمولا بین ۳ تا یک ساله هستند، اهداف میان مدت یک ساله تا ۳ ساله و اهداف بلند مدت اهدافی هستند که بیشتر از ۳ سال زمان میبرند.
البته باید در نظر داشته باشید که این بازه زمانی اهداف برای بعضی اهداف متفاوت است. برای مثال ممکن است یک دانشآموز زمانی که برای کنکور خود برنامه ریزی میکند یک سال زمان را به ۳ قسمت تقسیم کند و ۴ ماه اول هدف کوتاه مدت خود باشد، ۴ ماه دوم هدف میان مدت و ۴ ماه آخر هدف بلند مدت وی باشد. پس متناسب با هدف ممکن است زمان بعدی این اهداف تغییر کند.
۵ـ تسلط بر محیط
پنجمین عنصر داشتن یک زندگی خوب، تسلط کافی بر محیط پیرامون است. شاید از خود بپرسید که تسلط بر محیط چیست و چگونه میتوان بر محیط اطراف تسلط پیدا کرد؟ شاید در بین دوستان و آشنایانتان مشاهده کرده باشید که برخی از افراد، دائما از محیط کار، دوستانشان و… ناله میکنند و ناراضی هستند.
تسلط بر محیط دقیقا بر همین موضوع دلالت دارد. شما باید بتوانید محیط اطرافتان را دقیقا طبق خواستهای که دارید بسازید. اگر محیطی که در آن کار میکنید از نظر شما محیط مناسبی نیست باید سعی کنید محیط کارتان را تغییر دهید. البته ممکن است بگویید که کار نیست و یا موارد اینچنینی.
اگر به مورد ۳ یعنی رشد شخصی دقت کرده باشید، متوجه خواهید شد که رشد شخصی شخصی کمک میکند تا شما در همه زمینهها از جمله کار، به یک شخص قدرتمند تبدیل شوید و معمولا برای افراد توانمند همیشه کار هست.
۶ـ نقش خودمختاری در زندگی خوب
شما باید در زندگی روزمرهتان به یک سطح از بلوغ رسیده باشید که در تصمیمگیریها، انتخابها و… خودمختار باشید. بسیاری از افراد حتی در تصمیمگیریهای روزانه دچار مشکل هستند و دیگران برایشان انتخاب میکنند.
پس باید از توانایی انتخاب و تصمیمگیری مناسبی برخوردار باشید. البته بسیاری از افراد مشکلاتی در تصمیمگیری لحظهای دارند که این موضوع امری رایج و عادی است. پس باید سعی کنید مشکلات شخصیتیتان در این زمینه را برطرف کنید.
روانشناسان تمرینهایی برای تصمیمگیری درست و اصولی دارند که میتواند کمک زیادی به شما داشته باشد. یکی از ابزارهای مهم در این راستا تصمیم گیری چند معیاره می باشد که که بطور جداگانه به توضیح آن پرداخته ایم.
کلیترین مولفههای یک زندگی خوب در قسمت بالا توضیح داده شد اما ممکن است جزییاتی نیز وجود داشته باشد که باعث به وجود آمدن یک زندگی خوب شود.
در ادامه این مطلب جزییاتی از زندگی خوب را بررسی میکنیم که میتواند به شما کمک زیادی داشته باشد البته ممکن است تمامی مواردی که در ادامه بررسی میشود برای شما مفید نباشد یا به انجام آن علاقهای نداشته باشید. پس سعی کنید مواردی که با علاقه، شرایط و مکان جغرافیایی شما تضاد دارد را در نظر نگیرید.
۷- تاثیر رها کردن انتظارات در زندگی خوب
تا وقتی که در زندگیتان از دیگران انتظار دارید نمیتوانید طعم زندگی خوب را بچشید. علت این موضوع آن است که هیچ کس انتظارات شما را به صورت دائمی برطرف نمیکند پس ممکن است در هر زمانی شما از دست او ناراحت شوید.
حال اگر ارتباطات روزانهتان را در نظر بگیرید متوجه میشوید که انتظار داشتن از خانواده، اقوام، دوستان و همکاران تا چه حد میتواند شما را وابسته کند و به شما آسیب بزند. البته باید از خودتان انتظارات زیادی داشته باشید چرا که داشتن انتظارات شخصی، به پیشرفتتان کمک میکند. پس سعی کنید از هیچ کس، هیچ انتظاری نداشته باشید تا بتوانید زندگی خوب و شادی داشته باشید.
۸ـ توجه داشتن به خانواده
تحقیقات زیادی نشان داده است، افرادی که به خانواده اهمیت میدهند زندگی بهتری نسبت به سایرین دارند. این موضوع در بیشتر دانشگاههای جهان به اثبات رسیده است و علت آن نیز آرامش فکری انسان در کنار خانواده است.
انسان تا سنین جوانی بیشتر زمانش را در کنار خانواده صرف میکند اما بعد از آن به خاطر شرایط تحصیلی و کاری مجبور میشود تا به استقلال برسد اما بسیاری از افرادی که زندگی موفقی دارند حتی بعد از این دوران هم ارتباط با خانواده را حفظ میکنند و تعاملات اجتماعیشان را بهبود میبخشند. پس در نظر داشته باشید که یکی از رازهای زندگی خوب همراهی با خانواده است.
۹ـ دوری از ذهنهای منفی
نشست و برخواست با برخی افراد منفی باعث میشود شما هم برای ساعات یا روزهایی کسل به نظر بیایید. تعداد افرادی که منفی نگر هستند بسیار زیاد است و ممکن است در جمعهای خانوادگی ـ فامیلی، همکاران، همکلاسیها و… وجود داشته باشند.
شما به عنوان کسی که به دنبال زندگی خوب و سالم است باید سعی کنید این افراد را از زندگیتان حذف کنید. حذف این افراد کمک میکند زندگی جذابتر و شادتری داشته باشید. البته ممکن است حذف این گونه افراد به صورت یک دفعهای امکان پذیر نباشد پس بهتر است به خودتان زمان بدهید و آرام آرام این افراد را از زندگیتان حذف کنید.
اگر این مدل افراد در خانواده یا همکاران نزدیک شما هستند شاید حذف کامل آنها ساده نباشد. پس بهتر است سعی کنید نسبت به افکار و حرفهای این افراد بیتوجه باشید.
۱۰ـ تاثیر تعامل با افراد موفق در زندگی خوب
دارن هاردی نویسنده کتاب پرفروش اثر مرکب اعتقاد دارد که زندگی ۵ سال آینده شما میانگینی از سطح زندگی دوستان امروزتان است. البته منظور از دوستتان مجموعه از افرادی است که این روزها با آنها تعامل دارید.
تعامل با افراد موفق باعث میشود ذهن شما به صورت ناخودآگاه بلندپروازتر شود و به دنبال کسب موفقیت در کسب و کار برود. پس سعی کنید افرادی که با آنها تعامل دارید را به شکل دقیقی پایش کنید و اگر هر کدام از آنها را شخص موفق و مفیدی نمیبینید، از زندگیتان حذف کنید.
۱۱ـ به روز بودن
منظور از به روز بودن این نیست که هر روز طبق مد روز لباس بپوشید یا هر روز تلفن همراه و ماشینتان را به روز کنید، بلکه منظور این است که سعی کنید از تکنولوژیها و اخبار مهم صنعت مطلع باشید. یکی از مهمترین موضوعات در موفقیت یک کسب و کار این است که آن کسب و کار، اول باشند. برای مثال اسنپ اولین تاکسی اینترنتی ایران بود که امروز سهم بزرگی از این صنعت را در اختیار دارد و یکی از مهمترین علل آن اولین بودن آن است.
حتی اگر به سالهای قبل دقت کنیم متوجه میشویم که بسیاری از اولینها صاحب برندی قدرتمند شدهاند؛ پفک، تاید و بسیاری از نامهای دیگر یک محصول نیستند بلکه نام یک کارخانه تولیدی هستند که به خاطر اولین بودنشان مشهور شدهاند و حتی باگذشت چند ده سال هنوز هم بین مردم دهان به دهان میشوند و موجب تقویت آن برند میشوند.
۱۲ـ جسارت به موقع
فرض کنید در شروع یادگیری یک شغل هستید و در همان ماههای ابتدایی یک پروژه بزرگ و مهم به شما پیشنهاد میشود. شما در این وضعیت ۲ راه دارید، اول این که این پروژه را قبول کنید و یا این که بهخاطر کم بودن تجربه این کار را رد کنید.
جسارت به موقع عنوان میکند که در این موقعیت بهتر است شما این شغل را قبول کنید اما در حین انجام کار تلاش بیشتری داشته باشید و از تجربیات سایرین استفاده کنید تا به یک شخص حرفهای تبدیل شوید.
البته که ممکن است به خاطر تجربه کم در آن زمینه قسمتهایی از پروژه را خراب کنید اما اگر از یک شخص خبره در این حرفه کمک بگیرید میتوانید نواقص احتمالی علم و تجربهتان را پوشش دهید. همین پروژه میتواند نقطه عطفی برای شروع کار شما باشد، پس نترسید و با احتیاط و مشورت فرصتهای پیشرویتان را استفاده کنید.
۱۳ـ تاثیر ورزش و سلامت بدن در زندگی خوب
انسانهایی که به دنبال یک زندگی خوب هستند ورزش و تندرستی را یک موضوع مهم میدانند و به آن اهمیت میدهند. گرچه ورزش کردن باعث میشود که هر روز زمانی از شما گرفته شود اما در عوض دچار بیماریهای جسمی فراگیر این روزها نمیشود. بهترین زمان ورزش صبح زود است اما اگر صبح زود امکان ورزش کردن ندارید میتوانید به دلخواه خودتان قسمتی از روز را به ورزش کردن سپری کنید.
برای گرفتن نتیجه بهتر میتوانید از یک مربی استفاده کنید. کوهنوردی، شنا یا هر ورزش تخصصی دیگر میتواند نتیجه بسیار مطلوبی برای سلامت جسم شما داشته باشد. البته قبل از ورزش کردن بهتر است بررسی کنید که آیا این ورزش مناسب شما است یا خیر. برای مثال کسانی که زانوهای پرانتزی دارند نباید کوهنوردی داشته باشند.
۱۴ ـ سفر کردن
سفر کردن یکی از مولفههای زندگی خوب است. معمولا کسانی که سفر میکنند زندگی بهتر و شادتری دارند. البته سفر رفتن باید به گونهای باشد که به زندگی کاری یا شخصی شما آسیبی وارد نکند. بسیاری از افراد میگویند که وقت سفر ندارند در صورتی که حتی به صورت نیم روزی هم میتوانید سفر داشته باشید. سفر به نقاط نزدیک محل زندگیتان هم میتواند اثر مطلوبی داشته باشد و نیازی نیست که حتما برای یک یا دو هفته به سفر بروید.
۱۵ـ برنامه ریزی شخصی و خانوادگی
قطعا همه ما میدانیم که داشتن برنامه ریزی یک موضوع بسیار مفید برای رشد شخصی است اما آیا واقعا از برنامه ریزی استفاده میکنیم؟ این روزها شاید برنامه ریزی مانند سالهای قبل روز کاغذ نباشد اما هنوز هم بسیاری از افراد برای برنامه ریزی از دفترچههای کوچک استفاده میکنند و اعتقاد دارند که استفاده از کاغذ و قلم اثر بهتری برای برنامه ریزی دارد.
به هر حال در این قسمت خودتان باید تصمیم بگیرید که آیا برنامه ریزی با کاغذ قلم لذت بیشتری برای شما دارد یا استفاده از ابزارهای دیجیتال مانند اپلیکیشنهای برنامه ریزی یا تقویم گوگل بهتر است
برنامه ریزی به صورت روزانه یا هفتگی صورت بگیرد اما اگر شغل آزاد دارید و برنامه مشخصی ندارید بهتر است از برنامه ریزی روزانه استفاده کنید. همچنین در روزهای اول میتوانید از یک تا ده به خودتان نمره بدهید و در انتهای هر هفته این نمرهها را جمع کنید تا عملکرد هفتگی شما به دست بیاید.
۱۶ـ تاثیر مطالعه مستمر در زندگی خوب
اگر نگاهی به زندگی ثروتمند ترین افراد ایران داشته باشید مشاهده میکنید که بیشتر آنها مطالعه روزانه دارند. این مطالعه ممکن است به صورت روزانه از ۲ ساعت هم عبور کند. شما متناسب با نیازتان باید مطالعه روزانه داشته باشید و بهتر است یک سیر مطالعاتی نیز برای مطالعهتان داشته باشید.
مطالعه جسته و گسیخته میتواند شما را دلسرد کند چرا که فقط مطالعه هدفمند است که باعث میشود شما پیشرفت کنید و به نتایج درخشانی برسید. بهترین کار برای شروع مطالعه این است که در حوزه مورد فعالیتتان کتاب بخوانید، برای مثال اگر یک نویسنده هستید بهتر است سراغ کتابهایی با موضوع نویسندگی بروید و در سطح اینترنت به جمع آوری اطلاعات درباره این موضوع بپردازید.
این روزها روشهای مطالعه هم دستخوش تغییرات زیادی شده است و تکنولوژیهای زیادی برای یادگیری علوم به وجود آمده است. پادکستها، وبینارها، کتابهای صوتی، کتابهای دیجیتالی، نشریات آنلاین و بسیاری موارد دیگر از جمله مواردی هستند که میتوانند در یادگیری شما موثر باشند اما به هر حال کتاب کاغذی قدیمیترین روش مطالعه است و هنوز هم طرفداران بسیاری دارد.
۱۷ـ چهارچوب مشخص برای فضای مجازی
همه ما از فضای مجازی و تکنولوژی استفاده میکنیم و فضای مجازی بخش جداناپذیر زندگی ما شده است. اما میزان استفاده درست از تکنولوژی و فضای مجازی چقدر است و روزانه چه مدت زمان صرف این تکنولوژیها میکنیم؟
تحقیقات زیادی روی میزان استفاده از فضای مجازی شده است و اثرات ناشی از استفاده بیرویه از این فضاها نیز مشخص شده است. این تحقیقات نشان میدهد که استفاده بیشازحد از فضای مجازی و تلفن همراه مشکلات روحی زیادی دارد که مهمترین آنها افسردگی است.
البته مشکلات استفاده بی رویه از تکنولوژی فقط باعث بروز مشکلات جسمی نمیشود و تاثیرات منفی زیادی هم روی جسم و سلامت چشم دارد. برای کنترل این موضوع بهتر است یک بررسی جامع در مورد میزان استفاده از تلفن همراهتان داشته باشید که این موضوع به کمک برخی اپلیکیشنها امکانپذیر است.
حال میتوانید میزان استفاده از هر برنامه یا شبکه اجتماعی را به صورت روزانه و هفتگی مشاهده کنید سپس میزان ایدهآلتان از میزان استفاده هر برنامه را روی یک تکه کاغذ بنویسید و سپس سعی کنید میزان استفادهتان را کم کنید. البته اگر میزان استفادهتان زیاد است قطعا در یک روز یا یک هفته نمیتوانید آن را به میزان مناسب برسانید و لازم است به خودتان فرصت بدهید تا عادت کنید.
۱۸ـ زندگی در زمان حال
بسیاری از افراد غصه گذشته را میخورند و یا دغدغه آینده دارند. این افراد نمیتوانند زندگی خوب داشته باشند چرا که دائما نگران هستند و هیچ فرصتی برای تمرکز روی وضعیت فعلیشان ندارند. همه ما فقط در زمان حال توانایی زندگی داریم و نمیتوانیم گذشتهمان را عوض کنید. از طرفی قادر به پیشبینی آینده هم نیستیم پس باید یادبگیریم در زمان حال زندگی کنیم تا بتوانیم آینده را آن طور که میخواهیم بسازیم.
۱۹ـ توجه به علاقهها
توجه داشتن به علاقه یکی دیگر از کارهایی است که میتوانید برای داشتن زندگی خوب انجام دهید. کسانی که بهدنبال زندگی خوب هستند سعی میکنند دنبال علاقههای شخصی بروند.
داشتن علاقه به هر کاری کمک میکند که انگیزه مناسبی برای انجام آن داشته باشید. از طرفی علاقه نداشتن باعث میشود زمان انجام برخی کارها به شدت افزایش یابد.
بسیاری از افراد به شغلشان علاقهای ندارند و به همین خاطر است که فقط به دنبال آخر هفتهها و تعطیلات هستند. البته این طور نیست که تعطیلات و آخر هفته برای کسانی که عاشق کارشان هستند جذاب نباشد اما اگر شخصی را میبینید که فقط به دنبال فرار از کار است احتمالا نشاندهنده بیعلاقگی او است.
۲۰ـ تاثیر نظم کاری و شخصی در زندگی خوب
در زندگی روزانه و شخصیتان چقدر به نظم و مرتب بودن اهمیت میدهید؟!
البته منظور از نظم فقط مرتب بودن اتاق و رختخواب نیست و تمامی مکانهایی که قسمتی از روز را در آن سپری میکنید باید مرتب باشند. طبق تحقیقات مرتب بودن میزکار، اتاق، منزل و… کمک زیادی به افزایش تمرکز دارد و این موضوع میتواند باعث افزایش بهرهوری شما باشد. پس سعی کنید روزانه زمانی را برای مرتب کردن وسایل و محیطهای اطرافتان داشته باشید.
۲۱ـ پیدا کردن دوستان و همراهان خوب
همه ما علاقه داریم که در اطرافمان دوستهایی داشته باشیم و از وجود آنها لذت ببریم و استفاده کنیم. نقش دوستان خوب در زندگی خوب نقشی انکار نشدنی است.
در انتخاب دوستان باید دقت زیادی داشته باشید چرا که دوستان تاثیر زیادی بر شغل، تفکر و طرز زندگی شما دارند. پیدا کردن دوست خوب شاید در ابتدا کار سختی به نظر بیاید اما اگر در مورد مهاتهای دوستیابی کمی تحقیق کنید میتوانید خیلی زود دوستانی دلسوز و همراه پیدا کنید و از معاشرت با آنها لذت ببرید.
۲۲ـ نقش تغذیه سالم در یک زندگی خوب
شاید شما هم شنیدهاید که میگویند عقل سالم در بدن سالم. از طرفی همه ما میدانیم که تغذیه نقش انکارناپذیری در سلامت جسم انسان دارد. پس سعی کنید رژیم غذایی متعادلی داشته باشید و از خوراکیهای سالم استفاده کنید. خوردن فستوفودها و غذاهای آماده باعث میشود بدن شما در طول زمان دچار مشکلات زیادی شود و مشکلات سلامتی تاثیر مستقیمی بر کیفیت بازده کار شما دارد. لیست خوراکیهای مورد نیاز بدن را میتوانید از سطح اینترنت پیدا کنید و در رژیم روزانه و هفتگی خود قرار دهید.
۲۳ـ کنار گذاشتن عادتهای غلط
همه ما عادتهای غلط زیادی داریم که باعث میشوند مشکلات زیادی در دراز مدت ایجاد شوند. برای مثال فرض کنید که یک نفر به صورت مرتب مسواک نمیزند این شخص قطعا طی چند سال همه دندانهایش را از دست میدهد و جدای هزینههای سنگین دندانپزشکی که باید بپردازد، سلامتی خود را هم از دست داده است که این موضوع به هیچ عنوان قابل بازگشت نیست.
تمامی این مشکلات ایجاد شده بدین خاطر بود که این شخص یک عادت غلط در زندگی داشت و فکری برای رفع این عادت بد نکرد. البته این سادهترین مثالی بود که برای تاثیر عادتهای غلط میتوان زد. برخی از عادتها میتواند موجب از دست رفتن کل سلامت یک شخص بشود.
برای مثال کشیدن سیگار از جمله عادتهای غلطی است که میتواند منجر به مرگ شود. پس سعی کنید عادتهای غلط زندگیتان را روی یک کاغذ بنویسید و سعی کنید آرام آرام، آنها را کنار بگذارید. اگر این کار را کردید و بعد از طی زمانی خاص موفق به ترک یک یا چند کدام از عادتهایتان نشدید میتوانید به یک روانشناس مراجعه کنید و به کمک او این کار را انجام دهید.
۲۴ـ نقش رعایت بهداشت در زندگی خوب
رعایت بهداشت را شاید از دوران کودکی و دبستان به یاد داشته باشیم، زمانی که در مدرسه مربی بهداشت داشتیم و به طور هفتگی بلندی ناخنها و موهای سرمان را کنترل میکرد. اما شاید جالب باشد که بدانید رعایت بهداشت یکی از اصول رسیدن به زندگی خوب است چرا که به شکل مستقیم روی سلامت جسم اثر دارد.
اگر بهداشت فردی را به صورت درست رعایت نکنید دیر یا زود دچار مشکلات جسمی میشوید و باعث میشود از داشتن زندگی خوب محروم شوید. پس بهداشت و رعایت آن را جدی بگیرید.
انواع مهارت زندگی خوب وجود دارد که با بکارگیری آنها میتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. تا به اینجا ۲۴ مورد از این مهارتها را با شما در میان گذاشتیم. اما مهارتهای دیگری نیز وجود دارند که میتوان برای داشتن یک زندگی بهتر، از آنها بهره گرفت.
در ادامه، ۱۲ مهارت دیگر را نیز بررسی میکنیم که جزو ضروریات زندگی هستند و تقویت آنها سبب میشود، بیشتر از زندگی خود لذت ببریم. اگر باز هم به دنبال مهارتهای دیگری برای زندگی خوبتان هستید و میخواهید از نهایت ظرفیتتان برای بهتر شدن استفاده کنید، پس در ادامه نیز با ما همراه باشید.
۱۱ مهارت تکمیلی برای داشتن زندگی خوب
علاوه بر مهارتهایی که تا به اینجا معرفی کردیم، مهارتهای زیر را نیز در خود تقویت کنید و سپس مطمئن باشید که حقیقتاً زندگی بهتری خواهید داشت:
ایمان داشتن در هر شرایطی
تمام وقتهایی که دچار اضطراب یا نگرانی میشویم، ایمان خود را از دست دادهایم. به همین خاطر تقویت ایمان، یکی از اصلیترین و بهترین مهارتهایی است که میتواند تأثیر مثبتی روی کلیت زندگی ما داشته باشد. وقتی بدانیم پروردگاری برتر، همیشه و در هر حال حواسش به ماست و این مهم را از یاد نبریم، هیچ مشکلی نمیتواند ما را بیشتر از چند لحظه کوتاه، غمگین یا ناراحت کند.
تقویت اعتماد به نفس
بزرگترین چیزی که جامعه جهانی از آن رنج میبرد، کمبود اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس یعنی اینکه هم خودمان را ارزشمند بدانیم و هم به تمام کائنات احترام بگذاریم.
سرمایهگذاری
شاید تصور کنید که سرمایهگذاری تنها برای افراد ثروتمند است. اما اینگونه نیست، شما میتوانید از حداقل درآمدی که دارید، برای سرمایهگذاری استفاده کنید.
سرمایهگذاری هرچقدر هم که کوچک باشد، یک مهارت زندگی خوب است و میتواند در آینده، ثروت را نیز برای شما ایجاد کند. بنابراین ضروری است که مهارت زندگی خوب سرمایهگذاری کردن را یاد بگیرید و از آن غافل نشوید. بسترهای خوبی برای سرمایهگذاری با مبالغ کم وجود دارد که با تحقیق و بررسی میتوانید آنها را بیابید (مانند بازار بورس و کریپتو که با ۱۰۰ الی ۵۰۰ هزار تومان هم میتوان در آنها سرمایهگذاری کرد)!
لبخند زدن
یکی دیگر از انواع مهارت زندگی خوب که اکثراً از آن غافل میشویم، لبخند زدن است. این لبخند میتواند خوشحالی، سرزندگی، سلامتی و جوانی را به همراه داشته باشد. وقتی از شما میخواهیم که لبخند بزنید، منظورمان این نیست که هرگز ناراحت نشوید، ناراحت شدن هم یک امر طبیعی برای انسان است، اما همگی ما میتوانیم در طول روز، بسیار بیشتر از قبل لبخند بزنیم و از اثرات مثبت این مهارت زندگی خوب، بهرهمند شویم.
خلاقیت
همهی ما دارای قدرت خلاقیت و انجام کارهای تازه هستیم، اما بسیار کم این خلاقیت را بروز داده یا شکوفا میکنیم. برای داشتن یک مهارت زندگی خوب، بهتر است گهگاهی خلاقیت به خرج دهید، حتی در کارهای روزمره. مثلاً غذا را به شیوه دیگری تزئین کنید، دکوراسیون منزلتان را عوض کنید، لباسهای متفاوت بپوشید، سرگرمیهای متفاوتی را برای روزهای تعطیل خود در نظر بگیرید و …..
عادتهای غذایی صحیح
اضافه وزن از مشکلاتی است که بیشتر انسانها با آن درگیر هستند. وقتی چاق هستیم، به انواع ورزشها، رژیمهای لاغری و حتی داروهای لاغری متوصل میشویم تا کمی وزن کم کنیم. اما اگر عادتهای غذایی صحیحی در زندگیمان داشته باشیم، دیگر نیازی به استفاده از این روشها نیست؛ چراکه با عادتهای غذایی صحیح، اصلاً چاق نمیشویم.
پس با خودتان فکر کنید و ببینید مهارت زندگی خوب، چه عادتهای غذایی را شامل میشود. برای مثال، میتوان عادتهای «دست کشیدن از خوردن قبل از سیر شدن»، «تنها یکبار بشقاب را پر کردن»، «حذف آب از سفره»، «حذف نمک از سفره»، «آشپزی با روغن کم»، «استفاده زیادی از سبزیجات و سالاد»، «وعدههای بیشتر و خوراکیهای کمتر» و ….. را نام برد.
شما نیز میتوانید بسته به شرایط خود، عادتهای غذایی دیگری را در زندگیتان نهادینه کنید تا در کنار تغذیه سالم که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، عادتهای خوبی هم برای تغذیه داشته باشید.
فاصله گرفتن از تلویزیون
هدر دادن وقت باارزش خود در برابر سریالها و اخبار تلویزیونی، قطعاً نمیتواند یک مهارت زندگی خوب باشد. این زمان را میتوان صرف کارهای ارزشمندتری مانند تقویت سایر انواع مهارت زندگی خوب خود کنیم.
گشت زدنهای بیهدف در میان صفحات بی انتهای شبکههای اجتماعی نیز نمیتواند ثمره مناسبی برای ما داشته باشد، مگر اینکه هدفمند باشد (مانند وقتی که یک کسب و کار آنلاین داریم). پس سعی کنید استفاده از تلویزیون و شبکههای اجتماعی را طوری مدیریت کنید که تأثیر مخربی بر زندگیتان نداشته باشد و شما را از انجام فعالیتهای مهمتر بازندارد.
یادگیری مهارتهای جدید
یکی از اصلیترین مواردی که میتواند اعتماد به نفس ما را بشدت تقویت کرده و انرژی بالایی به ما ببخشد، یادگیری مهارتهای تازه است. شما باید بسته به استعدادها، علاقهمندیها، امکانات و دیگر شرایط زندگیتان، مهارتهای تازهای را انتخاب کرده و بیاموزید.
این مهارتها میتوانند خیاطی، گلدوزی، نمدبافی، طراحی دکوراسیون، کار با رزین، موسیقی، نقاشی، بازاریابی، تایپ ده انگشتی، تدوین، پرورش گیاهان خانگی، آشپزی، شیرینیپزی، تزئینات، حرکات ورزشی خاص یا ….. باشد.
اهمیت به تفریح و سرگرمی
رباتها بدون خستگی، تمام عمر آهنیشان به انجام یک کار تکراری اختصاص دارد. بیخردی بزرگی است که ما انسانهای صاحب کرامت و اختیار نیز دقیقاً مانند رباتها و ماشینها، بدون هیچ وقفه، استراحت، تفریح یا گردشی به فعالیت مستمر بپردازیم.
اگر توانسته باشیم عزتنفس خود را به شیوه صحیحی تقویت کنیم، عمل کردن به این مهارت زندگی خوب نیز برایمان راحتتر خواهد بود. چون کسی که قدر خود و دیگران را میداند، نمیتواند نسبت به تفریح و سرگرمی و رفاه خود و دیگران بیتوجه باشد.
پس باید ضمن انجام دادن فعالیتهای ضروری زندگی، وقتهایی را صرفاً برای تفریح، گردش و پرداختن به سایر سرگرمیهای سالم اختصاص دهیم.
تصمیمگیری
زندگی سراسر از تصمیمگیریهای کوچک و بزرگ است. پس تصمیمگیری هم یکی از اصلیترین انواع مهارت زندگی خوب است که باید مورد توجه قرار بگیرد. وقتی یاد بگیرید در هر شرایطی، تمام فاکتورها و معیارها را مورد سنجش قرار داده و در نهایت تصمیم درستی بگیرید، این تصمیمهای درست، کیفیت زندگی شما را بالا خواهند برد. پس باید شیوه تصمیمگیری صحیح را فراگرفته و از آن استفاده کنید.
تقویت مهارتهای بین فردی
تحقیقات چندین ساله محققین در زمینه شادکامی، نشان میدهد که اصلیترین عامل رضایت و خوشبختی انسانها در روابط خوب آنها نهفته است. بنابراین اگر میخواهید مهارت زندگی خوب دیگری را فراگرفته و خوشبختی واقعی را تجربه کنید، لازم است تا بیشتر از پیش به نزدیکان خود اهمیت بدهید. بیشتر از پیش به بستگان نزدیکتان محبت کرده و با آنها معاشرت کنید.
داشتن دوستان زیاد، خوب است، اما قبل از اینکه هر رابطه دوستی تازهای را آغاز کنید، از داشتن رابطه خود با نزدیکان و دوستان فعالی خود مطمئن شوید. تقویت مهارتهای بین فردی میتواند در پیدا کردن دوستان جدید و ایجاد رابطه مثبت با سایرین که در قسمت قبل بررسی کردیم نیز تأثیر داشته و مکمل آنها برای داشتن روابط خوب در زندگی باشد.
سخن پایانی
مهارت های زندگی مناسب، حقیقتاً کیفیت زندگی ما را بالاتر خواهند برد. شاید تصور کنید که دست یافتن به آرامش و خوشبختی کار سختی است، اما اصلاً اینطور نیست. در واقع شما با برقراری ارتباط خوب با نزدیکان، تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس، تصمیمگیری صحیح، سفر کردن، اهمیت به تفریح، یادگیری مهارتهای تازه، ایمان داشتن در هر حال، برنامهریزی شخصی، تغذیه سالم و ….، خوشبختی حقیقی را تجربه خواهید کرد. در واقع، تمام زمانی که صرف کارهای بیهوده میشود را میتوان به تقویت این موارد اختصاص داد.
در حقیقت داشتن زندگی خوب به عوامل زیادی بستگی دارد که در این مطلب آنها را بررسی کردیم. همانطور که مشاهده کردید رعایت مجموعهای از کارها باعث میشود به یک زندگی خوب برسید و این گونه نیست که صرفا با تحصیلات مناسب یا با داشتن پول، طعم یک زندگی ایدهآل را بچشید.
از طرف دیگر باید دقت داشته باشید که رسیدن به زندگی ایدهآل و خوب پروسهای زمانبر است و شاید تا چند سال طول بکشد. البته اگر راهکارها و موارد گفته شده در قسمتهای بالا را رعایت کنید میتوانید مطمئن باشید که خیلی زود به زندگی ایدهآلتان میرسید اما به هر حال این مسیر سختیهایی نیز دارد و باید این سختیها را بپذیرید.
برخی از سوالات متداول
۶ ویژگی یک زندگی خوب کدامند؟
۱. پذیرش خود ۲. داشتن رابطه مثبت با سایرین ۳. رشد شخصی ۴. زندگی هدفمند ۵. تسلط بر خود ۶. خودمختاری
تاثیر تعامل با افراد موفق در داشتن یک زندگی خوب چگونه است؟
دارن هاردی نویسنده کتاب پرفروش اثر مرکب اعتقاد دارد که زندگی ۵ سال آینده شما میانگینی از سطح زندگی دوستان امروزتان است. البته منظور از دوستتان مجموعه از افرادی است که این روزها با آنها تعامل دارید. تعامل با افراد موفق باعث میشود ذهن شما به صورت ناخودآگاه بلندپروازتر شود و به دنبال کسب موفقیت برود.
تاثیر ورزش و سلامت بدن در داشتن یک زندگی خوب به چه صورت است؟
انسانهایی که به دنبال یک زندگی خوب هستند ورزش و تندرستی را یک موضوع مهم میدانند و به آن اهمیت میدهند. گرچه ورزش کردن باعث میشود که هر روز زمانی از شما گرفته شود اما در عوض دچار بیماریهای جسمی فراگیر این روزها نمیشود
آموزش فن بیان ، تکنیک های بداهه گویی ، تقویت مهارت کلامی و فن بیان
فن بیان و بداهه گویی یکی از مهمترین موضوعات در بحث توسعه فردی است. اگر شما فن بیان خوبی داشته باشید میتوانید خیلی راحت خواستهها و مشکلات خود را بیان کنید. مهارت کلامی جزییات زیادی دارند و یادگیری آنها در یک زمان محدود امکان پذیر نیست اما با تمرین بداهه گویی مکرر میتوانید به مهارتهای فن کلام و مهارتهای کلامی مسلط شوید.
اگر برای شما هم سؤال شده است که مهارت کلامی چیست باید در جواب گفت مهارتهای کلامی جز موضوعاتی است که در مدرسه به ما آموزش داده نمیشود و به همین خاطر است که بیشتر افراد در این موضوع ضعفهای بسیاری دارند. ضعفهای مربوط به مهارتهای کلامی به قدری میتواند برای شما مشکل درست کند که حتی فکر آن را هم نمیکنید.
مدیران و متخصصان زیادی وجود دارند که برای برگزاری جلسات و سخنرانی در همایشها ترس زیادی دارند، ترس آنها از میزان علم آنها در تخصص مربوطه نیست بلکه ترس از نداشتن مهارتهای کلامی است. حتی در بسیاری از وقتها این اشخاص به جلسات کاری مهم نمیروند و یک نماینده از خودشان میفرستند.
اکنون که به خوبی می دانید مهارت کلامی چیست باید گفت تمامی مشکلات ذکر شده گوشهای از نداشتن مهارتهای کلامی است. از طرف دیگر وجود مهارتهای کلامی میتواند شخص را به یک شخص قدرتمند در مذاکره تبدیل کند. البته مهارتهای کلامی در طول زمان تثبیت میشوند و این گونه نیست که شما در یک زمان مشخص به یک شخص حرفهای در مذاکره تبدیل شوید.
بداهه گویی چیست؟
حالا شاید برای شما سؤال پیش بیاید که بداهه گویی چیست و دقیقاً چه مفهومی دارد؟ برای پاسخ به این سؤال باید گفت که بداهه گویی حرفهای به روشی اطلاق میشود که فرد بتواند در کمترین زمان، بهترین جواب را ارائه دهد. بسیاری از مردم اعتقاد دارند که این روش، بیشتر از اینکه یک فن باشد، یک هنر محسوب میشود که تأثیر بسیار زیادی بر زندگی حرفهای افراد دارد. ازاینرو، باید یاد بگیریم که چگونه بداهه گویی کنیم تا بتوانیم در حرفه و کسبوکار خود موفق شویم.
احتمالاً بارها مشاهده کردهاید که در موفقیتی قرار گرفتهاید که توانایی صحبت کردن به نحو درست را نداشتهاید. ممکن است کلمات را فراموش کرده باشید، یا از شما سؤالی شده که پاسخ دقیق آن را نمیدانید. حتی این احتمال وجود دارد که از شما درباره موضوع خاصی اطلاعات خواسته باشند و شما آمادگی لازم برای پاسخگویی را نداشته باشید. در ادامه، تیم تحقیقاتی دکتر ویز برای شما توضیح میدهد که چگونه میتوانید بداهه گویی حرفهای داشته باشید.
بسیاری از افراد گمان میکنند که بداههگویی به این معنی است که فرد همواره درباره همه چیز آمادگی قبلی داشته باشد، درصورتیکه این تصور کاملاً اشتباه بوده است. فردی که در حوزه کاری خود حرفهای بوده و تسلط کافی داشته باشد، میتواند تشخیص دهد که افراد قصد پرسیدن چه مدل سؤالاتی از وی دارند. بدین ترتیب، باید اطلاعات پیشزمینهای کافی در حوزه تخصص خود داشته باشد و مدام در حال کسب اطلاعات بیشتر باشد و بهتر است باید ذهن خود را برای هرگونه سؤالاتی آماده کند.
هوش کلامی
قطعاً برای شما هم پیش آمده است که در یک گفتوگو، واژهای اشتباه به کار بردهاید و آن واژه باعث ایجاد ناراحتی و دلخوری شده است. این موضوع فقط در گفتوگوهای روزانه صادق نیست و این روزها در چت شبکههای اجتماعی و حتی ایمیلها هم دیده میشود.
شما باید در نظر داشته باشید که هوش کلامی تمامی ارتباطات شما را شامل میشود و اگر مشکلی در آن وجود داشته باشد فقط در موقع صحبت کردن به مشکل نمیخورید بلکه در زمانهای چت کردن در شبکههای اجتماعی و دیگر ارتباطات نیز دچار مشکل میشوید.
این روزها دورههای زیادی در موسسات برگزار میشود که برخی از این دورهها واقعا مفید هستند و برخی دیگر نیز سود چندانی ندارد. ملاک تشخیص این دورهها استاد و برگزارکننده این دورهها است. دورههای مفید ممکن است هر چند ماه یک بار برگزار شوند اما اثری فوقالعاده دارند و قطعا شما را به یک نتیجه خوب میرسانند.
جادوی بینظیر بداهه گویی
همانطور که تاکنون متوجه شدید، بداهه گویی حرفه ای از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و بیشترین تأثیر را در موفقیت شما میگذارد. احتمالاً در موقعیتی قرار گرفته باشید که دیگران از شما انتقادات شدید و نابجایی کردهاند اما شما توانایی پاسخ دادن به آنها را نداشتهاید. در این شرایط، موجب شده است تا حق شما ضایع شود و به آنچه که لایق آن بودهاید، نرسید؛ در اینجاست که اهمیت بداههگویی و هوش کلامی نمایان میشود.
کاربردهای فن بیان در زندگی روزمره و کسب و کار
شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که یادگیری مهارتهای فن بیان چه تاثیری در عملکرد روزانه ما دارد و آیا اساساً به زندگی شخصی و کاری ما نفعی میرساند یا خیر؟ بعد از برگزاری این دورههای فن بیان بیشتر شرکتکنندگان اعتقاد داشتند که روابط شخصی، دوستانه و شغلیشان بهبود فراوانی داشته است و مشکلات صحبت کردنشان رفع شده است.
البته صرفاً شرکت در دورههای فن بیان نمیتواند راه مناسبی برای موفقیت در این زمینه باشد بلکه تمرین بداهه گویی و پشتکار شما است که میتواند تضمینکننده موفقیت در فن بیان شما باشد. در ادامه این مطلب مهمترین راهکارهای بهبود فن بیان و مهارتهای کلامی را بررسی میکنیم و توضیحات کاملی در مورد هر قسمت میدهیم.
چرا باید به مهارت کلامی توجه ویژهای داشت؟
یادگیری مهارت کلامی نقش بسیاری مهمی در روابط روزمره ما دارد و همه ما میدانیم که قسمت اعظمی از زندگی ما را همین روابط روزمره تشکیل میدهد. در کشورهای خارجی و تراز اولی مانند سوئد، نروژ، آمریکا، آلمان و … توجه ویژهای به مهارتهای کلامی شده است به طوری که در تمامی مدارس و دانشگاه این درس به عنوان یک عنوان آکادمیک تدریس میشود.
از حدود قرن ۱۹ میلادی در اروپا و آمریکا به مهارت کلامی توجه ویژهای شد و به همین خاطر است که اروپا و آمریکا سخنرانهای بینظیری دارد. البته سخنران شدن تنها کاربرد این مهارتهای کلامی نیست و مهمترین علت یادگیری این مهارت بهبود روابط در زندگی شخصی و کاری است. در بیشتر مراجع روانشناسی سه دلیل عمده برای آشنایی هر شخص با مهارتهای کلامی و فن بیان عنوان شده است.
در ادامه این ۳ عنوان را بررسی میکنیم:
همه در طول زندگی در شرایطی قرار میگیریم که باید در یک جمع صحبت کنیم یا از عقایدمون دفاع کنیم. برخی اوقات هم باید شخصی را راضی کنیم درست مانند زمانی که قرار است یک معامله صورت دهیم
کارمندان و کارکنان در هر جایگاهی که در یک شرکت هستند باید بتوانند مهارتهای ارتباطی با مشتریان و سایر افراد برقرار کنند.
قدرت متقاعدکردن میتواند دست آوردهای زیادی برای شما در زندگی شخصی و کاری شما خواهد داشت.
در ادامه به سراغ معرفی راهکارهای مهم و اثرگذار در فن بیان و مهارتهای کلامی در بداهه گویی میرویم:
۱ـ شمرده شمرده صحبت کنید
یکی از راههای افزایش مهارت کلامی شمرده شمرده و شیوا صحبت کردن است. بسیاری از مشکلات کلامی بدین خاطر است که شمرده صحبت نمیکنید. اگر حتی هیچ کاری هم نکنید اما شمرده صحبت کنید به طور خودکار نیمی از مشکلات صحبت شما برطرف میشود. شونده باید بتواند تمامی کلمات و عبارات شما را به طور واضح بشنود و هیچ مشکلی برای درک صحبتهای شما نداشته باشد.
از طرف دیگر باید سعی کنید تا حد ممکن از به کار بردن کلمات سخت و دشوار پرهیز کنید. استفاده از کلمات آسان یکی از بهترین راهها برای جذب مخاطب است. بسیاری از افراد این گونه تصور میکنند که اگر در صحبتهایشان از کلمات سخت و یا خارجی استفاده کنند مخاطب لذت میبرد در صورتی که تجربه نشان داده است مخاطب با کلمات سخت و غیرفارسی نه تنها لذتی نمیبرد بلکه دچار سردرگمی میشود.
پس حتی اگر مخاطبتان شخص سطح بالایی است سعی کنید از کلمات و جملات ساده و عامیانه استفاده کنید. نگاهی به برترین سخنرانهای داخلی و خارجی بیاندازید، تمامی این اشخاص از عباراتی آسان و عامیانه استفاده میکنند و همین موضوع نقش مهمی در جذب مخاطب دارد.
۲ـ نقش اعتماد به نفس در فن بیان برتر
اگر به راحتی در جمعهای خانوادگی صحبت میکنید و هیچ ترس و واهمهای از صحبت کردن ندارید از اعتماد به نفس مناسبی برخوردار هستید اما این دلیل نمیشود که شما یک سخنران خوب هستید. مخاطب در شروع صحبتهای شما به چیزهای زیادی دقت میکند و یکی از این موارد همین اعتماد به نفس است، اگر اعتماد به نفس شما در سطح خوبی قرار داشته باشد مخاطب به سراغ پارامترهای دیگری میرود و اما اگر اعتماد به نفس شما در سطح مناسبی قرار نداشته باشد مخاطب به حرفهای شما توجهی نمیکند حتی اگر واقعا حرفهای جدید و مفیدی برای گفتن داشته باشید.
پس به این نتیجه رسیدیم که وجود اعتماد به نفس در فن بیان ضروری است اما کافی نیست. حالا ممکن است که اعتماد به نفس شما پایین باشید و به دنبال راهکار برای تقویت آن باشید. گفتاردرمانی، جلسات مشاوره و بسیاری راههای دیگر وجود دارد که میتواند اعتماد به نفس شما را تقویت کند اما یکی از بهترین و در عین حال آسانترین کارها صحبت کردن در برابر آینه یا دوربین تلفن همراهتان است.
اگر بتوانید در طول روز زمانی را به این کار اختصاص دهید میتوانید در بازه زمانی کوتاهی اعتماد به نفستان را تقویت کنید. البته ممکن است برخی افراد به دلیل مشکلات روحی حتی در برابر آینه هم قادر به صحبت کردن نباشند که در این صورت بهتر است به یک روانشناس مراجعه کنید تا به کمک جلسات روانکاوی این مشکل حل شود.
۳ـ از حرفی که میزنید مطمئن باشید و خودتان عملکننده به آن باشید
یکی از راههای افزایش مهارت کلامی برای بداهه گویی، داشتن صداقت و راستی در صحبتهایتان هست زیرا مخاطب باهوش است و دقیقاً متوجه حالات رفتارهای شما میشود، اگر مشخص شود که به حرفی که میزنید پایبند نیستید اعتماد مخاطب از بین میرود. این موضوع وقتی دردسرساز میشود که اعتماد جمع زیادی از مخاطبان و کاربران شما از بین برود. صداقت گفتاری فقط در گفتار محاورهای نیست و اگر صاحب یک کسب و کار هستید باید نسبت به مطالب وبسایت و دیگر کانالهای ارتباطیتان هم حساس و پیگیر باشید.
پس بهتر است صداقت را در تمامی کارهای روزانهتان رعایت کنید تا درگیر مشکلات و تبعات آن نشوید. زمانی که با صداقت از یک موضوعی صحبت میکنید حرف و گفتار شما تأثیر بیشتری روی مخاطبان دارد. اشتیاق انسان در هنگام صحبت از یک موضوع نشاندهنده صادق بودن یا نبودن گفته او است. این موضوع گرچه به صورت صد در صد قابل تشخیص نیست اما در بیشتر موارد این گونه است. پس سعی کنید همیشه با صداقت صحبت کنید تا مخاطبان اعتمادشان به شما را از دست ندهند.
۴ـ از خودتان زیاد تعریف نکنید
بسیاری از افراد در هنگام صحبتهایشان به دفعات زیادی از خودشان تعریف میکنند که در نظر مخاطب اصلاً کار خوشایندی به حساب نمیآید. اگر به هر دلیلی در صحبتهایتان فروتنی را رعایت نمیکنید باید بدانید که شنوندهها علاقه زیادی به صحبتهای شما ندارند و اساساً دلیلی برای توجه کردن به حرفهایتان ندارند.
یکی از راههای افزایش مهارت کلامی و یادگرفتن مهارتهای بداهه گویی این است که سخنرانی افراد مشهور را مشاهده کنید. فیلم سخنرانی بسیاری از افراد بزرگ مانند استیو جابز و بیل گیتس در فضای وب موجود است و میتوانید از الگوی سخنرانی آنها استفاده کنید و کمک بگیرید.
در نظر داشته باشید که مخاطب به دنبال تعریف کردن شما از خودتان نیست و بیشتر آدمها از این کار متنفر هستند. تواضع و فروتنی شما میتواند نظر مخاطبان زیادی را جلب کند. همچنین نقل قول از بزرگان هم در بین صحبتهایتان میتواند نتیجه بسیار خوبی داشته باشد.
برای مثال شما در بین صحبتهایتان میتوانید از نظرات صاحب سبکان حوزه مورد بحثتان وام بگیرید. پس بهتر است صحبتهایتان را به دو قسمت تبدیل کنید و در بخشی نظرات و صحبتهای خودتان را مطرح کنید و بین صبحتها هم از افراد دیگر و صاحب نظران دیگر وام بگیرید.
۵ـ تن صدایتان را بیش از حد بالا نبرید
بسیاری از افراد صدای خود را تا حد ممکن بالا میبرند و این موضوع در نظر مخاطب موضوع چندان جالبی نیست. از طرف دیگر بالا بردن صدا، لرزش زیادی را برای صدا شما به وجود میآورد و باعث بروز مشکلاتی در بیان شما میشود. مهارتهای فن بیان و بداهه گویی برخی اوقات به قدری ساده هستند که حتی تصور آن را هم ندارید.
اکنون که به خوبی می دانید مهارت کلامی چیست، پس بهتر است تمامی راههای افزایش مهارت کلامی و نکات موجود در این مطلب را روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید و قبل از سخنرانی آنها را تمرین کنید. تمرین کردن همین نکات ساده باعث میشود به مرور زمان مهارتهای فن بیان برتر در شما نهادینه شود.
یکی دیگر از کارهایی که میتوانید برای بهتر صحبت کردن استفاده کنید، نوشیدن آب در هنگام خشکی گلو است، بهترین کار این است که شما قبل از سخنرانی آب بنوشید و یک لیوان آب هم در حین سخنرانی داشته باشید تا بتوانید در صورت نیاز از آن استفاده کنید.
۶ـ دقت به نحوه نشستن، ایستادن و زبان بدن
درست ایستادن و دقت داشتن به نحوه نشستن میتواند یکی از بهترین کارهایی باشد که پرستیژ سخنرانی شما را حفظ میکند. زمانی که شما صحبت میکنید دیگران در کنار صدایی که از شما میشوند، شما را هم مشاهده میکنند و اگر نتوانید به درستی استایل بدنتان را حفظ کنید، مخاطب احساس خوبی نخواهد داشت.
زبان بدن نیز یکی از مهمترین موضوعاتی است که باید به آن توجه کنید. زبان بدن در جلب نظر مخاطب اهمیت ویژهای دارد و شما باید بتوانید با زبان بدن درست و اصولی، نظر مخاطب را جلب کنید. نگاه درست به همه شنوندگان و استفاده درست از دستها و حرکات صورت کمک میکند تا صحبتهای تأثیرگذارتری برای مخاطب داشته باشید.
شاید از خود بپرسید درست نشستن چگونه باعث جلب نظر مخاطب میشود که در پاسخ به این سؤال باید بدانید که داشتن یک استایل درست نه تنها نظر مخاطب را جلب میکند بلکه تأثیر زیادی هم روی نحوه نفسگیری شما دارد. اگر شما به درستی ننشینید برای نفسگیری دچار مشکلاتی میشوید و دائماً نفس کم میآورید. قوز کردن یکی از مصداقهایی است که میتوان برای این موضوع داشت.
در هنگام نشستن زاویه کمر و پاها باید به صورت ۹۰ درجه باشد. البته اگر دفعات اولی است که در یک جمع صحبت میکنید باید در نظر داشته باشید که ممکن است دچار مشکلاتی در هنگام نفسگیری شوید و این موضوع با تمرین درست میشود.
طبق تجربه یکی از بهترین کارهایی که میتوانید برای نفسگیری داشته باشید خواندن یک متن از یک کتاب یا روزنامه با صدای بلند است. در صورت امکان میتوانید صدای خود را ضبط کنید تا بتوانید اشکالات خود را یادداشت کنید و در تمرینهای بعدی آنها را رفع کنید.
۷ـ صداهای زیر و بم، پاشنه آشیل بسیاری از سخنرانها
تولید صداهای زیر و بم نادرست، ناشی از استرس و عدم اعتماد به نفس کافی است بدین معنی که اگر شما اعتماد به نفس نداشته باشید قطعاً باید منتظر صداهایی با شیب زیاد یا کم در سخنرانیتان باشید. بسیاری از وقتها شما در یک همایش و یا سخنرانی نشستهاید و حتی حواستان هم نیست اما به ناگهان متوجه خروج صدایی بسیار بلند و ناهنجار از شخص گوینده میشوید.
ناتوانی از کنترل صداهای زیر و بم یکی از مهمترین مشکلاتی است که اشخاص بی تجربه دارند. بهتر است برای کنترل صداهای زیر و بمتان تمرین کتابخوانی و روزنامهخوانی داشته باشید اما تجربه صحبت در جمع هم یکی از مهمترین تمرینها برای کنترل صداهای زیر و بم است.
۸ـ آماده بودن
حتی اگر یک سخنران حرفهای باشید اما قبل از سخنرانی تمرین نکنید ممکن است به مشکل بخورید. مشکلات ناشی از عدم آمادگی در سخنرانی میتواند دردسرهای زیادی برای شما به وجود بیاورد. بهتر است قبل از سخنرانی یک برگه آماده کنید و تمامی نکات و موضوعاتی که میخواهید از آن صحبت کنید را یادداشت کنید تا بتوانید بدون استرس و نگرانی صحبت کنید. بهتر است تمامی مثالها و نقل قولها را هم یادداشت کنید. یادداشت این موضوعات کمک میکند تا نگرانی کمتری بابت صحبتهایتان داشته باشید.
۹ـ ارائه منابع و مستندات در سخنرانی
بسیاری از وقتها در بین صحبتها یک یا چند نقل قول مطرح میکنید که شونده از آنها لذت میبرد اما بهتر است منابع صحبتهایتان را هم مطرح کنید. مطرح کردن منبع صحبتها کمک میکند شنونده با اعتماد بیشتری به حرفها و صحبتهای شما توجه کند. البته ممکن است برخی از سخنرانیها به گونهای باشد که نیاز به ارائه مستندات زیادی داشته باشد.
در این صورت بهتر است یک فایل پیدیاف آماده کنید و منابعتان را در آن ذکر کنید. ذکر منابع میتواند ارزش و اعتبار صحبتهای شما را تا چندین برابر افزایش دهد. البته نیازی نیست که برای بدیهیات یا نقلقولهای ساده منبع ذکر کنید. پس ارائه منابع و مستندات هم میتواند یکی از مهارتهای مهم در فن بیان و بداهه گویی باشد.
۱۰ـ بداهه گویی را تمرین کنید
در قسمتهای قبل گفته شد که هیچ سخنرانی بداهه و بدون تمرینی نداشته باشید اما ممکن است به هر دلیل در شرایطی قرار بگیرید که مجبور به سخنرانی بداهه شوید.آموختن مهارتهای سخنرانی بداهه گویی میتواند باعث درخشش شما در جمع یا کنفرانسها شود. تمرین بداهه گویی یکی از مهمترین موضوعاتی است که برای تقویت فن بیان میتوانید صورت دهید.
برای تمرین بداهه گویی یک موضوع عجیب مشخص کنید و در همان لحظه در مورد آن با خودتان صحبت کنید. اگر میخواهید در مهارتهای فن بیان برتر و حرفهای شوید باید سعی کنید در هر لحظه قدرت و مهارت های سخنرانی بداهه را داشته باشید. حتی در جمعهای خانوادگی و فامیلی نیز میتوانید تمرین بداهه گویی کنید. قطعا جمعهای خانوادگی و فامیلی در روزهای عادی ما تشکیل میشوند و اگر بخواهید فن بیانتان را تقویت کنید میتوانید از این پتانسیل استفاده کنید.
۱۱ـ شوخی و خوش خنده بودن را فراموش نکنید
شما هم به هیچ عنوان دوست ندارید که پای صحبتهای یک انسان خشک و عبوس بنشینید. پس سعی کنید شوخیها و مزاحهای مناسب و متناسبی را برای سخنرانیتان مشخص کنید و از آنها استفاده کنید. در شوخیها باید مراقب خط قرمزها باشید. اعتقادات، سلیقههای ورزشی، قومیتها و دیگر موضوعات ممیزی را در بین شوخیهایتان استفاده نکنید تا بتوانید بازخورد خوبی بگیرید.
استفاده نابهجا از برخی از شوخیها نه تنها بر مخاطب اثر مثبت نمیگذارد بلکه میتواند موجب ناراحتی جمعی از مخاطبین شود. در بین جمع نیازی نیست که فقط خودتان شوخی کنید و برای عوض کردن فضا میتوانید از حضار هم استفاده کنید. برای مثال ممکن است شما با یکی از حضار جمع خاطره مشترکی داشته باشید، از او بخواهید آن خاطره مشترک را تعریف کند. این کار باعث ایجاد تعامل در فضا میشود و اثرات مثبت زیادی برای کیفیت سخنرانی شما دارد.
۱۲ـ متکلم وحده نباشید
ممکن است در یک جمع از شما درخواست صحبت شود. در این صورت ممکن است متناسب با نیاز شما چند دقیقه یا حتی چند ساعت صحبت کنید. اما آیا چند ساعت یا حتی چند دقیقه صحبت یک طرفه کار درستی است؟
قطعاً خیر. شما به عنوان یک سخنران باید سعی کنید از نظرات و صحبتهای دیگر افراد جمع هم صحبت کنید. مدیریت این کار کاملا به صلاح دید شما دارد اما باید از پتانسیلهای جمع حاضر استفاده کنید.
برای مثال میتوانید بعد از هر نیم ساعت نظرات حضار را در مورد صحبتهای ارائه شدتان بپرسید یا مثلا پرسشی مطرح کنید و نظرات حضار را جویا شوید. تمامی این کار به ایجاد تعامل ختم میشود که میتواند اثربخشی صحبتهای شما را افزایش دهد.
البته در این کار زیادهروی نکنید، زیادهروی در این کار باعث عدم تمرکز شما میشود و ممکن است مخاطب هم از بحث اصلی دور شود و به عبارتی رشته کلام از دست برود. پس مراقب تعادل در این موضوع باشید، اگر تا این قسمت تمامی نکات فن بیان و مهارتهای کلامی را آموختهاید به شما تبریک میگوییم چرا که تقریبا با ۹۰ درصد مهارت کلامی و فن بیان آشنا شدهاید.
۱۳ـ مدیریت زمان
مهارتهای فن بیان بسیار زیاد هستند و در این مطلب مهمترین مهارتها را بررسی کردیم و راهکارهای به دست آوردن این مهارتها را هم مطرح کردیم. تمامی مهارتهای کلامی و فن بیان در صورتی اثربخش هستند که مدیریت زمانی خوبی داشته باشید.
اگر ۱۲ مهارت بالا را استفاده کنید اما زمان صحبت و سخنرانی خود را کنترل نکنید، سخنرانی خوبی نداشتهاید. مدیریت زمان و برنامه ریزی درست به قدری مهم است که حتی برخی از بزرگترین سخنرانها هم در آن دچار مشکل هستند، اگر به دوران تحصیل خود فکر کنید قطعاً روزهایی را به یاد میآورید که معلم یا استاد به کلاس درس میآمد اما وارد بحثهای حاشیهای میشد و مطلب نیمه تمام میماند.
این موضوع نمونهای بارز از عدم مدیریت زمان است. برای مدیریت زمان تمرین زیادی لازم است و این گونه نیست که در یک ماه یا شش ماه به آن مسلط شوید.
۱۳ تکنیک بداهه گویی؛ تقویت مهارتهای کلامی و فن بیان
راجع به برخی از کلمات ۴ الی ۵ خط سخنرانی کنید
یکی دیگر از تکنیکهای بداهه گویی که میتوانیم به آن اشاره داشته باشیم، ترتیب دادن یک سخنرانی راجع به برخی از کلمات است. برای مثال یک کتاب را بردارید و به صورت تصادفی یکی از صفحات آن را باز و از آن صفحه چند کلمه را انتخاب کنید. سپس در رابطه با هر یک از کلمات انتخاب شده ۴ الی ۵ خط سخنرانی کنید.
تقویت این تکنیک از تکنیک های بداهه گویی، به شما کمک میکند که دایره لغات خود را افزایش دهید و بتوانید در مواقع اصلی به درستی و با استفاده از بهترین کلمات، تسلط کلامی داشته باشید و صحبت کنید. همچنین میتوان گفت این شیوه مناسب است، چرا که شما در یک محیط تنها هستید و جایی برای خجالت کشیدن وجود ندارد؛ پس به راحتی به این موضوع بپردازید.
به مطبوعات توجه ویژه داشته باشید
از دیگر تکنیکهای بداهه گویی که میتواند به شما کمک بهسزایی کند، گوش دادن به اخبار و یا خواندن روزنامه و مجلهها است. این شیوه نیز به شما کمک میکند که با واژه و کلمات بیشتری آشنایی پیدا کرده و مهارتهای کلامی خود را تقویت کنید. هر چه شما با تعداد کلمه بیشتری آشنا شوید، میتوانید راحتتر سخنرانی کنید.
توصیه میشود کلمات جدیدی که یاد میگیرید را به همراه مترادف آنها روی یک کاغذ یادداشت کنید و هر چند وقت یکبار به عنوان یادآوری به آنها نگاهی بیندازید و حتی در صحبتهای روزانه خود از آنها استفاده کنید تا به خوبی در ذهن شما جای گیرند.
اصوات نامفهوم و تکیه کلمات خود را یادداشت و آنها را برطرف کنید
حذف اصوات نامفهوم و تکیهکلام، از دیگر تکنیک های بداهه گویی به حساب میآید که توجه به آنها میتواند تأثیر مثبتی بر مهارتهای سخنرانی بداهه شما داشته باشد. برای این کار لازم است در محیط خانه سخنرانی کوتاهی را انجام دهید و صدای خود را با استفاده از گوشی همراه خود ضبط کنید.
سپس به صدای ضبط شده خود به صورت دقیق گوش دهید و کلماتی که به طور مکرر از آنها استفاده کردهاید را روی یک کاغذ یادداشت کنید؛ همچنین اصوات نامفهومی که به گوشتان میخورد را نیز بنویسید.
پس از این کار و نوشتن تمام موارد، باید تمرینات خود را در جهت یک سخنرانی بدون استفاده از چنین مواردی انجام دهید. از طرفی اگر در زمان صحبت کردن از اصواتی چون عهه، اووم یا … استفاده میکنید، باید بدانید که این کار بدترین موردی محسوب میشود که میتوانید در حین صحبت کردن استفاده کنید؛ پس هر چه زودتر نسبت به ترک کردن آنها اقدام کنید.
صدایی رسا داشته باشید
داشتن صدای رسا یکی از مهارتهای صحبت کردن به حساب میآید که باید برای آن به خوبی تمرین کنید. دقت داشته باشید که هر چه صدای شما رسا و بلندتر باشد، تأثیر بهتری را از شنوندگان دریافت خواهید کرد، چرا که مطلب شما میتواند تأثیرگذاری بهتری داشته باشد. دقت داشته باشید که اگر صدای شما به اندازه کافی بلند و رسا نباشد، شنونده دیگر علاقهای به گوش دادن صحبتهای شما نخواهد داشت.
البته باید متذکر شد که منظور از صدای بلند و رسا، داد و فریاد زدن نیست، چرا که اگر صدای شما بیش از حد بلند باشد، میتواند موجب آزار و اذیت فرد نیز بشود و او را از گوش سپردن به صحبتهای شما منصرف کند، همچنین این شیوه از صحبت کردن در بسیاری از مواقع، به درستی حق مطلب را ادا نمیکند.
به طور محکم و مطمئن صحبت کنید
محکم و مطمئن صحبت کردن یکی از تکنیک های بداهه گویی به حساب میآید. شما باید در لحظه که تصمیم به صحبت کردن میگیرید، به طور مطمئن و محکم حرف خود را بزنید. این موضوع باعث میشود که طرف مقابل حس بهتری پیدا کند و شما را یک فرد ماهر و حرفهای در زمینه صحبت کردن بداند.
این موضوع در بسیاری دیگر از شرایط نیز صدق میکند؛ یعنی شما در هر زمینهای مطمئن و محکم باشید، طرف مقابل را متقاعد میسازید که به حرف و رفتار شما اعتماد کند. در سخنرانی و بداهه گویی هایی که انجام میدهید مهارت های صحبت کردن را دست کم نگیرید چرا که میتواند در بسیاری از مواقع شما را از چالشهای مختلف نجات دهد.
کتاب و مقالههای مرتبط با فن بیان و بداهه گویی را مطالعه کنید
بسیاری از افراد تا به حال برای ارتقا و بهبود بخشیدن مهارتهای کلامی خود از کتاب و مقالههای گوناگون استفاده کردهاند و نتیجه مناسبی نیز به دست آوردهاند. کتاب خواندن یکی از اقداماتی به حساب میآید که خود به تنهایی از تکنیک های بداهه گویی است، اما شما میتوانید در رابطه با این موضوع، کتابهای مخصوص و دقیقتری را خریداری و مطالعه کنید.
تمرین کنید تا کلمات بیربط را به یکدیگر ربط دهید
شما باید خود را برای بسیاری از شرایط متفاوت آماده کنید که یکی از این شرایط، صحبت کردن در رابطه با موضوعات متفاوت است؛ از همین جهت توصیه میشود به تمرین چنین موضوعی بپردازید. برای مثال سه کلمه متفاوت مانند خورشید، قیمه و کفش را انتخاب کنید و در رابطه با آنها یک سخنرانی را ترتیب دهید. شما باید در رابطه با این کلمات به گونهای صحبت کنید که در آخر آنها به یکدیگر مرتبط شوند. این موضوع یکی از تکنیک های تقویت بداهه گویی به حساب میآید که فن بیان شما را نیز تقویت میکند.
لحن خود را تغییر دهید
یکی از مهارتهای صحبت کردن، توانایی تغیر لحن است. شما باید امکان انجام چنین کاری را داشته باشید تا بتوانید به خوبی در این زمینه به مهارت برسید. برای مثال در یک متن که کاملا جدی است، جملهای طنز قرار گرفته، بدون شک اگر شما چنین جملهای را با همان لحن قبلی برای شنوندهها بیان کنید، هیچکس به آن نخواهد خندید؛ بنابراین شما باید توانایی تغییر لحن را داشته باشید تا به درستی بتوانید منظور خود را به شنونده برسانید. دقت داشته باشید که تغییر لحن یکی از تکنیک های تقویت بداهه گویی است و نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
زبان بدن خود را تقویت کنید
زبان بدن یکی از مهارت و تکنیکهای تقویت بداهه گویی لازمی به حساب میآید که شما در راستای تقویت فن بیان باید به آن بپردازید. داشتن این مهارت به شما این امکان را میدهد که منظور و هدف خود را به درستی به اطرافیان برسانید.
دقت داشته باشید که اگر چنین مهارتی نداشته باشید، نمیتوانید به خوبی حق مطلب را برسانید. در رابطه با تقویت این مهارت، نکتههای بسیاری وجود دارد که میتوانید به آنها توجه داشته باشید و از آنها استفاده لازم را ببرید.
در آینه مهارتهای سخنرانی بداهه خود را تقویت کنید
اگر به دنبال تقویت تکنیکهای تقویت بداهه گویی است، میتوانید در آینه تمرین کنید. یک موضوع انتخاب کنید و برای سخنرانی آن آماده شوید. سپس روبروی آینه بایستید و با فردی که در آینه است، صحبت کنید.
در این حین به نوع کلمات، لحنی که استفاده میکنید، سرعت صحبت کردن و مواردی از این دست توجه داشته باشید؛ حتی میتوانید در این حین از خودتان فیلم بگیرید و سپس به آنالیز آن بپردازید. نقاط ضعف و نقاط قوت خود را یادداشت و سپس نقاط ضعف را برطرف و نقاط قوت را تقویت کنید. تکرار این کار شما را به مهارت بالایی میرساند. پس از انجام چندباره این کار، متوجه تغییری که در این جهت برای شما پیش آمده است، میشوید.
تمرین تند گویی کنید
هر چه شما بتوانید با سرعت بیشتری یک متن را بدون غلط و به صورت روان مطالعه کنید، به مهارت بیشتری در صحبت کردن میرسید. به نوعی میتوان گفت تمرین تند گویی یکی از مهارت های کلامی به حساب میآید که اگر شما در آن مهارت کافی به دست آورید، میتوانید به خوبی صحبت کنید.
تند گویی یکی از تکنیک های تقویت بداهه گویی است، پس نسبت به توسعه و تقویت آن اقدامات لازم را انجام دهید و از کنار آن ساده نگذرید. البته باید متذکر شد که تند گفتن کلمات در زمان سخنرانی، کار درست و توصیه شدهای نخواهد بود؛ چرا که این موضوع میتواند فرد شنونده را آزار دهد و باعث کلافگی بیش از حد او شود.
اطلاعات خود را افزایش دهید
افزایش و کسب اطلاعات بیشتر، از تکنیک های تقویت بداهه گویی محسوب میشود. اگر شما در رابطه با مسائل گوناگون، اطلاعات مناسبی داشته باشید، میتوانید بهتر سخنرانی کنید و نسبت به صحبتهای خود مطمئن باشید.
لازم به ذکر است که هر چه شما نسبت به سخنان خود مطمئنتر باشید، تأثیر بیشتری بر افراد خواهید داشت؛ بنابراین سعی کنید که از طریق راههای گوناگون، اطلاعات خود را افزایش دهید. از جمله مواردی که در این راستا به شما کمک میکنند، میتوان کتاب، فیلم، مستند، اخبار و … را نام برد.
در سخنرانی از کلمه من استفاده نکنید
یکی از مشکلاتی که در بسیاری از سخنرانیها دیده میشود، استفاده از کلمه «من» است. هر چه شما بیشتر در زمان سخنرانی از کلمه «من» استفاده کنید، حس بدتری را به شنونده القا خواهید کرد؛ چرا که فرد فکر میکند شما در حال تعریف کردن از خود و فخرفروشی هستید و قطعاً چنین موضوعی باب میل هیچکس نخواهد بود. توصیه میشود به این نکته دقت داشته باشید و اگر از این دست افراد هستید، بهتر است این مشکل را برطرف کنید.
بهترین نمونه بداهه گویی
بعد از اینکه آموزش بداهه گویی را کاملاً درک کردید، وقت آن میرسد تا چند نمونه بداهه گویی را مشاهده کنید. در این بخش، بهترین نمونه بداهه گویی حرفهای را مشاهده خواهید کرد. لازم به ذکر است که بهترین روش و نمونه، استفاده از روش PREP است. این روش که توسط بسیاری از متخصصان تأیید شده است، دارای چهاربخش میباشد. هر یک از این حروف، معنای خاصی میدهند که در ادامه آنها را بررسی خواهیم کرد.
اولین بخش این روش، یعنی P، برای کلمه point بکار میرود که به معنی بیان اصل مطلب است. یعنی بهتر است حاشیه رفتن را کنار گذاشته و نکته اصلی موضوع را ارائه دهید. دومی حرف از این روش منحصربهفرد، R میباشد که اول کلمه Reason است. همانطور که میدانید، این کلمه به معنای دلیل بوده است. شما باید دلایل کاملاً منطقی برای هر توضیح خود داشته باشید تا بتوانید مخاطب را قانع کنید. توجه داشته باشید که از ارائه دلایل پوچ و بیمنطق خودداری کنید. زیرا موجب میشود که اعتبار شما زیرا سؤال رود.
بخش سوم که حرف E را نشان میدهد، مخفف کلمه Example است که به این معنی است که شما باید برای دلایل خود، مثالهای محکم و مستندی ارائه دهید. این امر در بداهه گویی حرفهای موجب میشود که اعتماد گفتههای شما افزایش یابد. به یاد داشته باشید که باید دلایل شما کاملاً قابلدرک و ملموس باشند. درنهایت که بخش چهارم حرف P را نشان میدهد، مخفف کلمه Point بوده که مجدداً تکرار میشود. این بدان معنی است که شما باید موضوع اصلی خود را دوباره تکرار کنید تا اثربخشی آن بیشتر از قبل باشد.
جمع بندی
مهارتهای فن بیان یکی از مهمترین آموزشهایی است که هر انسانی به آنها نیاز دارد. فرقی نمیکند که شما چه تحصیلاتی دارید و در چه شاخهای مشغول به فعالیت هستید در هر صورت نیاز است که مهارتهای فن بیان و صحبت کردن را یاد بگیرید و تسلط کلامی بر صحبتهایتان داشته باشید.
در جلسات و آکادمیهای توسعه فردی معمولا تمرینهایی برای این مهارتها داده میشود اما ممکن است شما به کمک تمرینهای شخصی و ارائه شده در همین مطلب مهارتهای کلامی و بداهه گویی را فرابگیرید. برای تسلط بر مهارت های کلامی بهترین کار تمرین مداوم است، خوشبختانه تمرینهای فن بیان دشوار نیستند و بامداومت میتوانید بر آنها تسلط کلامی پیدا کنید.
برخی از سوالات رایج:
۱.دلیل اهمیت بداهه گویی چیست؟
فن بیان و بداهه گویی یکی از مهمترین موضوعات در بحث توسعه فردی است. اگر شما فن بیان خوبی داشته باشید میتوانید خیلی راحت خواستهها و مشکلات خود را بیان کنید. مهارتهای کلامی جزییات زیادی دارند و یادگیری آنها در یک زمان محدود امکان پذیر نیست اما با تمرین مکرر میتوانید به مهارتهای فن کلام و مهارت های کلامی مسلط شوید.
۲.چرا باید به مهارتهای کلامی توجه ویژهای داشت؟
یادگیری مهارتهای کلامی نقش بسیاری مهمی در روابط روزمره ما دارد و همه ما میدانیم که قسمت اعظمی از زندگی ما را همین روابط روزمره تشکیل میدهد. در کشورهای خارجی و تراز اولی مانند سوئد، نروژ، آمریکا، آلمان و… توجه ویژهای به مهارت های کلامی شده است به طوری که در تمامی مدارس و دانشگاه این درس به عنوان یک عنوان آکادمیک تدریس میشود.
۳.راهکارهای مهم و اثرگذار در تقویت فن بیان و مهارت های کلامی کدامند؟
شمرده شمرده صحبت کنید
نقش اعتماد به نفس در فن بیان
از حرفی که میزنید مطمئن باشید و خودتان عملکننده به آن باشید
اگر کمی واقع بین باشیم انتخاب های درست و غلط در زندگی ما باعث میشوند که به نتایج خوب یا بد برسیم. این روزها همه افراد به دنبال راهی هستند تا بتوانند در انتخاب هایشان موفق عمل کنند. انتخاب های درست میتوانند در طول زمان نتایج فوقالعادهای برای شما داشته باشند.
بسیاری از افراد این گونه فکر میکنند که تصمیم های درست و غلط در همان لحظه اثرگذار است و نتیجه خود را نشان میدهد اما نتیجه تحقیقات نشان داده است که نتیجه بعضی از تصمیمهای غلط تا چندین سال مشخص نمیشود.
برای مثال کسانی که سیگار میکشند مشخصا در زمان جوانی و نوجوانی به مشکل نمیخورند اما بعد از ۶۰ سالگی دچار مشکلات تنفسی و قلبی زیادی میشوند که متاثر از همان تصمیم دوران جوانی است.
یکی از مهمترین مراحل تصمیم و انتخاب درست در زندگی شخصی این است که در وهله اول مسئولیت تمام زندگیتان را بپذیرید. با افرادی که در زندگی شخصی، کاری و زناشویی موفق نیستند بپرسید که چرا این اتفاقات افتاده است؟! جالب است بیشتر آنها این گونه پاسخ میدهند که این موضوع تقصیر فلان شخص یا فلان اتفاق است.
برای مثال بیشتر افرادی که دارای شغل مناسبی نیستند وضعیت بد جامعه را مقصر میدانند در حالی که در همین شرایط بسیاری از افراد با گذراندن سختیهای متفاوت به خواستهشان رسیدهاند.
فقط خود شما هستید که میتوانید شرایط زندگیتان را تغییر دهید. هیچ کس نمیتواند شرایط زندگی شما را بهبود ببخشد جز خود شما. البته در این مسیر سخت کمک گرفتن از افراد موفق و مربیهای موفقیت، نه تنها اشکالی ندارد بلکه در سریع شدن این روند هم تاثیر مثبتی دارد.
بیشتر متخصصان روانشناسی هفت گام را برای گرفتن انتخاب درست در زندگی معرفی میکنند که در این مقاله میخواهیم این ۷ گام را بررسی کنیم. البته ممکن است شما متناسب با نیازتان برخی از گامها را حذف کنید یا حتی مراحلی به آن اضافه کنید.
تهیه چک لیستی از راه گزینههای موجود
قطعا برای هر مشکلی در زندگی ما راههای زیادی وجود دارد که باید از بین این راهها بهترین گزینه را انتخاب کنیم. در برخی از موارد بخاطر احساسات غالب بر افکار نمیتوانیم راه درست را انتخاب کنیم. در این شرایط بهترین کار این است که تمامی راههای موجود را بنویسیم و از بین آنها بهترین را انتخاب کنیم. در نوشتن لیست سعی کنید حتی راههای حلهای دشوار و نشدنی را هم یادداشت کنید. این کار کمک میکند در هنگام تصمیم دید بازتری به مسئله و راه حل آن داشته باشید.
تعیین زمان برای انتخاب درست یا تصمیم
خب مشخص است که هر انتخاب درست یا تصمیم در یک زمان مشخصی باید اجرا شود. برای مثال زمانی که شما ۱۰ میلیون پول دارید و میخواهید آن را سرمایهگذاری کنید راههای زیادی پیش رو دارید اما ممکن است باتوجه به تورم موجود در کشور یک ضربالعجل یک هفتهای برای خود مشخص کنید.
البته بسیاری از تصمیمها هم در لحظه اتفاق میافتد و امکان اختصاص زمان ندارد. برای مثال زمانی که شما در حال رانندگی هستید و یک خودرو به سمت شما میآید، فقط چند ثانیه فرصت دارید تا تصمیم بگیرید فرمان را به چپ هدایت کنید یا راست!
البته تستهای روانشناسی زیادی هم وجود دارد که عملکرد زمان تصمیمگیری مغز شما را میسنجد اما باید در نظر داشته باشید که این تستها فقط زمان پاسخگویی مغز شما را تحلیل میکنند و در مورد خوب یا بد تصمیم اتخاذ شده نظری نمیدهند. در برخی از موارد ممکن است افزایش زمان تصمیم، کیفیت تصمیم شما را بیشتر کند. در چنین شرایطی بهتر است کمی زمان بدهید تا تصمیم درستتری بگیرید.
مسئولیتپذیری انتخاب درست و غلط در زندگی
بهترین راه این است که در هنگام تصمیم نظر افراد مختلف را بشنوید و در انتها خودتان با سبک سنگین کردن، بهترین تصمیم را اتخاذ کنید. بعد از انتخاب شما دیگر نباید کسی را مقصر انتخابتان بدانید، متاسفانه این موضوع به قدری رایج است که حتی علت بسیاری از طلاقها از زبان زوجین، انتخاب همسر توسط خانواده بیان میشود.
اگر سعی کنید در زندگی روزمرهتان، مسئولیت تمام شکستها و موفقیتهایتان را قبول کنید میتوان مطمئن بود که واقعا بهدنبال انتخاب درستترین راهها و تصمیمها هستید.
جمع آوری اطلاعات پیرامون انتخاب
فرض کنید قرار است یک تلفن همراه بخرید و به دنبال بهترین تلفن ممکن با بودجه مورد نظرتان هستید. در این مواقع احتمالا جستوجوهایی در سطح اینترنت انجام میدهید یا به بازار میروید و با فروشندگان مختلف صحبت میکنید تا اطلاعاتی پیرامون انتخابتان به دست بیاورید.
این اطلاعات ممکن است از منابع زیادی به شما برسد و هیچ اشکالی هم ندارد که اطلاعاتتان را از کانالهای زیادی به دست بیاورید. در هنگام جمعآوری اطلاعات سعی کنید از منابع مختلفی استفاده کنید تا اطلاعات شما قابل اطمینان باشند. دقت داشته باشید که اطلاعات به دست آمده، نقش زیادی در انتخاب درست یا غلط شما دارند.
به دست آوردن میزان ریسک و خطای هر انتخاب
بعد از جمع آوری اطلاعات احتمالا گزینههای زیادی به دست آمده است که حالا در این مرحله هر کدام را از نظر میزان ریسک بررسی میکنیم. در برخی انتخابها مانند خرید یک وسیله خاص، ریسک کار زیاد نیست اما میزان ریسک بعضی از انتخابها به قدری زیاد است که روی آینده شما و زندگی شما تاثیر میگذارد.
برای مثال دانشآموزی که کنکور داده است و حالا میخواهد انتخاب رشته کند قطعا باید تمامی جوانب را بسنجد تا انتخاب درستی داشته باشد. البته از طرفی ریسک برخی از انتخابهای روزمره ما آنقدر ناچیز است که مشاوران و روانشناسان توصیه میکنند آنها را نادید بگیریم.
برای مثال فرض کنید شما هر روز ۲ مسیر برای رفتن به محل کارتان دارید. در این شرایط خیلی فرقی نمیکند که کدام مسیر را انتخاب کنید؛ شاید تفاوت این دو انتخاب نهایتا چند دقیقه دیر و زود رسیدن به محل کار باشد.
سنجش مزایا و معایب هر انتخاب
قطعا هر انتخابی مزایا و معایبی دارد که قبل از انجام باید آنها بسنجیم. عدم سنجش مزایا و معایب یک تصمیم میتواند عواقب خطرناکی را به همراه داشته باشد.
برای سنجش مزایا و معایب یک انتخاب بهتر است یک جدول رسم کنید و مزایا و معایب را در آن یادداشت کنید. این کار کمک میکند دید بهتری نسبت به هر کدام از انتخابهایتان داشته باشید و در نهایت باعث میشود انتخاب درستی بکنید. البته ممکن است برخی از انتخابهای روزمره نیازی به رسم چنین جدولی نداشته باشند.
مرحله آخر تصمیمگیری
در این قسمت شما باید به کمک ۶ مرحله قبل و تفکر استراتژیک ، بهترین تصمیم را اتخاذ کنید. داشتن انتخاب درست فقط به ۶ مرحله قبل بستگی ندارد و این مرحله هم اهمیت زیادی دارد چرا که بسیاری از افراد در این مرحله دچار غلبه احساس بر فکر میشوند و نمیتوانند گزینه درست را انتخاب کنند.
توصیه میشود بعد از اتمام ۶ مرحله قبل، کمی صبر کنید؛ البته نمیتوان زمان خاصی را برای این صبر کردن مشخص کرد اما متناسب با اهمیت آن انتخاب توصیه میشود چند روز یا چند ساعتی صبر کنید تا عقل و احساسات شما به حالت کنترل شدهای در بیاید. اگر تصمیم یا انتخاب بسیار مهمی پیش رو دارید
چطور “انتخاب درست” داشته باشیم؟ + ۸ نکته انتخاب راه درست
مفهوم انتخاب
قطعا همه ما کموبیش با معنی کلمه انتخاب آشنایی داریم و همه ما تا کنون دست به انتخابهای بیشماری در زندگی خود زدهایم. انتخاب یک توانایی ذاتی است که از قدرت اختیار در انسان سرچشمه میگیرد. در واقع معنی لغوی انتخاب، برگزیدن یک چیز از بین چندین گزینه موجود است.
انتخابگر شخصی است که دست به انتخاب کردن میزند. اگرچه انتخاب کردن یک امر بدیهی است و همه ما انسانها به صورت یک انتخابگر زاده میشویم؛ اما با این حال مسئله مهم این است که بتوانیم یک انتخابگر حرفهای باشیم؛ زیرا چه بخواهیم چه نخواهیم لازم است همیشه انتخابهایی انجام دهیم. پس بهتر است انرژی ما صرف انتخاب راه درست شود.
عوامل تاثیرگذار در داشتن یک انتخاب درست
قطعا فرآیند تصمیمگیری و انتخاب، یک روند پیچیده و چند بعدی دارد و عوامل بسیار زیادی روی انتخابهای ما در زندگی تاثیر میگذارند. اگر بخواهیم چکیده و خلاصه عوامل تاثیرگذار بر انتخاب درست را ذکر کنیم باید به موارد زیر اشاره کنیم:
خود شخص انتخابگر: شاید بتوان گفت مهمترین و اصلیترین عاملی که روی انتخابهای ما تاثیر میگذارد، خود ما هستیم. هنگام تصمیمگیری برای انتخاب راه درست عوامل فردی مانند؛ میزان خودآگاهی شخص، سطح اطلاعات فردی، هوش کلامی ، هیجانات و احساسات فرد انتخابگر و ارزشها و باورهای او روی انتخابهایش اثر زیادی دارند.
نوع مسئله: موضوعی که میخواهیم در مورد آن تصمیمگیری کنیم هم در نوع انتخاب ما تاثیر به سزایی دارد. زیرا هرچقدر آن موضوع مهمتر یا پیچیدهتر و بزرگتر باشد، آنگاه تصمیمگیری برای آن حساستر و دشوارتر میشود و فرد خود را با چالش بزرگتری روبهرو میبیند.
عوامل خارجی: شاید تاثیر عوامل خارجی کمتر از دو موردی باشد که قبلا ذکر کردیم؛ اما با این حال نمیتوان تاثیر عوامل خارجی را در انتخاب راه درست در زندگی نادیده گرفت. اما منظور ما از عوامل خارجی چیست؟ عواملی مانند: خانواده، دوستان و اطرافیان، زمان، رسانههای اجتماعی، فرهنگ جامعه، دین و مذهب فرد، تبلیغات و…
تصمیمگیری و انتخاب را درست در هر زمینهای یکی از مهمترین و دشوارترین کارهایی است که انسان در طول زندگیاش انجام میدهد. برای این که بتوانیم بهترین تصمیم را در هر زمینهای بگیریم باید نکات زیادی را مورد توجه قرار دهیم. در ادامه مقالات تعدادی از این نکات را ذکر خواهیم کرد.
ترفند « ۵ چرا» برای داشتن انتخاب درست
در واقع این ترفند برای بررسی علت رخ دادن یک اشتباه است. به این صورت که اگر کاری را اشتباه انجام دادید از خودتان ۵ علت برای آن اشتباه بخواهید. به عبارتی با آوردن ۵ دلیل برای کار غلطی که مرتکب شدهاید؛ میتوانید ابعاد اشتباهتان را به دقت مورد بررسی قرار دهید.
این تکنیک نخستین بار توسط بنیانگذار شرکت تویوتا ارائه شد و برای انتخاب راه درست در زندگی نیز کاربرد دارد. به این ترتیب که هنگام انتخاب یک راه، ۵ دلیل برای خودتان بیاورید که چرا میخواهید این راه را انتخاب کنید. با این کار یک دید جامع از انتخابهای خود خواهید داشت.
پیروی کردن از غریزه برای دست یابی به یک انتخاب درست
برای داشتن یک انتخاب درست بد نیست که گاهی از غریزه و قدرت ذهن خود کمک بگیرید. در واقع در این جا منظور ما از غریزه همان ضمیر ناخودآگاه انسان است. بدون شک کم و بیش با تواناییها و شگفتیهای ضمیر ناخودآگاه در انسان آشنایی دارید.
شاید شما هم با خود فکر کنید برای این که دست به یک انتخاب درست بزنید باید خیلی در مورد آن فکر کنید. اما جالب است بدانید که تحقیقات نشان میدهد کسانی که هنگام تصمیمگیری، بسیار با وسواس و دقت رفتار میکنند معمولا تصمیمهای درست و خوبی نمیگیرند.
در مقابل اشخاصی که سریع تصمیم میگیرند به مراتب از نتیجه کار راضیتر هستند. دلیل این موضوع این است که چنین افرادی اولا با آرامش بیشتری تصمیم میگیرند و دوما هنگام تصمیمگیری از ضمیر ناخودآگاه خود استفاده میکنند. زمانی که شما نیاز دارید از بین چندین گزینه یک انتخاب درست داشته باشید؛ ضمیر ناخودآگاه شما بسیار بهتر و کارآمدتر از ضمیر خودآگاهتان عمل میکند.
تقویت خودآگاهی برای انتخاب راه درست در زندگی
شاید یکی از بهترین پاسخها برای پرسش چگونه راه درست را انتخاب کنیم؟ تقویت مهارت خودآگاهی و توسعه فردی باشد. طبیعتا برای داشتن انتخاب درست و آگاهانه شما نیاز دارید که ابتدا خودتان را بشناسید. به این ترتیب شما قادر خواهید بود که علت انتخابهایتان و سبکهای انتخابی خودتان را بشناسید.
به علاوه با کسب خودآگاهی، شما میتوانید هنگام تصمیمگیری برای انتخاب راه درست هیجانات خود را کنترل و مدیریت کنید. زیرا گاهی ما مجبور میشویم ناگهانی و به سرعت انتخاب کنیم و تصمیم بگیریم. اکثر افراد در چنین لحظاتی دچار سردرگمی میشوند؛ زیرا احساسات و هیجانات به آنها غلبه میکنند.
در صورتی که خودآگاهی خود را تقویت کنید انتخابها و تصمیمهای شما بیشتر از روی تفکر و منطق خواهند بود و احساسات و هیجانات در آنها نقش زیادی ندارند. بنابراین توصیه میشود که قبل از تصمیمگیری در هر زمینهای ابتدا روی خودتان کار کنید و هیجانات، احساسات و واکنشهای مثبت و منفی خود را بشناسید.
برای انتخاب راه درست در زندگی مشورت بگیرید
اگرچه هر کسی خودش بهتر میتواند شرایط زندگی خود را درک کند و دست به یک انتخاب درست برای زندگیاش بزند؛ اما با این حال برای همه افراد زمانهایی در زندگی پیش میآیند که نمیتوان به تنهایی تصمیم گرفت و انتخاب کرد.
گاهی افراد برای تصمیمگیری بین دو یا چند راه مردد میشوند و نمیتوانند دست به انتخاب درستی بزنند. هنگامی که از کسی برای داشتن یک انتخاب درست مشورت میگیریم؛ در واقع آن شخص مسئله ما را از یک دیدگاه دیگر و متفاوت با زاویه دید ما بررسی میکند.
ممکن است زوایا و نکاتی در تصمیمگیری و انتخاب ما نهفته باشد که خود ما از آن آگاهی درستی نداشته باشیم. البته ناگفته پیداست که با هر کسی نباید مشورت کنید و برای نظر سنجی و مشورت، باید به فردی آگاه و دلسوز مراجعه کنید که قابل اطمینان باشد و بتواند به خوبی شما را در انتخاب راه درست کمک کند.
قاطعیت درونی خود را تقویت کنید
اگر میخواهید بدانید که چگونه راه درست را انتخاب کنیم، باید به شما بگویم که انتخاب کردن فقط کافی نیست؛ بلکه شما باید یاد بگیرید که چگونه قاطعانه و محکم انتخاب کنید. گاهی با افرادی برخورد میکنیم که برای انتخاب راه درست در زندگی، مدت زیادی فکر میکنند و از افراد زیادی مشورت میگیرند؛ اما هنگامی که دست به انتخاب زدند بعد از مدت کوتاهی دچار پشیمانی میشوند.
یا از این بدتر اشخاصی هستند که علیرقم تفکر بسیار و زمان زیادی که صرف انتخاب کردن میکنند باز هم نمیتوانند تصمیم بگیرند و انتخاب درستی داشته باشند. چنین اشخاصی هنگام تصمیم گیری و انتخاب، یا اسیر هیجانات منفی خود میشوند؛ مثلا دچار استرس و اضطراب بیش از حد شده یا دچار حالت انفعال میشوند و از تصمیمگیری فرار میکنند. اگر میخواهید به این حالتها دچار نشوید و یک انتخاب درست داشته باشید باید یاد بگیرید که چگونه قاطعانه و محکم انتخاب کنید و تصمیم بگیرید.
بررسی خطاهای تصمیمگیری
شاید تصور کنید که اگر شخصی تمامی نکات لازم برای داشتن یک انتخاب درست را رعایت کند و با افراد متخصص مشورت کند، به طور قطع دست به یک انتخاب درست میزند و امکان ندارد تصمیمگیری او با شکست مواجه شود. اما باید بگوییم که حتی در این صورت هم احتمال شکست خوردن در تصمیمگیری و دست زدن به یک انتخاب غلط همچنان وجود دارد. در ادامه به بررسی خطاهای تصمیمگیری میپردازیم؛ تا با شناخت آنها و اجتناب از آنها بتوانید انتخاب مطمئنتر و بهتری داشته باشید. این خطاها عبارتند از:
بیصبری: قبلا اشاره کردیم که اگر شخصی نتواند قاطعانه انتخاب کند و بیش از حد تعلل کرده و وسواس به خرج دهد، دست به انتخاب درستی نمیزند. در مقابل این موضوع مبحث عجولانه تصمیم گرفتن و بیصبری قرار دارد. در واقع هرچند وسواس بیش از حد مناسب نیست؛ از طرفی اینکه بلافاصله اولین راهحل را انتخاب کنیم هم کاملا اشتباه است. در واقع شما باید بیاموزید که بین این دو تعادل برقرار کنید.
داشتن تعصب: قطعا تعصبات غلط میتوانند شما را از یک انتخاب درست فرسنگها دور کنند. کسی که ذهن بستهای دارد و قدرت انعطافپذیری پایینی دارد قطعا نمیتواند از مشورت دیگران بهره بگیرد. گاهی هم افراد از اینکه از منطقه امن خود خارج شوند و جور دیگری به مسائل نگاه کنند میترسند و نمیتوانند تصمیم درستی بگیرند.
با توجه به شرایط بهترین تصمیم ممکن را بگیرید
قطعا برای انتخاب راه درست در زندگی استانداردهای خاصی وجود دارد و مطالعات گستردهای در این زمینه انجام شده است؛ اما گاهی شرایط به نحوی است که شما نیاز دارید بهترین تصمیم ممکن را در آن شرایط خاص بگیرید. پس همیشه داشتن قدری انعطافپذیری ضروری و کمک کننده است.
بهتر است هنگام تصمیمگیری و انتخاب راه درست واقع بین باشیم تا بتوانیم با توجه به شرایط موجود بهترین انتخاب را داشته باشیم و بهترین تصمیم ممکن را بگیریم. همچنین گاهی نیاز داریم به سرعت در مورد مسئلهای تصمیمگیری کنیم و دست به یک انتخاب سریع بزنیم؛ پس باید قبلا و در موقعیتهای مختلف این موضوع را تمرین کرده و توانمندی داشتن انتخاب درست را در خود تقویت کرده باشیم.
شما مجاز هستید که گاهی اشتباه کنید!
هر چند هنگام تصمیمگیری، به خصوص برای مسائل اساسی زندگی مانند ازدواج کردن، شما باید به دقت همه جوانب را بررسی کنید، مراحل لازم برای داشتن انتخاب درست را طی کنید و از افراد مناسبی مشورت بگیرید؛ اما باز هم همه چیز در دنیا تحت کنترل ما قرار ندارد و هر انسانی ممکن است گاهی اشتباهاتی در زندگی خود داشته باشد؛ این موضوع کاملا طبیعی و بدیهی است.
بنابراین اگر علیرقم تلاشهای فراوان باز هم دست به یک انتخاب درست نزدید نباید دلسرد و ناامید شوید؛ زیرا زندگی سراسر تجربه و آزمون است. البته این سخن به این معنی نیست که از تصمیمگیری صحیح شانه خالی کنید؛ به خصوص این که گاهی برخی از انتخابهای غلط تبعات بسیار بدی برای افراد خواهند داشت و چه بسا قابل جبران هم نباشند. با این حال شما موظف هستید تمامی مراحل لازم برای تصمیمگیری و انتخاب درست را طی کنید اما همیشه احتمال شکست را هم در نظر داشته باشید.
جمع بندی
انتخاب درست شامل یک فرآیند ۷ مرحلهای است که باید در تمامی مراحل دقت زیادی داشته باشد. اشتباه در هر مرحله میتواند شما را به یک انتخاب نادرست هدایت کند. بهترین کار برای گرفتن تصمیم درست سنجش تمامی جوانب است که در تعمیم یافته آن همان مراحل بالا میشود.
باید بدانید که گاهی اوقات به تنهایی نمیتوان بهترین انتخاب را داشت و باید از افراد کاربلد کمک گرفت. البته این افراد همیشه مشاوران و متخصصان نیستند بلکه در برخی از مواقع دوستانمان میتوانند در یک انتخاب درست ما را همراهی کنند.
تشخیص این موضوع برعهده خود ما است و با کمی فکر کردن میتوانیم بهترین شخص را برای راهنمایی انتخاب کنیم. در بسیاری از موارد کمک گرفتن از اشخاصی که اطلاعی از جزییات گزینههای پیشروی ما ندارند باعث رخ دادن یک فاجعه در زندگیمان میشود. اگر برای انتخابهایتان نیاز به یک شخص دارید بهتر است حتما روی انتخاب آن شخص حساسیت به خرج دهید.
برخی از سوالات رایج:
۱.چطور میتوانیم یک انتخاب درست داشته باشیم؟
تهیه چک لیستی از راه گزینههای موجود
مسئولیتپذیری انتخاب درست و غلط در زندگی
جمع آوری اطلاعات پیرامون انتخاب
به دست آوردن میزان ریسک و خطای هر انتخاب
تصمیمگیری
سنجش مزایا و معایب هر انتخاب
۲.عوامل تاثیرگذار در داشتن یک انتخاب درست کدامند؟
قطعا فرآیند تصمیمگیری و انتخاب، یک روند پیچیده و چند بعدی دارد و عوامل بسیار زیادی روی انتخابهای ما در زندگی تاثیر میگذارند. اگر بخواهیم چکیده و خلاصه عوامل تاثیرگذار بر انتخاب درست را ذکر کنیم باید به موارد زیر اشاره کنیم:
خود شخص انتخابگر
نوع مسئله
عوامل خارجی
۳.ترفند ۵ چرا چیست و چه کاربردی دارد؟
از ترفند ۵ چرا برای بررسی علت رخ دادن یک اشتباه استفاده میشود. به این صورت است که اگر کاری را اشتباه انجام دادید باید از خودتان ۵ علت برای آن اشتباه بخواهید. به عبارتی با آوردن ۵ دلیل برای کار غلطی که مرتکب شدهاید؛ میتوانید ابعاد اشتباهتان را به دقت مورد بررسی قرار دهید.
امروزه با توجه به حجم ترافیک و شلوغ بودن شهرها بسیار بسیار زمانبندیهای ما ممکن است به هم ریخته باشد به شکلی که زندگیمان را مختل کرده باشد اگر بتوانیم مدیریت زمان مناسبی داشته باشیم قطعا اتفاقات بسیار سازندهای را میتوانیم در زندگیمان بسازیم.
حال سوال این است که زمان را چطور میتوانیم مدیریت کنیم و چه ابزارهایی برای این قضیه است یکی از راههایی که در مشاوره در جاهای مختلف دائما به شما توصیه میکنند برنامهریزی روزانه یا هفتگی است یعنی برنامه ریزی کنید یا اسکجوالی داشته باشید برای طی هفتهتان.
یعنی بگویید شنبه میخواهم اینکار را کنم یکشنبه میخواهم اینکار را کنم دوشنبه میخواهم اینکار را کنم میخواهم به شما بگویم امروزه تقریبا این روش کاملا منسوخ شده که شما برنامه ریزی برای آیندهتان داشته باشید چرا؟ به خاطر اینکه برنامه ریزی هایی که معمولا برای آیندهمان داریم بسیار بسیار کلی است و انگار ما صد درصدمان را آنجا گذاشتیم بعضی از افراد به گونهای برنامه ریزی میکنند که قطعا و یقینا غیرقابل اجراست یعنی میگویند هفت تا هفت و ربع اینکار را میکنم هفت و نیم تا هفت و چهلوپنج دقیقه اینکار را میکنم این روش برنامه ریزی روش برنامه ریزی بسیار غلطی است
پس به شما توصیه میکنم قبل از اینکه به سمت این نوع برنامه ریزی بروید نوع دیگری از برنامه ریزی و time management رو باهم بشناسیم به این شکل که شما لازم است کارهایی که در روز میکنید ساعت بزنید یک ساعت به دستتان ببندید و هر روز کارهایتان را لیست کنید و میزان زمانی که برای آن کارها صرف کردید را بنویسید و در نهایت مجموع اینها را زیر یک ستون داشته باشید
خیلی جالب است که در اخر هفته خواهید دید که بسیار کمتر از آنچه فکر میکنید کار انجام میدهید پس روشی بهتر نوشتن روزانهی ساعتی است که کار میکنید انشاءالله در قسمت بعدی درباره اینکه چطور میتوانیم پیشبینی لازم را داشته باشیم و بتوانیم این زمانبندی را مدیریت کنیم با شما گفت و گو خواهیم داشت.
مدیریت زمان به بهترین شکل ممکن
با یادداشت کردن مقدار زمانی که برای انجام هرکار لازم است، دید واضحتری نسبت به موضوع «زمان» خواهیم داشت. در واقع برخی از کارهایی که فکر میکنیم در عرض ۱۰ دقیقه انجام میشوند، ممکن است تا یک ساعت هم طول بکشند و برخی دیگر از کارها که فکر میکنیم، تنها به یک ساعت زمان نیاز دارند، ممکن است در حقیقت به سه الی چهار ساعت زمان نیاز داشته باشند.
بنابراین به جای اینکه از پیش زمان انجام کارها را پیشبینی کنیم، کارها را انجام میدهیم و سپس زمانی که صرف آنها کردهایم را یادداشت میکنیم. آنگاه میدانیم که کارهای ما در طول شبانهروز به چه مقدار زمان نیاز دارند. بر این اساس میتوانیم در برنامهریزی بعدی، زمان معقولتری را به انجام هر کار اختصاص دهیم.
این تنها یکی از روشهای مدیریت زمان بود که میتوانستید از آن بهره بگیرید، در ادامه، چندین روش دیگر را نیز به شما معرفی خواهیم کرد. همچنین می توانید مقاله ” بهترین روش برای برنامه ریزی ” را جهت آشنایی بیشتر مطالعه کنید.
۵ روش کاربردی برای مدیریت زمان
قطعاً روشهای زیادی برای مدیریت زمان وجود دارد که همگی آنها به نوعی کاربردی هستند. اما با توجه به متفاوت بودن شخصیت هر انسان، روشهایی که برای یک فرد خاص مؤثر واقع میشود، ممکن است برای شخص دیگری، مناسب نباشد.
به همین خاطر در اینجا، به جای یک روش واحد، چند روش برنامهریزی برای مدیریت زمان را مطرح میکنیم تا بسته به روحیه خودتان، از یکی یا چند مورد از آنها در راستای استفادهی صحیح از زمانتان، بهره بگیرید. این روشها به قرار زیر هستند:
لیستبندی
استفاده از لیست، یکی از اصلیترین روشهایی است که به ما کمک میکند تا از زمانی که در اختیار داریم، برای انجام کارهای مهم خود استفاده کنیم. در این روش، باید لیستی از کارهای قابل انجام را در یک لیست یادداشت کرده و در طول روز بارها با مراجعه به آن لیست، فعالیتهای خود را یکی از پس از دیگری به انجام برسانید.
این لیست میتواند در یک دفترچه دستی یا دفترچهی تلفن گوشی همراهتان یادداشت شود. با داشتن یک لیست، به راحتی میتوانید کارهایی که در طول روز باید انجام دهید را به موقع انجام داده و از عقب افتادن کارها، رها شوید.
اولویتبندی
اولویتبندی نیز نقش بسزایی در مدیریت زمان دارد. چرا که گاهی تعداد کارهای قابل انجام در لیست ما به چندین مورد میرسند که در طول روز نمیتوانیم همگی آنها را به انجام برسانیم. در چنین مواقعی، بهترین کار، اولویتبندی فعالیتهای روزانه است. در این تکنیک، ۳ الی ۵ مورد از مهمترین فعالیتها را در رأس لیست قرار میدهید که حتماً انجام شوند.
دیگر موارد لیست، در صورت انجام نشدن هم مشکلی ایجاد نمیکنند. اگر شما نیز از روش لیستبندی استفاده کردهاید، اما باز هم نرسیدهاید تا همهی کارهای لیست را انجام دهید، اولویتبندی فعالیتهای مهمتر، چارهساز سیستم مدیریت زمانتان خواهد بود.
استفاده از زمانهای مرده
همگی ما زمانهای مُرده بسیاری داریم که هیچ استفادهی مفیدی از آنها نمیکنیم. همین که در مطب پزشک، فرودگاه یا هر جای دیگری، روی صندلیهای انتظار مینشینیم، زمانی که در مترو، تاکسی یا اتوبوس مینشینیم و کار مفیدی انجام نمیدهیم، جزو زمانهای مُرده محسوب میشوند.
برای مدیریت زمان، میتوانیم از این زمانها نیز بهرهی صحیح ببریم. پس بهتر است برخی از فعالیتها مانند مطالعه، پاسخدهی به پیامها و دیگر مواردی که در چنین زمانهایی قابل انجام هستند را در زمان انتظار یا در بین مسیرها به انجام برسانیم.گاهی خیلی بیشتر از آنچه که فکرش را میکردیم، در مسیرها و مکانهای خاص معطل میشویم و از برخی از کارهایمان عقب میمانیم.
بنابراین هرگاه متوجه شدیم که در جایی معطل شدهایم و زمانمان دارد به هدر میرود، میتوانیم به لیست کارهای روزانه یا لیست کارهای عقب افتادمان نگاه کنیم و ببینیم چطور میتوانیم یکی از آنها را در چنین موقعیتی به انجام برسانیم. شاید عجیب به نظر برسد، اما استفاده صحیح از زمانها مرده، تأثیر بسیاری در مدیریت زمان ما خواهد داشت که موجب توسعه فردی نیز می شود.
کاغذهای یادآوری
اگر یادتان میرود به لیست داخل دفترچهتان نگاه کنید، راه دیگری نیز برای یادآوری فعالیتهای روزانه و استفاده صحیح از زمان وجود دارد. شما میتوانید در خانه یا محل کارتان، کاغذهای رنگی یادآوری را به دیوار، میز یا مونیتورتان بچسبانید و روی آنها، کارهایی که قرار است انجام دهید را یادداشت کنید.
با این روش، دیگر کارهای قابل انجام، همیشه پیش رویتان قرار دارند و هربار که به دیوار، میز، مونیتور یا هر جای دیگری که کاغذهای یادآوری را چسباندهاید، نگاه میکنید، یادتان میآید که باید چکار کنید. این روش در بسیاری از مواقع، برای بسیاری از انسانها به خوبی جواب داده و باعث مدیریت زمان ایشان شده است.
اپلیکیشنهای مدیریت زمان
گوشیهای تلفن همراه اسمارت، جزئی جدانشدنی از زندگی ما هستند. در واقع تنها چیزی که در تمام ساعات شبانه روز در دسترس ما قرار دارد، گوشیمان است. به همین خاطر اپلیکیشنهای مدیریت زمان بسیاری ایجاد شدهاند که میتوان از قابلیتهای متنوع آنها استفاده کرد. از جمله مهمترین و کاربردیترین اپلیکیشنهای مدیریت زمان در سطح جهان، میتوان نمونههای زیر را نام برد:
اپلیکیشن «Any Do» با قابلیت ایجاد لیستهای روزانه، یادداشتبرداری، برنامهریزی پروژههای گروهی، امکان برقراری تماس تلفنی و متنی با دیگران و ….
اپلیکیشن «Google Keep» با قابلیت یادداشتبرداری سریع در موقعیتهای ضروری، رونویسی ضبط صدا، ایجاد لیست، اضافه کردن تصویر و بسیاری امکانات دیگر
اپلیکیشن «PlanMyDay» با قابلیت اولویتبندی فعالیتهای مهمتر، یادداشت کردن زمان اختصاصی برای هر فعالیت، اتصال با سایر اپلیکیشنهای مدیریت زمان و ….
اپلیکیشن «TimeTune Schedule Planner» با قابلیتهای برنامهریزی، نوتیفیکشنهای یادآوری کننده فعالیتها، طراحی نمودار برای فعالیتهای روزانه و ….
شما با نصب این اپلیکیشنها میتوانید کلیه فعالیتهای روزانه خود را سازماندهی کنید تا به صورت صحیح از زمانی که در اختیار دارید، بهره بگیرید. قطعاً مدیریت کردن زمان به کمک اپلیکیشنها برای همه افراد لذتبخش خواهد بود.
شما میتوانید در بین اپهایی که در اینجا معرفی کردیم یا دیگر اپلیکیشنهایی که امکان برنامهریزی و مدیریت زمان را فراهم میکنند، گزینه موردعلاقه خود را پیدا کنید. چراکه ممکن است کارایی یک اپ برای شما کاربردی نباشد، اما امکانات اپ دیگر، دقیقاً با نیازهای شما هماهنگی داشته باشد.
اگر روشهای نامبرده برای مدیریت زمان، جواب نداد، چکار کنیم؟
بسیاری از انسانها از دست روشهای غیرکاربردی مدیریت زمان، کلافه هستند. برخیها اظهار میکنند که هیچ روش مفیدی برای مدیریت زمان وجود ندارد و هیچ روشی برای آنها مؤثر نبوده است. اگر شما نیز جزو این افراد هستید و فکر میکنید که روش اختصاصی برای شما وجود ندارد، پس میتوانید روش اختصاصی خود را خلق کنید.
شما میتوانید با الگو گرفتن از روشهای موجود و سپس توجه به شرایط زندگی خود، یک برنامه مدیریت کردن زمان منحصر به فرد برای خود ایجاد کنید. البته گاهی با ترکیب کردن روشهای موجود هم میتوان کارها را مدیریت کرد.
برای مثال، از یک اپلیکیشن برای یاداشتبردای و لیستبندی و از یک اپلیکشن دیگر نیز برای یادآوری استفاده کنید. همزمان با آن هم از یادداشت برداریهای دستی کمک بگیرید. تا رسیدن به یک نظم شخصی از امتحان کردن روشهای مدیریت زمان دست برندارید تا در نهایت روش مخصوص خود را یافته یا شخصاً آن را ایجاد کنید.
سخن نهایی
همگی ما به صورت استاندارد، در طول شبانهروز، ۸ ساعت را به خواب و ۱۶ ساعت را نیز به انجام فعالیتهای روزانه خود اختصاص میدهیم. ممکن است ۱۶ ساعت برای رسیدگی به همگی کارهای ما کم باشد، اما اگر یاد بگیریم به شیوهای صحیح برنامهریزی کنیم، از پس تمام کارهایمان برخواهیم آمد.
در قسمت ابتدایی این متن، مدیریت زمان به زبان دکتر پدرام شهدوست را با روش متفاوتی عنوان کردیم که ممکن است برای بسیاری از شما مفید واقع شود. همچنین تعریف مدیریت زمان در کنار انواع شیوه مدیریت زمان عنوان شده، میتواند برای عده دیگری از افراد مؤثر واقع شود. بهرحال هرکس باید شیوه مناسب خود را برای برنامهریزی و مدیریت زمان بیابد.
برخی از سوالات رایج:
۱. مدیریت زمان مناسب به چه روشی صورت می گیرد؟
مدیریت زمان مطلوب زمانی صورت می گیرد که افراد درک روشنی از برنامه و اهداف خود داشته باشند و در مراحل بعدی با نوشتن و روشن کردن مسیر برای خود به فعالیت های خود ادامه می دهند.
۲. فعالیت های لازم برای مدیریت زمان چیست؟
۱. لیست بندی ۲. اولویت بندی ۳. استفتده از زمان مرده ۴. کاغذهای یادآوری
۳. افراد روش های یکسانی برای مدیریت زمان دارند؟
یک روش برنامه ریزی و مدیریت زمان برای تمامی افراد مناسب نیست بعضی از افراد با ترکیب روش های مدیریت زمان مختلف به نتیجه مطلوب می رسند. نمیتوان گفت برنامه شخصی افراد برای همه مناسب است.